
بوشهری ها /همایش ملی انتخاب و معرفی واحدهای صنعتی و خدماتی سبز، یکی از برنامههای تشویقی سازمان حفاظت محیطزیست برای ترغیب بنگاههای اقتصادی به رعایت الزامات محیطزیستی، کاهش انتشار آلایندهها، مدیریت صحیح پسماند، بهبود بهرهوری انرژی و حرکت در مسیر توسعه پایدار است. چارچوب حقوقی این فرایند بر اساس مصوبه شماره ۲۴۱۲۹/ت۴۱۳۶۷ک مورخ ۱۳۸۸/۰۲/۰۷ هیئت وزیران شکل گرفته است.
با توجه به تحولات مهم سالهای اخیر در حوزههایی مانند تغییر اقلیم، اقتصاد چرخشی، پایش برخط، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهرهوری منابع و مسئولیتپذیری اجتماعی بنگاهها، تداوم استفاده از چارچوبهای موجود بدون بازنگری و بهروزرسانی میتواند موجب فاصلهگرفتن معیارهای ارزیابی از الزامات و انتظارات نوین محیطزیستی شود. در چنین شرایطی، ضروری است که مبنای تشخیص صرفاً ثابت و تکرارشونده نبوده و باید بهروز، شفاف و قابل دفاع باشد.
گام نخست برای ورود به فرایند صنعت سبز، عدم درج نام شرکت در فهرست صنایع آلاینده در سال ارزیابی است. با این حال، نقد اصلی متوجه خود ملاک تعیین آلایندگی است. علیرغم گذشت سالهای متمادی از آغاز طرح تعیین فهرست صنایع آلاینده، سازوکار تشخیص آلایندهبودن واحدهای صنعتی و خدماتی همچنان بیش از آنکه مبتنی بر یک نظام دادهمحور، استاندارد و قابل راستیآزمایی باشد، هنوز تفسیر کارشناسی پررنگ تر است.
این در حالی است که با ظهور و گسترش علوم نوین، از جمله هوش مصنوعی، انتظار میرود این ابزارها بهصورت مؤثرتر در تشخیص و تصمیمسازی محیطزیستی به کار گرفته شوند. اگر معیارها با ظرفیتهای فنی روز همسو نشوند، فهرست آلایندهها بهجای یک ابزار دقیق تنظیمگری، به مرجعی مبهم و قابل مناقشه تبدیل میشود.
بر اساس قوانین و مقررات جاری کشور، اجرای بسیاری از طرحهای صنعتی مشمول انجام ارزیابی اثرات زیستمحیطی (EIA) است؛ فرآیندی که طی آن، پیامدهای ناشی از اجرای پروژه بر محیطزیست پیشبینی و تحلیل میشود تا با شناخت وضعیت موجود، تمهیدات لازم جهت بهینهسازی عملیات و به حداقل رساندن اثرات نامطلوب اتخاذ گردد. در همین راستا، بهمنظور پایش و کنترل ریسکهای محیطزیستی در طول چرخه عمر پروژه، برنامههای عملیاتی مشخصی (Action Plans) ذیل برنامه مدیریت زیستمحیطی (EMP) تدوین میشود که اجرای هر یک نیازمند تخصیص زمان و منابع مالی معین است. در این میان، صنایع نفت، گاز و پتروشیمی بهدلیل ماهیت فرآیندی و پیوستگی خطوط تولید، پتانسیل انتشار انواع آلایندهها را دارا هستند؛ از اینرو، پیادهسازی کنترلهای مهندسی، اقدامات اصلاحی و پایش مستمر آلایندهها، بخش تفکیکناپذیر مدیریت عملیات در این صنایع محسوب میشود
اقداماتی که در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی با رویکرد کاهش و کنترل آلایندگی اجرا شدهاند، در برخی حوزهها به تولید دانش فنی و توسعه زیرساختهای نظام مدیریت محیطزیست منجر شدهاند. این دستاوردها بیانگر نقش پیشرو بودن این صنایع در استقرار و ارتقای رویکردهای نوین مدیریت محیطزیستی است.
با این حال، صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، بهواسطه اجرای اقدامات شاخص در حوزه مسئولیت اجتماعی محیطزیستی، نقشی برجسته در سطح کشور ایفا میکنند و در بسیاری از موارد بهعنوان الگو یا معیار مقایسه (Benchmark) مورد توجه قرار گرفتهاند. حمایت از تنوع زیستی و گونههای جانوری، احیا و حفاظت از زیستگاههای طبیعی و اجرای طرحهای کاشت و توسعه جنگلهای حرا، از جمله نمونه اقداماتی است که توسط صنایع پتروشیمی ایران اجرا شده است.
طبق بررسی های میدانی مشخص است که بهرهبرداری از سامانههای نوین پایش و سنجش آلایندههای منتشره در اتمسفر، مانند CEMS اولین بار در صنایع پتروشیمی ایران نصب و راه اندازی شده که نمونهای از استفاده موفق از فناوری برای شناسایی دقیق و برخط کیفیت و کمیت گازهای خروجی از دودکش منابع احتراقی است.
