نگاهی به اطلاعیه روابط عمومی سپاه پاسداران
بوشهری ها / روزنامه پیام عسلویه در سرمقاله روز شنبه دوم خرداد ماه 1405 نوشت : در ادبیات کلاسیکِ روابط بینالملل، همواره میان «قدرت نظامی» و «دیپلماسی» مرزی قائل میشوند که اولی را ابزارِ تهدید و دومی را ابزارِ اقناع میداند. اما نظام جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته، الگوی جدیدی را به نظریهپردازانِ سیاسی عرضه کرده است: «دیپلماسیِ برخاسته از میدان». پیام اخیر روابط عمومی سپاه پاسداران خطاب به حماسهسازانِ تجمعات شبانه، نقطه عطفی در تبیین این راهبرد است که در آن «مذاکره» نه به عنوانِ عقبنشینی، بلکه به عنوان «صحنهای دیگر از کارزار میدان نبرد» تعریف میشود.
مذاکره؛ سنگرِ دومِ جبههی مقاومت
اینکه نهاد نظامیِ کشور، دیپلماسی را «کارزار نبرد» مینامد، حاوی پیامی استراتژیک برای طرفهای مقابل است. در نگاهِ راهبردی سپاه، مذاکرهکنندگانِ ما نه تنها دیپلمات، بلکه «افسرانِ جبههی نبردِ سیاسی» هستند. این تعریف، تغییرِ ماهویِ جایگاهِ مذاکره است؛ دیگر «گفتوگو» به معنایِ خستگی از مبارزه نیست، بلکه استمرارِ مبارزه با ابزاری دیگر است. حضورِ پرشور مردم در خیابانها به عنوان «سرمایه اجتماعی»، در واقع «عقبهی استراتژیکِ» این تیم دیپلماتیک است. همانطور که یک لشکر در میدانِ نبردِ سخت به پشتیبانیِ لجستیک نیاز دارد، تیم مذاکرهکننده نیز به «انسجام داخلی» و «پشتیبانیِ میدانیِ مردم» برای تولیدِ وزنِ سیاسی در میزِ چانهزنی نیازمند است.
نقدِ نغمههای انحرافی در محافل داخلی
این روزها در برخی محافل، نغمههایی به گوش میرسد که مذاکره را مطلقاً «خروج از آرمانها» یا «سازش» قلمداد میکنند. این رویکردِ «تندرویِ منفعلانه»، عملاً در تضاد با منطقِ میدان است. همانطور که سپاه پاسداران به عنوان پیشانیِ مقاومتِ نظامی کشور، مذاکره را «کارزار نبرد» نامیده است، کسانی که مذاکره را نفی میکنند، در واقع در حالِ «تضعیفِ جبهه خودی» در یکی از حساسترین میدانهای نبرد هستند. آیا میتوان در میدانِ نظامی بود، اما ابزارِ دیپلماتیک را از دستِ رزمندگانِ دیپلماسی گرفت؟ این نگاهِ سیاه و سفید، تنها به کارِ جریاناتی میآید که به دنبالِ ایجاد دوقطبی میان «مردمِ حماسهساز» و «تیمِ مذاکرهکننده» هستند.
دیپلماسی؛ نه «سازش»، که «ادامه نبرد»
آنان که به بهانهی «انقلابیگری»، به مذاکرهکنندگان میتازند، باید این نکته را دریابند که «میدان» و «دیپلماسی» از یکدیگر تفکیکناپذیرند. مذاکره، سنگرِ دومِ جبههی مقاومت است. وقتی سپاه پاسداران با صراحت از «پشتیبانی از افسران عرصه دیپلماسی» سخن میگوید، در واقع «خطکشیِ انقلابی» را اصلاح میکند. انقلابیگری در برهه کنونی، نه در «نفیِ مطلق گفتوگو»، بلکه در «حضورِ مقتدرانه در میز مذاکره با پشتوانه قدرتِ میدان» معنا میشود. کسانی که با تندخویی و تخریبِ تیم مذاکرهکننده، فضا را برای پیشبرد اهداف ملی ناامن میکنند، آگاه باشند که با اینکار، تنها «تیغِ چانهزنیِ» ایران را در برابر دشمن کُند میکنند.
انسجام؛ بزرگترین سلاح علیه نفوذ
پروژهی دشمن، القای این دروغ است که میان «میدان» و «دولت» شکاف وجود دارد. هر صدایی در داخل که بر طبلِ «نفیِ مذاکره» میکوبد یا به «تخریبِ مذاکرهکنندگان» میپردازد، خواسته یا ناخواسته در این پازلِ دشمن بازی میکند. سپاه پاسداران با این بیانیه، «نقطهی کانونیِ وحدت» را مشخص کرد: «حمایت از مذاکرهکنندگان تا رسیدن به پیروزی». این یعنی هر صدایی غیر از این انسجام، صدایِ انحراف است.
«قدرت نرم»؛ بزرگترین سپرِ بازدارنده
سپاه پاسداران در پیام خود بهدرستی بر پیوند میان «وعده صادق» (به عنوان نماد قدرت سخت) و «تجمعات مردمی» (به عنوان نماد قدرت نرم) تأکید کرده است. این پیوند، «سپر دفاعیِ کشور» را تکمیل میکند. دشمن وقتی با ملتی مواجه میشود که پس از هشتاد شب حضورِ مداوم، همچنان بر سرِ آرمانهای خود ایستاده است، در محاسباتِ خود برای «فشارِ حداکثری» دچار فروپاشی میشود. قدرتِ نرمِ نهفته در این تجمعات، «ضریبِ امنیتیِ» کشور را چنان بالا برده است که تهدیدهای سختِ دشمن را عملاً از دستور کار خارج کرده و مذاکرات را در موضعِ قدرت قرار میدهد.
تداومِ حضور؛ الزامی برای موفقیت
بسیاری از توافقاتِ تاریخی در جهان، زمانی به شکست انجامیدهاند که دولتها پشتوانه مردمی خود را در میانه مسیر از دست دادهاند. تأکید سپاه بر «استمرار حضور»، پاسخی به این نیازِ حیاتی است. «میدان» و «دیپلماسی»، دو بالِ پروازِ امنیتِ ملی هستند. اگر مردم از صحنه کنار بروند، دیپلماسی تبدیل به «مصالحه» خواهد شد؛ اما با حضورِ مردم، دیپلماسی به «اقتدارِ دیپلماتیک» بدل میشود. در واقع، حضورِ مقتدرانه مردم در خیابان، به مذاکرهکننده این اجازه را میدهد که با صراحت از «منافع ملی» سخن بگوید و نگرانِ هزینههای داخلیِ فشارِ خارجی نباشد.
فرجامِ سخن
پیام سپاه پاسداران، فراخوانی برای بازتعریفِ «وحدت ملی» است. در شرایطی که کارزارِ نبردِ ارادهها در جریان است، «وعده صادق» تنها محدود به عملیاتِ نظامی نیست؛ «وعده صادقِ» اصلی، عهدِ میان مردم و حاکمیت برای ایستادگی تا لحظه پیروزی است. این تداومِ حضور، به تیم دیپلماتیکِ کشور میگوید که در «میدانِ نبردِ مذاکره»، تنها نیستند و پشتیبانیِ میلیونیِ ملتی را به همراه دارند که نشان دادهاند در هر میدانی (چه نظامی و چه سیاسی)، سربلند بیرون میآیند. امروز، خیابانهای ایران، پشتوانهی میزهای مذاکره هستند؛ این همان «معجزهی استراتژیک» است که دشمن هرگز قادر به هضم آن نخواهد بود.
عکس