
بوشهری ها / علی هوشمند | یکی از بنیادیترین مباحث در مدیریت رسانه، اقتصاد رسانه است. این اصل امروز دیگر نه یک انتخاب، بلکه شرط بقا و استمرار فعالیت رسانهای محسوب میشود. رسانهای که فاقد مدل اقتصادی پایدار باشد، نه میتواند استقلال حرفهای خود را حفظ کند، نه امکان سرمایهگذاری بر کیفیت تولید محتوا را خواهد داشت و نه قادر خواهد بود امنیت شغلی روزنامهنگاران و خبرنگاران خود را تضمین کند. از این منظر، هیچ تردیدی وجود ندارد که تبلیغات، آگهیهای بازرگانی، رپرتاژهای شفاف و همکاریهای قانونی با بنگاههای اقتصادی، از ارکان شناختهشده اقتصاد رسانه در جهان امروز هستند و در تمام نظامهای حرفهای رسانهای نیز پذیرفته شدهاند.
رسانههای استان بوشهر نیز از این قاعده مستثنا نیستند. در شرایط دشوار اقتصادی، افزایش سرسامآور هزینههای تولید محتوا ، چاپ و کاغذ و مشکلات معیشتی فعالان رسانه، تأمین منابع مالی سالم نه یک امتیاز، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. هیچ رسانهای بدون پشتوانه اقتصادی نمیتواند استقلال خود را حفظ کند و هیچ خبرنگاری بدون امنیت اقتصادی، فرصت و انگیزه کافی برای انجام رسالت حرفهای خود نخواهد داشت.
اما این تنها نیمی از حقیقت است. اقتصاد رسانه، وسیله است، نه هدف. درآمدزایی، فلسفه وجودی رسانه نیست؛ بلکه ابزاری برای تحقق مأموریت اجتماعی آن است. هنگامی که ابزار جای هدف را بگیرد، رسانه از نهادی عمومی و اثرگذار به بنگاهی صرفاً درآمدمحور تنزل پیدا میکند؛ بنگاهی که بیش از آنکه دغدغه جامعه را داشته باشد، نگران رضایت صاحبان سرمایه خواهد بود.
واقعیتی که امروز نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد، این است که بخشی از رسانههای محلی ما، آگاهانه یا ناآگاهانه، در همین مسیر گام برداشتهاند. وابستگی بیش از اندازه به اخبار سفارشی شرکت های نفتی ، گزارشهای تبلیغاتی و بازتاب فعالیت شرکتهای پتروشیمی، به تدریج اولویتهای حرفهای رسانه را دگرگون کرده است. گویی در بسیاری از موارد، رسانه از نماینده افکار عمومی به بلندگوی روابط عمومی شرکت های پتروشیمی تغییر کارکرد داده است.
این تغییر، صرفاً یک تغییر در شیوه تولید خبر نیست؛ بلکه تغییر در هویت رسانه است.
رسانه محلی، پیش از هر چیز، نهادی برای توسعه محلی است. فلسفه شکلگیری آن، بازتاب مسائل و مطالبات مردم، مطالبهگری از مدیران، نظارت اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت عمومی و کمک به توسعه متوازن منطقهای است. رسانه محلی باید نخستین جایی باشد که صدای روستاهای محروم، شهرهای کمتر دیدهشده، مشکلات زیرساختی، بحرانهای زیستمحیطی، دغدغههای جوانان، مسائل اشتغال، آموزش، سلامت، فرهنگ و آسیبهای اجتماعی در آن شنیده شود.
اگر این مأموریت به حاشیه رانده شود، رسانه مهمترین دلیل وجودی خود را از دست داده است.
مروری کوتاه بر محتوای بخش قابل توجهی از رسانههای استانحتی رسانه های شهرها و بخش های کوچک، این واقعیت را آشکار میکند که سهم اخبار توسعهمحور، گزارشهای میدانی، نقدهای کارشناسانه و مطالبات عمومی، در بسیاری از موارد به مراتب کمتر از اخبار سازمانی، گزارشهای تشریفاتی، بازنشر اطلاعیهها و اخبار شرکتهای پتروشیمی است. اگر با نگاهی آماری به خروجی این رسانهها بنگریم، به دشواری میتوان سهم مطالب مرتبط با مسائل واقعی مردم را بیش از حدود ۲۰ درصد ارزیابی کرد. این نسبت، برای رسانهای که خود را محلی میداند، نگرانکننده و هشداردهنده است.
