
بوشهری ها /در سالهای اخیر رشد برخی از رسانههای بیهویت و کانالهای واتساپی فاقد مجوز، یکی از چالشهای اصلی فضای رسانه ای بوده است؛ رسانههایی که بعضا با بهرهگیری از هوش مصنوعی، تولید محتوای جعلی، و تخریب چهرههای انسانی و مدیریتی استان را به روشی نظاممند دنبال کردهاند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، رسانهای غیررسمی است که صفحات صاحب امتیاز غیربومی آن در شبکههای مجازی مؤید رویکرد و مأموریت این رسانه دارد، و ادبیات مدیر مسئول غیربومی آن در فضای رسانهای و حتی سردبیر غیراستانی آن، بیانگر و تأییدکننده بیارتباطی این گروه با بدنه رسانهای استان بوشهر دارند؛ اما تأثیرگذاری آن از مسیر تخریب مداوم و در نهایت امتیازگیری شکل گرفته است.
فیک نیوزی که می خواهد با رویکردی نو، استان بوشهر را به یکی از پایگاه های مهم جبهه اصلاحات مبدل سازد
سایت بدون مجوز و گروه واتساپی دریاکنار در ۲۹ شهریورماه ۱۴۰۴ یعنی دو روز قبل از دیدار با ارسلان زارع استاندار بوشهر در دفتر وی در خیابان فاطمی تهران، مینویسد: «دریاکنار با رویکردی نو، استان بوشهر را به یکی از پایگاههای مهم جبهه اصلاحات مبدل میسازد.
دریاکنار با بهرهگیری از تیمی جوان و متعهد، در نظر دارد با هم سویی با اهداف دولت منتخب ایرانیان و در چارچوب ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و منویات مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)، استان بوشهر را به یکی از پایگاههای اثرگذار جبهه اصلاحات در کشور تبدیل کند.
این رسانه در تلاش است تا با تبیین راهبردهای اصلاحطلبانه و ترویج گفتمان توسعهمحور، زمینهای برای نقشآفرینی مؤثرتر نیروهای اصلاحطلب در عرصههای مختلف مدیریتی استان، از جمله شوراهای اسلامی شهر و روستا و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فراهم آورد.
دریاکنار معتقد است که همراهی و همدلی مردم استان بوشهر میتواند بار دیگر مسیر توسعه و پیشرفت این خطه را هموار کند، مسیری که یادآور دوران ریاستجمهوری حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی و آغاز جهشهای عمرانی و فرهنگی در استان بوشهر است.»
البته همین سایت و گروه واتساپی پیشتر از این نیز با زمینهسازی و ایجاد بستر لازم برای ارتباط با مجموعه دولت ضمن بیعملگی اصلاحطلبان بوشهری مینویسد:
«ضرورت بازسازی و تقویت جریان اصلاحات در استان بوشهر | سکوت اصلاح طلبان، استان بوشهر را به یکی از پایگاههای مهم پایداری مبدل ساخته است».
در این یادداشت که با هوش مصنوعی به نگارش درآمده است، بیان شده است: «با گذشت سالها از فعالیت سازمانیافته سعید جلیلی و جریان جبهه پایداری در استان بوشهر، شواهد نشان میدهد این جریان توانسته با بهرهگیری از جلسات مستمر و تیمسازی منسجم سعید جلیلی با برخی از مسئولین استانی، جایگاه خود را در ساختار سیاسی استان تثبیت کند، بهگونهای که امروز بسیاری از فعالان سیاسی، استان بوشهر را یکی از پایگاههای مهم پایداری در سطح کشور میدانند.
در مقابل، جریان اصلاحات در استان بوشهر طی سالهای اخیر به گوشه رانده شده و دچار ضعف جدی گشته است، بررسی انتخابات اخیر ریاستجمهوری و همچنین نتایج دو دوره متوالی مجلس شورای اسلامی با برنامهریزی و رد صلاحیت عمده داوطلبان اصلاحات که در آن هیچ نمایندهای از طیف اصلاحطلب به مجلس راه نیافته، نشاندهنده عقب راندن آشکار اصلاحطلبان در این استان است.
