printlogo


«بوشهریها» سایه روشن مرکز هماهنگی امور انرژی را بررسی می کند
مرکز هماهنگی انرژی، فرصت یا تکرار ابلاغیه های بدون اجرا
مرکز هماهنگی انرژی، فرصت یا تکرار ابلاغیه های بدون اجرا
کد خبر: 185094 تاریخ: 1405/3/11 17:03
بوشهریها|تشکیل «مرکز هماهنگی امور انرژی» در بوشهر؛ گامی نویدبخش یا تکرار سناریوهای بی‌سرانجامِ گذشته؟

بوشهری ها /*صدیقه بهزادپور/خبر ابلاغ مصوبه‌ای که قرار است گرهی از کلاف سردرگم حکمرانی انرژی در این استان بگشاید، تداعی کننده خبرهای پیشینی است که البته بسیاری از آنها در حد همان ابلاغیه باقی مانده است، تشکیل معاونت انرژی با هدف تمرکززدایی از این بخش در بوشهر نیز از جمله این فرآیندهاست که دستاوردهای آن هنوز مشخص نیست.  ابلاغیه «مرکز هماهنگی امور انرژی» در استانداری بوشهر، اگرچه در ظاهر گامی رو به جلو و نویدبخش به نظر می‌رسد، اما برای بسیاری از ناظران آگاه، بیش از آنکه یک رویداد نوظهور باشد، تداعی‌کننده سناریوهای تکراری گذشته است. در سال‌های اخیر، هم‌زمان با سفرهای مقامات عالی‌رتبه کشوری به این استان، بارها و بارها زمزمه‌های تشکیل «معاونت انرژی» یا ساختارهای مشابه با هدف ساماندهی به چالش‌های موجود مطرح شده بود. مسئولان مختلفی در سفر به بوشهر وعده دادند که برای مدیریت بهینه این ثروت عظیم، ساختاری مستقل و مقتدر در دل استان شکل خواهد گرفت، اما واقعیت این است که آن وعده‌ها غالباً در همان حد بیانیه‌های رسمی باقی ماندند و هرگز رنگ واقعیت به خود ندیدند. پرسش اساسی امروز این است که آیا این ابلاغیه جدید، سرنوشتی متفاوت خواهد داشت یا باز هم در غبار بوروکراسی و مقاومت‌های ساختاری در پایتخت، به فراموشی سپرده خواهد شد؟

 

 

 

به باور بسیاری از صاحبنظران؛ بوشهر به معنای واقعی کلمه، قلب تپنده انرژی کشور است. میدان‌های عظیم گازی، مجتمع‌های پتروشیمی، تأسیسات نفتی و پایانه‌های صادراتی، بوشهر را به کانون تولید ثروت ملی تبدیل کرده‌اند، با این وجود، سالهاست نوعی عدم تقارن عمیق میان حجم این تولیدات و اختیارات مدیریتی استان وجود دارد، در حالیکه بوشهر هزینه‌های سنگینِ زیست‌محیطی، اجتماعی و زیرساختیِ ناشی از فعالیت‌های صنعتی را به جان می‌خرد، تصمیم‌گیری‌های کلان در این حوزه به‌صورت متمرکز و اغلب با نگاهی از بالا به پایین در پایتخت اتخاذ می‌شود. همین نگاه، منجر به نوعی پراکندگی در تصمیم‌گیری و شکاف میان نیازهای بومی استان و سیاست‌های کلان انرژی شده است. مدیریت سنتی و تمرکزگرا، نه تنها نتوانسته ظرفیت‌های بالقوه استان را به شکوفایی کامل برساند، بلکه در بسیاری از مواقع، تبدیل به مانعی در برابر توسعه پایدار و همگون منطقه شده است.

 

رمزگشایی از دلایل عملیاتی نشدنها

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اینکه تاکنون چه عاملی مانع عملیاتی شدن وعده‌های پیشین بوده، خود نیاز به بررسی های بیشتری دارد، اما  شاید مهمترین مانع، هراس از تمرکززدایی و واگذاری اختیارات واقعی به استانها باشد. وقتی صحبت از مدیریت انرژی به میان می‌آید، بسیاری از مسائل در هم تنیده با این مفهوم، مانند؛ منافع کلان ملی، معادلات پیچیده بین‌المللی و بازیگران قدرتمند صنعتی به میان می آید که قطعاً بررسی آنها در یکی از آنها امکان پذیر نیست. اما اگر «مرکز هماهنگی امور انرژی» قرار باشد تنها به یک «عنوان»، بدون پشتوانه اجرایی و اختیارات تام تبدیل شود، نمی توان امیدی به تغییرات ساختاری در این راستا را داشت. قطعاً مسئله اصلی این است که، آیا  این مرکز، اقتدار لازم برای هم‌افزایی دستگاه‌های اجرایی، شرکت‌های نفتی و پتروشیمی و سایر نهادهای مرتبط را خواهد داشت یا خیر. اگر این نهاد نتواند فراتر از نام خود، در تصمیم‌سازی‌های میدانی ورود کند، همان سرنوشتِ معاونت انرژی گذشته را تجربه خواهد کرد.

