بوشهری ها/احسان انصاری/ روزنامه نگار/وضعیت معیشت کارگران با چالشهای جدی روبرو است. هزینههای زندگی به طور مداوم در حال افزایش است در حالی که دستمزدها به اندازه کافی افزایش نمی یابد و این امر باعث کاهش قدرت خرید و فشار اقتصادی بر خانوارهای کارگری شده است. در حال حاضر، دستمزد دریافتی کارگران کمتر از ۳۰ درصد سبد معیشت را پوشش میدهد، در حالی که طبق قانون کار، دستمزد باید کفاف تأمین حداقلهای زندگی را بدهد.
هزینههای سبد معیشت کارگران به طور قابل توجهی از دستمزد آنها فراتر رفته و این عدم تناسب باعث ایجاد مشکلات جدی برای تأمین نیازهای اولیه زندگی شده است.این در حالی است که بسیاری از کارگران با قراردادهای موقت و ناپایدار کار میکنند که این امر باعث افزایش نگرانیهای آنها در مورد آینده شغلی و معیشتیشان شده است.
افزایش نجومی و بی سابقه داده های تورمی پس از جنگ12 روزه
دادههای تورمی نشان از افزایش نجومی و بیسابقه قیمت اقلام خوراکی دارد؛ آنچه دادههای رسمی نشان میدهد گرانی بیش از ۷۰ درصدی اقلام اساسی از جمله برنج و حبوبات از ابتدای زمستان قبل تا پایان خرداد امسال است و البته دادههای میدانی نشان میدهد در تیرماه، اقلامی از جمله برنج ایرانی بازهم یک گرانی بیش از ۵۰ درصدی را تجربه کردهاند؛ بعد از جنگ ۱۲روزه، قیمت هر کیلو برنج ایرانی از ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان به ۳۰۰ هزار تومان رسید.
شاخصهای تورمی گواهی میدهند که لوبیا، برنج و لپه در ۶ ماه گذشته (تا پایان خرداد) حداقل ۷۰ درصد گران شدهاند. در همین بازه زمانی، متوسطِ تورمِ اقلام اصلی سفره خانوار به طور میانگین ۳۵ درصد بوده است.
در بین این اقلام، لوبیا چیتی با رشد ۱۵۹ درصد، در صدر افزایش قیمتها قرار دارد. لوبیا قرمز با ۷۴ درصد در رتبه دوم و برنج ایرانی و لپه هر کدام با ۷۲ درصد در رتبه سوم قرار دارند. نخود با ۶۸ درصد، موز با ۶۴، چای خارجی با ۵۱، عدس با ۵۰ و سیب زمینی با ۴۷ درصد در رتبههای بعدی افزایش قیمتها قرار دارند. همچنین کمترین افزایش قیمتها مربوط به تخممرغ و گوشت گاو با ۸ درصد، مرغ با ۹ درصد، کنسرو و ماهی قزلآلا با ۱۰ و گوشت گوسفندی با ۱۱ درصد بوده است.
کالاهایی مانند گوشت قرمز، گوشت سفید و تخم مرغ، پیش از این قلههای گرانی را فتح کرده بودند و در واقع قبلتر به آخرین نقطههای تابآوری بازار رسیدهاند با این حال بازهم بین ۸ تا ۱۱ درصد گران شدهاند؛ اما قیمت اقلامی مانند حبوبات و برنج، به معنای واقعی کلمه نجومی شده است و همه مرزهای سابق را پشت سر گذاشته است. حالا دهکهای فرودست و لایههای زیرین طبقه کارگر به خصوص حداقلبگیران، بیثباتکاران و کارگران روزمزد، قادر به خرید حبوبات و برنج نیستند. البته باید توجه داشته باشیم که این دادهها مربوط به بازه زمانی تا پایان خردادماه است و در تیرماه یک گرانی ۵۰ درصدی دیگر به هزینههای این اقلام افزوده شده است؛ ضمن اینکه در تیرماه، نان در برخی از مراکز استانها ۵۲ درصد گران شد؛ در شهرستانها نیز گرانی ۴۰ درصدی نان اتفاق افتاد.
چشم انداز مبهم آینده
در چنین شرایطی و با احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت همه تحریم های بین المللی شرایط اقتصادی با چشم انداز مبهم و البته سختی مواجه شده است.
از نظر کارشناسان توسعه، ارتباط میان دستمزد با توسعه، ارتباطی بسیار محکم و وثیق است. اما در ایران کارگران و خانواده های شان که جمعیتی حدود ۵۰ میلیون نفر از ۹۰ میلیون نفر جمعیت ایران را تشکیل می دهند، نه تنها اوضاع به سامانی ندارند که در وضعیت بسیار بغرنجی به سر می برند.
شرایط به شکلی است که در سال های اخیر گذران زندگی با این رقم دستمزد کارگران حتی با حذف ضروریات هم امکان پذیر نبوده و به همین دلیل، کارگران به شغل های دوم و سوم و مشاغل کاذب روی آورده اند. این وضع به کمبود بحرانی کارگر متخصص به خصوص در بخش صنعت و تولید منجر شده؛ چون کارگر متخصص ناچار شده برای تامین هزینه زندگی خانواده اش از اشتغال در بخش صنعت و تولید دست بکشد یا به شغل دوم یا شغل های واسطه ای و آزاد مشغول شود تا درآمد بیشتری داشته باشد.
نکته دیگر اینکه مشاهدات میدانی در محیط های کارگری نشان می دهد هزینه آموزش سرپرستان خانوار و همچنین، هزینه درمان های مراقبتی و درمان های گران قیمت تر مثل دندانپزشکی، از سبد هزینه خانواده کارگران تقریبا حذف شده است.به عنوان مثال در بررسی وضعیت کارگران یکی از کارخانه های کشور مشخص شد که طی سه سال اخیر، هیچ کدام از کارگران این کارخانه برای ترمیم دندان اقدام نکردند و در عوض فقط برای کشیدن دندان پول داده بودند.
براساس بررسی های صورت گرفته خانواده کارگری جز در مورد فـرزندان شان، هزینه ای برای آموزش صرف نکرده اند و البته تلاش بر این بوده که این هزینه ها هم در حداقل باشد که به موازات این صرفه جویی، کیفیت آموزش هم تنزل داشته است. هزینه تفریحات و سرگرمی از سبد خانواده کارگری تقریبا حذف شده و این خانواده ها سرگرمی و گذران فراغت را به گشت و گذار در فضای مجازی محدود کرده اند آن هم در حالی که امروز تاکید بر این است که تفریحات خانوادگی و جمعی، جایگزین فضای مجازی آسیب زا شود. ولی امروز هزینه ارزان ترین سفر داخلی برای یک خانواده، معادل دو ماه مزد یک کارگر است. بنابراین سفر هم از سبد هزینه خانوار کارگری حذف شده است.
لینک مطلب: | http://booshehriha.ir/News/183156.html |