بوشهریها|بومیگزینی زمانی به عدالت و کارآمدی میرسد که به جای محدود شدن در مرزهای تنگ و سلیقهای، همه ظرفیتهای انسانی استان را در بر بگیرد؛ نگاهی که بوشهر را یکپارچه میبیند و شایستگی را معیار اصلی انتخاب قرار میدهد.
بوشهری ها /در سالهای اخیر، موضوع استفاده از «نیروی بومی» به یکی از مطالبات جدی و قابل دفاع در استانهای مختلف کشور، از جمله بوشهر، تبدیل شده است. این مطالبه، در ذات خود، خواستهای منطقی، عادلانه و مبتنی بر تقویت سرمایه انسانی هر منطقه است. اما آنچه گاه این مفهوم درست را از مسیر اصلی خود خارج میکند، نوعی تفسیر محدود، سلیقهای و بعضاً انحصارطلبانه از واژه «بومی» است؛ تفسیری که یک استان با همه گستره جغرافیایی و تنوع انسانیاش را به محدودهای خاص تقلیل میدهد.
مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از جایی که برخی افراد یا جریانها، در ظاهر از حقوق نیروهای بومی دفاع میکنند، اما در عمل، بومیبودن را نه در مقیاس استان، بلکه در چارچوبی بسیار محدودتر تعریف میکنند؛ گویی همه ظرفیت انسانی بوشهر، تنها در یک شهرستان، یک منطقه یا یک حوزه نفوذ خاص خلاصه شده است. این نگاه، نه دفاع از بومیگرایی، بلکه نوعی محلیگرایی تنگنظرانه است که نتیجهای جز حذف، تبعیض و نادیده گرفتن شایستگان دیگر مناطق استان ندارد.
استان بوشهر، استانی برخوردار از نیروهای توانمند، متخصص و باتجربه در سراسر جغرافیای خود است. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، سرمایه انسانی این استان در عرصههای مختلف توانایی خود را نشان داده و شایستگی حضور در مسئولیتها و سطوح مدیریتی را دارد. در چنین شرایطی، اگر قرار است اصل بومیگزینی بهدرستی اجرا شود، باید همه استان را در بر گیرد، نه آنکه به ابزاری برای تأمین منافع گروهی خاص بدل شود.
بیتردید، تقلیل مفهوم بومی به چند نقطه محدود، پیامدی جز تعمیق شکافهای دروناستانی، افزایش نارضایتی اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی در پی نخواهد داشت. وقتی نخبگان و نیروهای متخصص سایر مناطق احساس کنند صرفاً بهدلیل قرار نداشتن در یک دایره جغرافیایی یا سیاسی خاص نادیده گرفته میشوند، طبیعی است که حس بیعدالتی در بدنه اجتماعی و اداری تقویت شود. این وضعیت، نه به سود توسعه استان است و نه در خدمت ارتقای بهرهوری سازمانها و بنگاههای اقتصادی.
در مقابل، مدیریت مبتنی بر عدالت، نگاهی فراگیر به ظرفیتهای بومی دارد. چنین مدیریتی، بومیبودن را در وسعت واقعی آن میفهمد و شایستگی را ملاک اصلی انتخاب قرار میدهد. در این رویکرد، جغرافیا بهانه حذف نیست، بلکه بستری برای کشف و بهکارگیری همه ظرفیتهای انسانی استان است. این همان نقطه تمایز میان مدیریتی است که به عدالت وفادار است و مدیریتی که در حصار معادلات محدود محلی گرفتار میشود.
در این میان، آنچه از برخی رویکردهای مدیریتی مشاهده میشود، نشان میدهد هنوز هم میتوان بر مبنای نگاهی منصفانه، جامع و شایستهمحور عمل کرد. نگاهی که بهجای توقف در مرزهای تنگ و سلیقهای، کل استان را میبیند و از هر نقطهای که نیروی کارآمد و متخصص وجود داشته باشد، از آن بهره میگیرد. در همین چارچوب، رویکرد امیر اکبری، مدیرعامل پتروشیمی جم، نمونهای از این نگاه فراگیر ارزیابی میشود؛ نگاهی که بوشهر را یکپارچه میبیند و بهجای محدود شدن به بخشی خاص، همه ظرفیتهای انسانی استان را مورد توجه قرار میدهد.
بومیگزینی، زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که با عدالت، شایستهسالاری و نگاه فراگیر همراه باشد. در غیر این صورت، هر شعاری که نام بومی را بر خود داشته باشد اما در عمل تنها در خدمت گروهی محدود قرار گیرد، نه تنها دفاع از حقوق مردم استان نیست، بلکه تحریف آشکار یک مطالبه عمومی و مشروع است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، استان بوشهر نیازمند عبور از نگاههای تنگدامنه و حرکت بهسوی مدیریتی است که همه فرزندان این استان را ببیند. دفاع از نیروی بومی، اگر قرار است صادقانه و مؤثر باشد، باید از مرزهای کوچک عبور کند و در افق بزرگ عدالت استانی معنا پیدا کند.