 

پتانسیلهای قدرتمند پنهان و آشکار مرکز

اما با تمام مسائل، نباید از پتانسیل‌های خیره‌کننده این تغییر چشم‌پوشی کرد، قطعاض چنانچه اراده‌ای جدی برای عملیاتی کردن این مصوبه وجود داشته باشد و اگر مسئولان ملی بپذیرند که بوشهر باید به عنوان یک بازیگر اصلی در حکمرانی انرژی دیده شود، دستاوردهای این تحول می‌تواند فراتر از مرزهای استان، به کل کشور تسری یابد. اولین و ملموس‌ترین اثر این اقدام، رسیدگی به دغدغه‌های بومی است که سال‌هاست در سایه صنایع بزرگ نادیده گرفته شده‌اند. معضلات زیست‌محیطی، کمبود زیرساخت‌های درمانی متناسب با تراکم صنعتی، اشتغال نیروهای بومی و مسئولیت‌های اجتماعی صنایع، مسائلی هستند که تنها با حضور یک مدیریت متمرکزِ استانی قابل حل هستند، چون وقتی تصمیم‌گیری در مورد این مسائل در خود استان و با حضور ذی‌نفعان محلی انجام شود، هم سرعت پاسخگویی افزایش می‌یابد و هم عدالت اجتماعی بیشتر رنگ واقعیت به خود می‌گیرد.

 

دستاوردهای فرااستانی

از سوی دیگر این مرکز دارای مزایایی فراتر از ابعاد محلی دارد و قطعاً افزایش اختیارات بوشهر در مدیریت انرژی، یک ضرورت ملی برای افزایش ارزآوری و بهره‌وری است. به گفته کارشناسان؛  موقعیت ژئوپلیتیک بوشهر فرصتی است که باید با مدیریت چابک و هوشمندانه بهره‌برداری شود. قطعاً  تمرکززدایی می‌تواند سرعت پروژه‌ها را افزایش دهد، اصطکاک‌های اداری میان شرکت‌های تابعه وزارت نفت و استانداری را کاهش دهد و از ظرفیت‌های خالیِ موجود در استان برای تولید ثروت بیشتر استفاده کند. اگر بوشهر بتواند به الگویی برای مدیریت بومی و مردم‌محور در حوزه انرژی تبدیل شود، این تجربه نه تنها بوشهر را از حالتِ صرفاً یک کارگاهِ تولیدی خارج می‌کند، بلکه می‌تواند پایانی بر تمرکزگرایی افراطی در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور باشد؛ تغییری که پایتخت را از بارِ سنگینِ تصمیمات خرد منطقه‌ای رها می‌کند و به آن اجازه می‌دهد تا بر سیاست‌گذاری‌های کلان تمرکز کند.

 

آزمون بزرگ نهادهای بالادستی

به باور بسیاری از تحلیلگران؛ این اتفاق می تواند یک آزمون بزرگ برای دولت و نهادهای بالادستی باشد، لذا این ابلاغیه در صورتی به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل می‌شود که از حد و مرزهای اداری فراتر رفته و به معنای واقعی کلمه، «قدرت» و «مسئولیت» را هم‌زمان به استان واگذار کند. در این راستا باید دید آیا این بار، متولیان امر حاضرند از حصارهای مدیریتی مرکز فاصله بگیرند و به استانداری بوشهر به عنوان یک شریک راهبردی و نه یک مجری ساده نگاه کنند؟ اگر پاسخ مثبت است، بوشهر ظرفیت آن را دارد که الگوی جدیدی از حکمرانی انرژی را معرفی کند که در آن، شکوفایی اقتصادی با توسعه پایدار محلی گره خورده است. در غیر این صورت، این مصوبه نیز به فهرست طولانیِ ابلاغیه‌هایی می‌پیوندد که در حافظه اداری استان بایگانی شده‌اند، بدون آنکه تغییری ملموس در زندگی مردم یا کارایی مدیریت انرژی ایجاد کنند. نگاه‌ها اکنون به میدان عمل دوخته شده است؛ جایی که عیار وعده‌ها مشخص می‌شود و مشخص خواهد شد که آیا این بار، اراده‌ای برای شکستن طلسم وعده‌های بی‌سرانجام وجود دارد یا خیر.

 

*روزنامه نگار

 

لینک مطلب: http://booshehriha.ir/News/185094.html