تقویت جریان اصلاحطلبی در استان بوشهر، ضرورتی اجتنابناپذیر است، رصد فضای مجازی استان نیز گویای آن است که نیروهای جبهه پایداری بهصورت مداوم در حال تخریب چهرههای ملی و دستاوردهای دولتهای اصلاحطلب بوده و سکوت فعالان اصلاحطلب در برابر این اقدامات، به نوعی موجب تداوم این روند شده است.
از اینرو، بسیاری بر این باورند که بازآرایی تشکیلاتی و تقویت جریان اصلاحات در استان بوشهر باید در دستور کار جدی قرار گیرد تا این جریان بتواند بار دیگر در مسیر توسعه و پیشرفت استان بسان دوران گذشته نقشآفرینی کند.».
از حمله به استاندار تا دیدار در تهران؛ تغییر ناگهانی لحن و اهداف
این رسانه مدتها با حملات گسترده و هدفمند، استاندار بوشهر را آماج انتقادات تند قرار داده بود؛ اما بهطور ناگهانی در ۲ مهرماه پس از دیداری با ارسلان زارع در تهران، لحن خود را کاملاً تغییر داد و بلافاصله محتوایی منتشر کرد که نشان میداد استراتژی تازهای آغاز شده است. محتوایی که بهوضوح با کمک هوش مصنوعی تولید شده بود.
در آن یادداشت، این رسانه خود را «پایگاه نوین جبهه اصلاحات در بوشهر» معرفی کرده و از تلاش برای احیای جریان سیاسی اصلاحطلبی در استان و تبدیل بوشهر به «پایگاه اثرگذار اصلاحات» سخن میگوید؛ موضوعی که هیچ ریشهای در سابقه این رسانه ندارد و با رفتار پیشین آن مغایرت کامل دارد.
دو بسته پیشنهادی به استاندار
طبق اطلاعات موجود، مدیر این رسانه در دیدار با استاندار دو بسته محوری ارائه میدهد:
احیای جریان اصلاحات در بوشهر با برند "اصلاحطلبان نوین" و «طرحهای گردشگری و نشاط اجتماعی در فصل خنک استان» که اجرای آن را مشروط به هماهنگی استانداری با دستگاههای فرهنگی و گردشگری میداند و قول می دهد که در صورت همکاری برخی از شرکت ها و ادارات جریان مرده اصلاحات در بوشهر را زنده و شش ماه آینده بوشهر را به شش ماه طلایی در حوزه گردشگری تبدیل نماید.
به نام احسان ، به کام مهران
این شبه رسانه ، دو روز بعد، در ۲ مهرماه، یادداشت مفصل دیگری منتشر میکند؛ یادداشتی که دقیقاً خطوط کلی همان بسته دوم را تکرار میکند:
«بوشهر در آستانه ششماهه طلایی…»؛ یادداشتی که باز هم با ادبیات هوش مصنوعی نوشته شده بود و ساختار آن روایتگر تلاش برای جلب توجه نهادهای رسمی استان بود.
در این یادداشت آمده است: «بوشهر در آستانه ششماهه طلایی | پیشنهاد جامع برای جهش فرهنگی، هنری و گردشگری استان | از اساتید و فرهیختگان هم استانی چون محسن شریفیان، احسان عبدی پور و سایر همفکری گرفته شود».
در این یادداشت هوش مصنوعی آمده است: «با توجه به شرایط استثنایی آبوهوایی استان بوشهر که در شش ماه آینده به گفته کارشناسان از معتدلترین و مطلوبترین فصول کشور به شمار میرود، ضرورت دارد مجموعهای هماهنگ از برنامههای متنوع فرهنگی، هنری، گردشگری و آموزشی در سطح استان به اجرا گذاشته شود.
این بازه زمانی، فرصتی کمنظیر برای معرفی ظرفیتهای بکر طبیعی، تاریخی و فرهنگی بوشهر به گردشگران داخلی و خارجی است؛ فرصتی که نباید به برگزاری چند رویداد محدود و مناسکی خلاصه شود.
در این پیشنهاد، بر همافزایی و همفکری همه دستگاههای مرتبط تأکید شده است، ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان بوشهر، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر، استانداری بوشهر، شهرداریها و دهیاریهای سراسر استان، اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر، ادارهکل ورزش و جوانان استان بوشهر و دیگر نهادهای ذیربط، هرکدام میتوانند نقش ویژهای در طراحی و اجرای این برنامه ایفا کنند.
