بوشهریها|پتروشیمی جم پس از حملات دشمن، با حفظ تولید و اشتغال، هدف هجمههای رسانهای قرار گرفته؛ در حالیکه مرز نقد مسئولانه و فشار سهمخواهانه باید روشن شود.
بوشهری ها /*صدیقه بهزادپور/ در روزهایی که کشور هنوز درگیر تبعات جنگ و حملات مستقیم دشمن به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی است، انتظار طبیعی افکار عمومی، نخبگان و رسانهها آن است که حمایت از بنگاههای مولد و راهبردی در اولویت قرار گیرد، به خصوص شرکتهایی که در سختترین شرایط، نه تنها از میدان تولید عقبنشینی نکردند، بلکه کوشیدهاند بدون اخراج حتی یک کارگر و با استمرار فعالیت، بخشی از بار سنگین جنگ اخیر در میدان سیاست و اقتصاد را نیز بر دوش بکشند. شرکت پتروشیمی جم، از جمله این شرکتها به شمار می آیند که با وجود تحمل حملات دشمن در جنگ رمضان و آسیبهای فراوان، در روزهای اخیر به شکلی کمسابقه در معرض هجمههای رسانهای و فشارهای پیدا و پنهان قرار گرفته که زمانبندی، ادبیات و اهداف آن، بیش از هر چیز پرسشبرانگیز است که این حملات از کدام جبهه و با چه هدفی صورت می گیرد؟
حمایت از معیشت کارگران بومی
رویکرد مسئولانه شرکت پتروشیمی جم در جریان جنگ و میدان داری در عرصه تولید و عرضه آن به بازار به منظور حفظ تعادل قیمت در شرایط بحرانی پس از حملات دشمن به شرکتهای پتروشیمی، از جمله خودِ این شرکت، در حالیکه بسیاری از بنگاهها در شرایط مشابه، نخستین واکنش خود را با کاهش هزینهها از مسیر تعدیل نیرو نشان میدهند، این شرکت تلاش کرد از معیشت خانوادههای کارگری صیانت کند و اجازه ندهد فشارهای بیرونی، به بیکاری حتی یک کارگر منجر شود. این تصمیم، صرفاً یک اقدام مدیریتی نبود، بلکه نشانهای روشن از درک مسئولیت اجتماعی و ملی در مقطع حساس کنونی به شمار میرود. علاوه بر این، استمرار تولید و توزیع محصولات پتروشیمی جم پس از حملات دشمن، نشان داد که این مجموعه تنها در اندیشه بقای سازمانی خود نبوده، بلکه در سطحی کلانتر، به حفظ تعادل بازار محصولات پتروشیمی و جلوگیری از تشدید التهاب در زنجیره تأمین نیز توجه داشته که در حقیقت همان نقشی است که از یک بنگاه بزرگ و اثرگذار در اقتصاد ملی انتظار میرود که در بطن خود، دفاع از منافع عمومی، حمایت از مصرفکننده و پشتیبانی از ثبات اقتصادی کشور را جای داده است.
همزمانی موج تخریب رسانه ای با حملات دشمن به «جم»
با این وجود فقط کمی پس از این حملات و در شرایطی که انتظار میرفت همه ظرفیتهای رسانهای و اجتماعی در مسیر پشتیبانی از چنین مجموعهای به کار گرفته شود، ناگهان موجی از تخریبها و حملات رسانهای علیه پتروشیمی جم و مدیریت آن آغاز شد. این اتفاق، آن هم در برههای که کشور بیش از هر زمان دیگر نیازمند انسجام، همافزایی و پرهیز از فرسایش درونی است، نمیتواند عادی و بیمعنا تلقی شود. هنگامی که یک شرکت آسیبدیده از حملات دشمن، بهجای دریافت حمایت و همدلی، هدف فشارهای رسانهای سازمانیافته قرار میگیرد، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد که ریشه این هجمهها کجاست و چه منافعی از پس آن دنبال میشود.
