بوشهری ها / کاهش حجم تجارت ایران و امارات بعد از جنگ رمضان به دلیل واکنش ایران نسبت به استفاده آمریکا برای حملات به ایران از خاک امارات و برخی از کشورهای عرب منطقه، توسعه روابط تجاری در منطقه را کاهش یا متوقف کرده ومعادلات اقتصادی کشور با شرکای سنتی دچار تغییرات ملموسی شده است. در این میان، با تعلیق بخش قابلتوجهی از مبادلات تجاری میان ایران و امارات به دلیل مواضع سیاسی و امنیتی اتخاذ شده، ضرورت شناسایی بازارهای جایگزین و مسیرهای امن برای تداوم تجارت خارجی و تأمین مایحتاج کشور بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در این فضای پیچیده، عمان به دلیل روابط استراتژیک، حسننیت دیپلماتیک سلطان هیثم و پیشینه تفاهنامههای همکاری، به عنوان مطمئنترین گزینه برای پوشش این خلاء تجاری خودنمایی میکند. بسیاری از کارشناسان؛ در این نقشه راه جدید، فعالسازی شبکهای از بنادر کشورهای دیگر از جمله عمان یا جزایری چون؛ «خصب» تا «چابهار» و همچنین به خصوص بنادر استراتژیک ایران از جمله «بوشهر» را به عنوان گزینه های جایگزین معرفی میکنند. برای واکاوی ظرفیتهای موجود و بررسی چالشها و فرصتهای پیشرو، با جمال رازقی، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و عمان، گفتوگوی مفصلی انجام دادهایم که در ذیل مشاهده می کنید:
-
با توجه به جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل و تغییراتی که در روند روابط تجاری ایران با کشورهای منطقه و برخی محدودیتهای در مسیرهای تجاری پیشین به خصوص کشور امارات صورت گرفته است، ارزیابی شما از ظرفیتهای فعلی عمان به منظور توسعه روابط تجاری فی مابین چیست؟
-
دستاوردهای سالهای اخیر، جهشی خیرهکننده در ارقام مبادلات تجاری را نشان میدهد؛ موفقیتهایی که بیش از هر چیز مدیون همافزایی هدفمند میان بخش خصوصی و دولتی دو کشور است. ما زیرساختهای لازم برای یک تعامل پایدار را پیریزی کردهایم. اتاق مشترک بازرگانی با شناسایی دقیق گلوگاهها و بهرهگیری از اراده سیاسی دولت برای گرهگشایی، ثابت کرد که بخش خصوصی میتواند بازیگریِ مستقل در عرصه بینالمللی باشد. امروز همکاری با مسقط برای ما یک گزینه انتخابی نیست، بلکه یک «ضرورت راهبردی» برای بقا و توسعه تجارت کشور است که در دستور کار کلان نظام نیز قرار دارد. عمان اکنون به بهینهترین بستر برای توسعه فعالیتهای تجاری ما تبدیل شده و پروژههایی که در حال حاضر در مراحل اجرایی قرار دارند، نویددهنده افقی روشن و تحولی ساختاری در اقتصاد دو کشور هستند.
-
بندر خصب به کانون بحثها درباره جایگزینی با بنادر امارات تبدیل شده است. آیا این بندر بهتنهایی بارِ سنگین تجارت ایران را به دوش میکشد یا راهکار عملیاتیِ دیگری مدنظر دارید؟
-
معرفی بندر خصب به عنوان جایگزین در این مسیردرست نیست، هرچند این بندر برای ما نقشی کلیدی دارد، اما ظرفیتهای لجستیکی ایران به قدری گسترده است که یک یا حتی چند بندر محدود، پاسخگوی نیازهای ما نخواهد بود. راهبرد کلان ما، ایجاد یک «شبکه لجستیکی توزیعیافته» است. موازنه ما بر پایه استفاده از پنج بندر مهم عمان استوار شده است. در این نقشه جدید، شناورهای کوچکتر با ترددِ مستمر، وظیفه اتصال به بنادر ایران، بهویژه **بوشهر** را که مزیتهای بیبدیلی در تجارت دریایی دارد، بر عهده گرفتهاند. همزمان، کشتیهای تناژ بالا نیز چابهار را به عنوان لنگرگاه استراتژیک برای تخلیه محمولههای انبوه انتخاب کردهاند. این شبکه یکپارچه که بوشهر نقطه اتصالِ حیاتی آن در خلیج فارس است، اجازه میدهد تجارت ایران بدون اتکا به مسیرهای پرریسکِ گذشته، با ضریب امنیتی بالا جریان داشته باشد.
-
دیپلماسی اقتصادی پیش از تنشهای اخیر چگونه مسیر را برای شرایط امروز هموار کرد؟ و چقدر میتوان به تداوم این روابط امیدوار بود؟
-
رویکرد سلطان هیثم در قبال ایران، همواره بر پایه دوستیِ راهبردی بوده و توصیههای شخص ایشان در دیدارهای دوجانبه، بنبستهای تجاری را برای ما باز کرده است. این نگاه در سطوح عالی عمان به یک باور سیاسی تبدیل شده و سرعت پیشرفت پروژهها گویای این است که مسیر با کیفیت بالایی طی میشود. البته باید در نظر داشت در شرایطی که ایران در کانون تهاجمهای چندجانبه اقتصادی قرار دارد، بسیاری از جزئیات این برنامههای توسعهای بهدلیل حفظ منافع ملی و مصون ماندن از کارشکنیهای دشمنان، رسانهای نمیشود. با این حال، تعاملات با نگاهی امیدوارانه و سرعتی شتابان در جریان است. عمان به عنوان همراهی صادق، تمامی توان خود را برای به حداقل رساندن تنشها به کار بسته است. امیدواریم این همگرایی بیش از پیش به رونق بنادر جنوبی ما بهویژه **بوشهر** منجر شود. پروژههای کنونی، نشاندهنده چشمانداز بلندمدت این همکاریهاست؛ ما برای یک موفقیت پایدار و نه یک مسکنِ کوتاهمدت، در حال برنامهریزی هستیم.