از ایجاد تقویم جامع رویدادهای فرهنگی و هنری گرفته تا تسهیل صدور مجوزها، حمایت از هنرمندان، موسیقی دانان و فراهم کردن زیرساختهای گردشگری، همگی نیازمند مدیریت واحد و برنامهریزی مشترک است.
این طرح فراتر از برگزاری جشنوارههای موسیقی یا مراسمهای روز شهرهاست، پیشنهاد شده است که در طول این شش ماه، کارگاههای آموزشی تخصصی در حوزههای موسیقی بومی، صنایعدستی، عکاسی و هنرهای نمایشی برگزار شود.
همچنین، برپایی سمینارهای علمی با محوریت تاریخ و فرهنگ جنوب، جشنوارههای غذاهای محلی، نمایشگاههای هنرهای تجسمی و برگزاری تورهای گردشگری دریایی و طبیعتگردی از جمله برنامههایی است که میتواند جذابیت بوشهر را دوچندان کند.
با بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی، حضور هنرمندان محلی و ملی، و تبلیغات گسترده رسانهای، بوشهر میتواند در این نیمسال آینده به یکی از مهمترین مقاصد فرهنگی و گردشگری ایران بدل شود، این امر نه تنها موجب رونق اقتصادی، اشتغالزایی و معرفی بهتر چهره بوشهر خواهد شد، بلکه به تقویت سرمایه اجتماعی و نشاط عمومی شهروندان نیز کمک شایانی میکند.
برای تحقق این هدف، شکلگیری ستاد استانی با محوریت استانداری و مشارکت فعال دستگاههای اجرایی و تشکلهای مردمنهاد ضروری است، این ستاد میتواند ضمن هماهنگی برای تأمین بودجه، تدوین تقویم واحد رویدادها و ساماندهی تبلیغات داخلی و بینالمللی، به همافزایی میان بخش خصوصی و دولتی کمک کند.
در نهایت، پیشنهاد ششماهه طلایی بوشهر تلاشی است برای آنکه این استان ساحلی، با بهرهگیری از بهترین شرایط آبوهوایی سال، نه تنها مقصد گردشگران داخلی و خارجی شود، بلکه الگویی ملی در همگرایی فرهنگی، هنری و اجتماعی را به نمایش بگذارد.».
*امتیازگیری بلافاصله پس از انتشار یادداشت، از استانداری تا میراث فرهنگی
تنها چند روز پس از این تحرکات رسانهای، بهطور ناگهانی فصل تازهای آغاز شد؛ دیدارهای پیدرپی مدیر این فیکنیوز با مدیران ارشد استان که پرسشهای جدی ایجاد میکند.
نشست با مدیرکل میراث فرهنگی و قول قرارداد واگذاری ۶ غرفه
طبق اطلاعات تأییدشده، معرفی مدیر این کانال واتساپی از سوی استانداری، زمینه دیدار با مدیرکل میراث فرهنگی را فراهم میکند و در ادامه، واگذاری ۶ غرفه فرهنگی – گردشگری به نام این رسانه در دستور کار قرار میگیرد؛ غرفههایی که قرار است او نیز به دیگران اجاره دهد تا هزینه نشاط اجتماعی جماعت بوشهری توسط مدیر این شبهرسانه غیر بومی تأمین شود.
این واگذاری اکنون در مرحله پاگذاری است.
اما این پرسش کلیدی را نمیتوان نادیده گرفت:«معیار و مبنای قانونی واگذاری این ۶ غرفه به مدیر یک کانال فاقد مجوز چیست؟ آیا این واگذاری از طریق مزایده و رعایت تشریفات قانونی انجام شده است؟ و معیار انتخاب بهرهبردار چه بوده؟
چرا فعالان رسانهای، انجمنهای فرهنگی و بخش خصوصی قانونی در جریان این اقدام میراث فرهنگی و نحوه و ضوابط برگزاری قرار نگرفتهاند؟
نقش استانداری بوشهر در این واگذاری بیضابطه و غیرقانونی دقیقاً چه بوده است؟ و آیا روابط عمومی استانداری بوشهر برای این شائبه توجیه و دلیل متقن و موجهی دارد؟».