تخریب به بهانه بومی زدایی
بخش مهمی از این فضاسازیها حول محور ادعای «بومیزدایی» صورت گرفت. کلیدواژهای حساس و قابل توجه که در صورت طرح صادقانه و مستند، میتواند موضوعی قابل بررسی باشد، ولی مسئله اینجاست که تحولات اخیر، این شائبه را تقویت کرده که برخی جریانها، پس از آنکه در مسیر تحمیل بعضی انتصابات خارج از فرآیند شایستهسالاری توفیقی به دست نیاوردند، به سمت تخریب و فشار رسانهای حرکت کردند و در این میانه به نظر میرسد هنگامی که مطالبات خاص برخی افراد حقیقی و حقوقی برای انتصابات مورد نظرشان به نتیجه نرسید، پروژهای تازه با عنوان حمایت از نیروهای بومی تعریف شد که در ظاهر رنگ دفاع از منافع منطقه را دارد، اما در باطن میتواند پوششی برای سهمخواهی و فشار بر مدیریت باشد. نکته قابل تأملتر آن است که همین جریانی که امروز زبان به انتقاد گشودهاند، در آغاز انتصابِ امیر اکبری، مدیرعامل بومی شرکت، با شور و حرارت از این انتخاب استقبال میکردند و با تعبیرهایی از جنس «فرزند وطن» و «افتخار بومی» از وی حمایت بهعمل میآوردند. آن حمایتهای پررنگ، اکنون جای خود را به مواضعی داده که نه تنها تفاوتی آشکار با گذشته دارد، بلکه در مواردی واجد نوعی تناقض و پارادوکس سیاسی و رسانهای است. این تغییر موضع ناگهانی، این گمان را تقویت میکند که مسئله اصلی، نه دغدغه بومیگرایی، بلکه میزان همراهی مدیریت با خواستههای خاص و حلقههای فشار بوده است. از این رو این پرسش ها و ابهامات برای بسیاری ایجاد شده است که اگر ملاک، بومی بودن مدیر و اهتمام او به ظرفیتهای منطقهای بود، چگونه میتوان توضیح داد که همان گروههای حامی دیروز، امروز به منتقدان تندرو تبدیل شدهاند؟ اگر دغدغه، حفظ سرمایه انسانی منطقه و ارتقای نقش نیروهای محلی است، چرا این موضوع درست در زمانی به اوج رسانهای میرسد که شرکت درگیر پیامدهای حملات دشمن بوده و بیش از هر چیز نیازمند آرامش و همراهی برای عبور از بحران است؟ و اگر هدف، دلسوزی برای جم و کارکنان آن است، چرا خروجی این فشارها بیشتر تضعیف روحیه سازمانی، تشدید حاشیهها و فرسایش سرمایه اجتماعی شرکت را در پی دارد؟
ضرورت نقدهای سازنده
بیتردید نقد، حق رسانهها و لازمه پویایی فضای عمومی است و هیچ بنگاه اقتصادی و هیچ مدیری نباید خود را فراتر از نقد و پرسشگری بداند. ولی بین نقد مسئولانه با تخریب هدفمند، فاصلهای روشن وجود دارد، چراکه نقد مسئولانه بر پایه داده، سند، انصاف و توجه به شرایط زمانی و منافع ملی شکل میگیرد، در حالی که تخریب هدفمند معمولاً از دل منازعات سهمخواهانه و با ادبیاتی هیجانی و جهتدار بیرون میآید و آنچه امروز درباره پتروشیمی جم قابل مشاهده است، بیش از آنکه به یک مطالبه حرفهای و اصلاحگرایانه شباهت داشته باشد، در بسیاری از موارد رنگ و بوی تسویهحساب، فشار بیرونی و تلاش برای بیثباتسازی مدیریت را دارد. قطعاً آنچه امیدبخش است اینکه؛ باز بودن میدان برای طرح دیدگاهها و نقدهاست، نشانهای از آنکه هنوز امکان گفتوگو و روشن شدن ابعاد پنهان ماجرا وجود دارد که البته شاید همین نقدها فرصتی برای شفافسازی درباره علل این نقدها باشد، نه ابزاری برای موجسازی و غبارآلود کردن فضا، چراکه افکار عمومی حق دارد بداند کسانی که امروز پرچم اعتراض را بلند کردهاند، این نقدها از موضع دفاع از منافع کارگران و صنعت ملی، یا از موضع پیگیری مطالباتی که در سازوکارهای رسمی و حرفهای محقق نشده، شکل گرفته است؟
ضرورت حفظ مرز نقد و تخریب
پتروشیمی جم در روزهای دشوار پس از حملات دشمن، کارنامهای از خود به جا گذاشته که قابل اعتناست، حفظ اشتغال، تداوم تولید، مشارکت در تنظیم بازار و ایستادگی در شرایط سخت. اینها دستاوردهای کوچکی نیست که بتوان در غبار جنجالهای رسانهای از کنار آنها گذشت. درست در چنین شرایطی، انتظار میرود همه بازیگران سیاسی، اجتماعی و رسانهای، مرزی روشن میان نقد و تخریب، میان مطالبهگری و سهمخواهی، و میان حمایت از منافع ملی و پیگیری منافع نامعلوم ترسیم کنند. قطعاً فرآیند این امر میتواند بسیاری از ابهامها را روشن کند. آنچه مسلم است، در میانه جنگ اقتصادی و رسانهای، تضعیف مجموعهای که زیر آتش دشمن نیز تلاش کرده تولید را زنده نگه دارد و کارگرانش را از بیکاری مصون بدارد، نه کمکی به عدالت میکند و نه خدمتی به منافع ملی است. در چنین بزنگاهی، مسئولیت رسانهای و اخلاقی ایجاب میکند که پیش از هر قضاوت و هجمه، واقعیتها دیده شود و خطوط تمایز میان دغدغه عمومی و منافع پنهان با دقت بیشتری بازخوانی شود.
*خبرنگار