افزون بر این، بهکارگیری دوربینهای مادونقرمز و هوشمند پایش نوری گازها (OGI) در چارچوب برنامه شناسایی و رفع نشتی تجهیزات فرآیندی (LDAR) آنهم در شرایطی که در زمان آغاز، الزام قانونی صریحی برای آن تعریف نشده بود ، نمونهای برجسته از پیشگامی این صنعت در بهرهگیری از فناوریهای نوین جهت کنترل انتشار ترکیبات آلی فرار (VOCs) بهشمار میرود؛ رویکردی که برای نخستین بار در مجتمعهای پتروشیمی کشور پیادهسازی و تثبیت شد.
تجارب موفق و اقدامات فناورانه مشابه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران متعدد بوده و تشریح تفصیلی تمامی آنها خارج از حوصله این یادداشت است؛ لذا جهت بررسی جامعتر دستاوردها و گزارشهای پایداری، مراجعه به پورتالهای رسمی و مراجع انتشاراتی این شرکتها پیشنهاد میشود.
شواهد و اقدامات تشریحشده در این یادداشت نشان میدهد که صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، با توجه به تجارب عملی، زیرساختهای مدیریتی، اقدامات کنترلی و دستاوردهای محیطزیستی خود، واجد صلاحیت و توانمندی لازم برای مشارکت در فرایند جایزه صنعت سبز هستند. در عین حال، اصلاح هدفمند و محدود برخی الزامات، معیارهای ورود و سازوکارهای ارزیابی جایزه میتواند ضمن حفظ اعتبار و استانداردهای محیطزیستی آن، شفافیت، عدالت و جذابیت این فرایند را برای صنایع واجد شرایط تقویت کند.
در سالهای اخیر، میزان دودکنندگی فلرها در صنعت پتروشیمی، بهویژه در مناطق و قطبهای صنعتی، به یکی از معیارهای مؤثر در ارزیابی عملکرد محیطزیستی و انتشار آلایندهها تبدیل شده است. از آنجا که تعیین و تفسیر وضعیت دودکنندگی در مواردی مبتنی بر ارزیابیهای کارشناسی بوده، ضرورت ایجاد رویهای یکپارچه، قابل استناد و مبتنی بر معیارهای شفاف بیش از پیش احساس شده است.
بر این اساس، بهمنظور کاهش عدمقطعیت و خطا در تفسیرهای کارشناسی، جلوگیری از برداشتها یا مداخلات سلیقهای و ایجاد وحدت رویه در تشخیص دودکنندگی فلرها، شیوهنامه جدید طی چند سال گذشته با مشارکت سازمانها و نهادهای ذیربط تدوین شده است.
در همین راستا، شرکت ملی صنایع پتروشیمی بهصورت داوطلبانه و با بهرهگیری از هوش مصنوعی و پردازش تصویر (Image Processing)، سامانهای را طراحی و توسعه داده است که امکان تشخیص برخط و دقیق دودکنندگی فلرها را بر اساس مقیاس رینگلمن (Ringelmann Scale) فراهم میسازد. این تجربه بهروشنی نشان میدهد که چالش اصلی، کمبود فناوری نیست؛ بلکه میزان پذیرش، همگرایی و بهکارگیری فناوریهای نوین در سازوکارهای رسمی تصمیمگیری و نظارتی است.
با وجود معرفی فنی و ارائه قابلیتهای این سامانه ، شواهد موجود بیانگر آن است که در برخی موارد، ارزیابی دودکنندگی فلرها همچنان بر روشهای متعارف، از جمله بازبینی تصاویر و فیلمهای ثبتشده و اتکا به تفسیرهای کارشناسی، استوار است. تداوم این رویکرد، مؤید وجود فاصلهای میان ظرفیتهای فناورانه در دسترس و میزان ادغام و پذیرش این فناوریها در فرایندهای رسمی اجرایی، نظارتی و تصمیمگیری است. هرگاه ابزارهای نوین در مرحله عرضه، معرفی یا نمایش باقی بمانند و به رویههای رسمی اجرایی و نظارتی تبدیل نشوند، مزایای آنها به تجربههایی محدود و پراکنده تقلیل مییابد. از این منظر، مسئله اصلی صرفاً تولید یا دسترسی به فناوری نیست، بلکه نهادینهسازی و ادغام مؤثر آن در فرایندهای رسمی تصمیمگیری، اجرا و نظارت است.
مجموع این موارد نشان میدهد که بخشی از اقدامات صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در حوزه حفاظت از محیطزیست، با وجود هزینهبر بودن و اتکا به فناوریهای پیشرفته، در سازوکارهای ارزیابی فعلی بهدرستی منعکس نمیشود. در برخی موارد نیز قرار گرفتن نام این شرکتها در فهرست صنایع آلاینده، عملاً مانعی برای ورود یا مشارکت آنها در فرایند جایزه صنعت سبز ایجاد میکند.
در نهایت باید گفت که اخذ تندیسهای صنعت سبز، بهتنهایی و بهصورت مستقیم، لزوماً به بهبود وضعیت محیطزیست منجر نمیشود؛ اما از منظر اعتباربخشی، انگیزش سازمانی و نمایش تعهد محیطزیستی، میتواند اهمیت داشته باشد. با این حال، اگر این فرایند از شاخصهای دقیق، شفاف، دادهمحور و مبتنی بر راستیآزمایی مستقل برخوردار نباشد، کارکرد آن بیش از آنکه به حکمرانی محیطزیستی کمک کند، به یک نماد تشویقی و تبلیغاتی محدود خواهد شد.
سید جعفر عصمت ساعتلو (کارشناس و محقق در حوزه محیطزیست صنعتی)
| لینک مطلب: | http://booshehriha.ir/News/186272.html |