دیدار بعدی: دانشگاه خلیج فارس
دو روز بعد از واگذاری، بار دیگر همان مدیر رسانه با توصیه استانداری با رئیس دانشگاه خلیج فارس دیدار میکند؛ این بار برای عقد قرارداد برگزاری برنامههای فرهنگی، تفریحی و آموزشی در محیط دانشگاه.
برنامهای که عملاً یک نهاد علمی جهانشمول را در معرض همکاری با یک رسانه بینامونشان و افترابند قرار میدهد.
تشکیل تشکلی جدید با عنوان «اصلاحطلبان نوین
همزمان با این دیدارها، طرح ایجاد تشکلی با نام «اصلاحطلبان نوین» نیز کلید میخورد؛ اقدامی که نه پشتوانه جریانهای اصلاحطلب استان را دارد، و نه سابقهای از این رسانه در حوزه تشکیلاتی دیده میشود، و در نهایت در چهارم آبانماه این تشکل نیز به لیدری و بازیگری مدیر این گروه واتساپی و در دانشگاه ملی مهارت استان واحد برادران و به سفارش یکی از مقامات استانداری شکل میگیرد.
این اقدام نشان میدهد که پروژه فراتر از فعالیت رسانهای است و بیشتر یک پروژه امتیازگیری چندلایه است.
با این حال، برای افکار عمومی پرسشهایی اساسی ایجاد میشود، که ریشه و مدیریت این اتفاقات کجا شکل میگیرد؟ و عملاً هدف نهایی چیست؟ پشتِ پرده این اتفاقات کیست، و عملاً این جریان غیربومی چرا بوشهر را به عنوان هدف برنامههای تخریبی خود انتخاب کرده است.
افکار عمومی و جامعه رسانهای استان انتظار پاسخ موجه و رسمی دو دستگاه اجرایی استان دارد:
۱. استانداری بوشهر
︎ چرا مدیر یک فیک نیوز بدون مجوز که در سوابق فعالیت او دهها تهمت، افترا و توهین شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و نخبه استان اختلاف افکنی در میان جریانات سیاسی ، شبهه افکنی دیده می شود ، به دستگاههای اجرایی معرفی شده است؟
︎ آیا استانداری بوشهر از سوابق تخریبی و مأموریت این رسانه در توهین و تهمت و افترا به شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و اجرایی استان بیاطلاع بوده است؟
︎ مبنای اعتماد و ارجاع جلسات رسمی با یک رسانه فاقد مجوز چیست؟
۲.ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی
︎ واگذاری ۶ غرفه از غرفههای در اختیار این اداره کل، دقیقاً بر چه مبنا و سفارشی، و بر اساس کدام «ضابطه قانونی» انجام میشود؟
︎ آیا این واگذاری در قالب مزایده صورت گرفته یا یک تصمیم دستوری و اداری؟
︎ چگونه یک رسانه بدون هویت رسمی و فاقد سابقه فرهنگی، در اولویت چنین امتیازی قرار گرفته است؟
︎ چه نظارتی بر استفاده بعدی و اجارهداری این غرفهها وجود خواهد داشت؟
آنچه در این پرونده دیده میشود، چرخه آشنای فشار، حمله، تغییر لحن ناگهانی، نزدیکی به مسئولان و سپس امتیازگیری است؛ چرخهای که اگر شفافسازی نشود، به الگویی خطرناک در مدیریت استان تبدیل خواهد شد.
بوشهر، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، قانونگرایی و احترام به رسانههای واقعی و قانونی است؛ رسانههایی که سالها بدون امتیاز و بدون رانت، تنها با اتکا به استعداد و زحمت خود کار کردهاند. رسانههایی که صاحبان و ارکان آن به بوشهر و عشق میورزند، و دل در گرو توسعه و آبادانی این دیار دارند. رسانههایی که در صدد بدنامی بوشهر عزیز نیستند، و با بیاخلاقی و کجرفتاری و تهدید و تهمت و تخریب فرسنگها فاصله دارند.
انتظار افکار عمومی اما این است که استانداری و میراث فرهنگی بوشهر، شفاف، رسمی و قابل استناد اعلام کنند که مبنای واگذاری این امتیازات به یک رسانه فاقد هویت و سابقه معتبر چه بوده است، و چرا یک فیکنیوز اختلاف افکن غیر بومی، ناگهان به چنین جایگاهی رسیده است؟
| لینک مطلب: | http://booshehriha.ir/News/184319.html |