انتشار این پست بی ربط در شرایط حاضر، مورد توجه محافل سیاسی قرار گرفته است:
اولاً آیه مربوط به پسر نوح، اساساًً ربطی به رهبری جامعه ندارد و پسر نوح هرگز گزینه جانشینی او نبوده است؛ فقط فرزند ناخلفی بوده که غرق شد. حالا جناب رسایی، بر اساس کدام دانش قرآنی و کدام تفسیر و به چه نیتی این دو موضوع غیر مرتبط را به هم چسبانده، خدا عالم است!
ثانیاً پیش کشیدن بحث رهبری در شرایط کنونی که فرزند خلف رهبر شهید، جانشین ایشان شده و در عین مجروحیت، عهده دار رهبری جامعه ایران، آن هم در وضعیت کنونی که دشمنان هر روز شایعه ای در این باره می سازند و سپس ذکر آیه مربوط به فرزند نوح و تاکید بر این که اهل بودن تنها نسبت فیزیکی نیست و ... واقعاً چه محلی از اعراب دارد و منظور رسایی از این آسمان ریسمان بافتن مضحک چه بوده است؟
آیا او به عنوان یک روحانی و مبلّغ دینی(!) فقط داشته آیه ای از آیات قرآن را برای اعضای کانالش که پای منبر وعظ او (!) آمده اند تفسیر می کرده و منظور خاصی نداشته که از بین 6263 آیه قرآن، مستقیم رفته سراغ این آیه؟
یا احیاناً از این که فردی مانند محمدمهدی میرباقری - رهبر معنوی پایداریچی ها - رهبر نشده، به حدی ناراحت شده که نتوانسته جلوی غلیان احساساتش را بگیرد و در نهایت از قرآن مایه گذاشته است و چه بی ربط و تابلو این کار را کرده است؟!
بهتر است خود ایشان بگوید که کدام گزینه درست بوده یا گزینه سومی هم هست؟!
ثالثاً این حق هر کسی است که با هر مقام و مسوولی در کشور موافق نباشد ولی نمی شود برای حمله کردن به این و آن و پیش بردن اهداف جناجی و گروهی، از رهبری و جایگاهش خرج کرد و در عین حال، چنین پست هایی منتشر کرد.
بدون اشاره به مصداق خاصی باید گفت آن مخالف رهبری که در اپوزیسیون خارج نشین است و به صراحت علیه رهبری موضع می گیرد شرف دارد بر کسی که با رهبر اعلام بیعت می کند و از رهبری برای اهداف افراط گرایانه سیاسی اش و حذف رقبایش، سوء استفاده می کند و در عین حال، گوشه و کنایه هم می زند و خلاف بیعتش می رود!
یادمان هست که همین رسایی زمانی هم به سردار شهید قاسم سلیمانی را به ابوموسی اشعری تشبیه کرده بود؛ البته خب ؛ آزادی بیان است دیگر که آن هم نصیب رسایی هاست معمولاً !