باید بپذیریم که سرمایه اصلی هر رسانه، نه ساختمان، نه تجهیزات و نه حتی منابع مالی آن، بلکه اعتماد مخاطب استت. این اعتماد نیز تنها زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند رسانه، زبان آنان است، نه تریبون صاحبان قدرت و ثروت.
رسانهای که از متن جامعه فاصله بگیرد، به تدریج مخاطبان خود را از دست خواهد داد. کاهش مخاطب نیز به معنای کاهش اعتبار، کاهش اثرگذاری و در نهایت کاهش درآمد خواهد بود. این همان پارادوکس بزرگی است که برخی رسانهها از آن غافل شدهاند؛ رسانهای که برای افزایش درآمد، مردم را فراموش میکند، در نهایت هم مردم را از دست میدهد و هم درآمد خود را. زیرا هیچ بنگاه اقتصادی حاضر نیست برای رسانهای که مخاطب ندارد، هزینه کند.
از همین رو، اقتصاد رسانه و مسئولیت اجتماعی رسانه نه تنها در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه رابطهای متقابل و تقویتکننده دارند. رسانهای که مخاطب بیشتری داشته باشد، از اعتبار بالاتری برخوردار خواهد بود و همین اعتبار، سرمایه اقتصادی آن نیز خواهد شد. بنابراین، توسعه اقتصادی رسانه از مسیر توسعه سرمایه اجتماعی آن میگذرد، نه از راه افزایش بیرویه محتوای سفارشی.
در نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ، مشروعیت رسانه نه از میزان درآمد، بلکه از میزان خدمت آن به منافع عمومی ناشی میشود. رسانه زمانی اعتبار دارد که بتواند صدای جامعه باشد، نه پژواک روابط عمومیها.
همچنین در رویکرد روزنامهنگاری توسعه ، رسانه محلی صرفاً ناقل خبر نیست؛ بلکه یکی از بازیگران اصلی فرآیند توسعه محسوب میشود. توسعه، تنها ساخت پالایشگاه، اسکله، جاده یا کارخانه نیست. توسعه یعنی ارتقای کیفیت زندگی مردم، کاهش نابرابری، بهبود آموزش، سلامت، محیط زیست، اشتغال، فرهنگ، حکمرانی محلی و افزایش سرمایه اجتماعی. رسانهای که این مسائل را نبیند، عملاً از چرخه توسعه منطقهای خارج شده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، مدیران مسئول، سردبیران و فعالان رسانهای استان بوشهر باید در راهبردهای حرفهای خود بازاندیشی کنند. حفظ استقلال اقتصادی ضرورتی انکارناپذیر است، اما این استقلال نباید به وابستگی محتوایی بینجامد. رسانه باید بتواند هم از ظرفیت بنگاههای اقتصادی برای تداوم فعالیت خود بهره ببرد و هم بدون ملاحظهکاری، مسائل و مطالبات مردم را بازتاب دهد. این همان مرزی است که رسانه حرفهای را از رسانه وابسته متمایز میکند.
توسعه بوشهر، بدون رسانههای مطالبهگر، مستقل و مردممحور ممکن نیست. اگر رسانههای محلی از رسالت تاریخی خود فاصله بگیرند، نه تنها یکی از مهمترین ابزارهای توسعه استان تضعیف خواهد شد، بلکه خود رسانهها نیز بزرگترین سرمایهشان یعنی اعتماد عمومی را از دست خواهند داد.
اقتصاد رسانه ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما رسالت رسانه، دلیل وجودی آن است. رسانه میتواند بدون سود فراوان مدتی دوام بیاورد، اما بدون اعتماد مردم، هرگز. آینده رسانههای محلی در گرو برقراری تعادلی هوشمندانه میان بنگاهداری حرفهای و مسئولیت اجتماعی است؛ تعادلی که در آن، مردم همچنان در مرکز توجه رسانه باقی بمانند، نه در حاشیه آن.
| لینک مطلب: | http://booshehriha.ir/News/185961.html |