
بوشهری ها / اسماء بوستانی: در سالهای اخیر، نخلستانهای پهناور دشتستان، بهعنوان قطب بلامنازع تولید خرمای کبکاب کشور، در تقاطع سهگانه «تغییرات اقلیمی»، «سوءمدیریت منابع آب» و «آشفتگی ساختاری زنجیره ارزش» گرفتار آمدهاند. طولانی شدن دورههای مدار آبیاری از سویی و افت محسوس سفرههای آب زیرزمینی از سوی دیگر، توان باردهی نخیلات را به حداقل رسانده است؛ بحرانی که با تأخیر فرسایشی در آبگیری کامل سد دالکی تشدید شده و نخلستانها را در عطشِ میان دورههای ۸۰ تا ۱۲۰ روزه به مرز خشکیدگی کشانده است. افزون بر تنش آبی، جهش تصاعدی قیمت نهادههای کشاورزی، تخصیص غیرواقعی کودهای حمایتی، نبود سوخت یارانهای مکفی برای موتورپمپها، و در نهایت ساختار سنتی و پرمخاطره بازار فروش که نخلدار را ناگزیر به معاملات نسیه و بدون تضمین میکند، معیشت کشاورزان را در تنگنایی بیسابقه قرار داده است؛ مصائبی که عرقِ ریزانِ مردمان این خاک را در آستانه تبدیل به «بیغار» قرار داده است.
روایت میدانی: نبرد در کوره داغ جنوب
شهریور که از نیمه میگذرد، دشتستان دیگر همان دشتستان همیشگی نیست. زمین گُر گرفته است و نفسِ تند تشباد، رایحه خلسهآور رطب و خاک تفدیده را در سینهکش دشت جاری میکند. میانههای مرداد تا پایان شهریور برای مردمان جنوب یعنی کارزار تنبهتن با گرمای بالای ۵۰ درجه و شرجی خفقانآوری که مجالی برای نفس کشیدن باقی نمیگذارد. اینجا فصل به بار نشستن رنجِ ۳۶۵ روزه است؛ خرمایی که اگر دسترنجش حاصل شود، گرد خستگی را از تن میشوید و اگر در میانه کمآبی و بیپناهی تلف شود، دست نخلدار خالیتر از همیشه به سفره میرسد. به این زحمتِ سوخته، در گویش محلی «بیغار» میگویند؛ یعنی کارِ بیمزد.
گردوغبار نخلستانها زیر تیغ آفتاب شبیه مِهی سربی بود. قامت نخلها مثل دژهایی استوار برافراشته بودند؛ سبدهای آکنده از کبکاب عسلی و صدای خشخش «پیشها» که سمفونی کارزار برداشت را مینواختند.
روایت اول؛ نظرآقا: مدار ۸۰ روزه و تازیانه بر ریشه کبکاب
پای صحبت «حاج غلامحسین زارعی» و «کربلایی مصطفی احمدی» با دههها تجربه نخلداری نشستیم. دستهای پینهبستهشان که شیارهای سیاه شیره خرما بر آن نشسته بود، شناسنامه نیمقرن همنشینی با نخل بود.
کربلایی مصطفی با بغضی فروخورده میگوید: «مشکل یکی دو تا نیست؛ سرمنشأ همه بدبختیهای ما آب است. مدار سهمیه آب ما ۸۰ روزه است! در این تشباد و جهنم بالای ۵۰ درجه، مگر میشود نخل را ۸۰ روز تشنه نگه داشت؟» او با دست به چاههای پراکنده اشاره میکند: «باید با هزار التماس، سوخت آزاد را لیتری خدا تومان بخریم تا پمپ از کار نیفتد. هر نخلستانی که سرپاست، به بهای مکیدن شیره جان چاهها زنده مانده؛ وگرنه بسیاری از نخلهای حقآبهای خشکیدهاند.»
حاج غلامحسین نیز از رنج سالیان میگوید: «از سم و کود گران تا خواب طولانی سد دالکی؛ هیچ مسئولی درد ما را نفهمید. والله اگر آب پایدار برسد، یک جوان بیکار در دشتستان نمیماند. این دشتهای برهوت، روزگاری اقیانوس سبز نخل بود.»
کلاف سردرگم بازار؛ معامله بدون چک و ریسک نکول
بحران نخلدار فقط در نخلستان نیست؛ در بازار، فاجعه شکل دیگری دارد. مصطفی احمدی که هم باغدار است و هم صاحب سردخانه، میگوید: «ما محصول یک سال را به اقصی نقاط کشور میفرستیم، بدون یک برگ چک یا ضمانتنامه معتبر! چرا؟ چون اگر ریسک نکنم، خریدار بار را از نخلدار کناری میخرد. بارها شده مشتری بار را برده و بعد از تخلیه، خطش خاموش شده است! حساب کنید اگر از ده کامیون خرما پول یک کامیون برنگردد، کل دخلوخرج سالانه ما نابود میشود.»
حاج غلامحسین با تلخی خاطرهای را مرور میکند: «دوران خان و کدخدا بود؛ یک سال که کفگیرمان به ته دیگ خورده بود، پنهانی یک بار خرما را پیش از ارباب فروختیم. وقتی فهمیدند، ریختند و تمام خرماها را غارت کردند… جلوی چشم زن و بچهام، حاصل یک سال عرق ریختن تاراج شد.»
روایت دوم؛ آبپخش: معادله نابرابر «۲ ساعت آب برای ۱۰۰ نخل»
مسیر گزارش ما به «آبپخش» کشیده میشود؛ جایی که شریانهای سنتی آب در جدال با عطش زمین کم آوردهاند. «شهریار شفیعی» نخلدار ۶۰ ساله میگوید: «مدار آبیاری کانالها به ۳ تا ۴ ماه یکبار کشیده شده است. سیستم آبیاری غرقابی ساعتی است؛ برای هر ۱۰۰ اصله نخل تنها ۲ ساعت حقابه تعیین کردهاند! آب به نیمی از باغ نرسیده، ساعت تمام میشود و ناچاریم برای نجات درختان از تلمبهداران با قیمتهای سرسامآور آب بخریم.»
پاسخ متولیان؛ توجیههای اداری در برابر واقعیت میدانی
این مطالبات انباشته را با مسئولین در میان گذاشتیم.
«احمد ایزدی»، سرپرست جهاد کشاورزی دشتستان، با تأکید بر اینکه «در کمیسیون ماده ۲۱ استانداری مدافع کشاورزان هستیم»، دلیل محدودیتها را خشکسالی و سهمیهبندیهای انقباضی استان دانست. وی راهکار را در «طرح ملی تحول آبیاری» و اصلاح شیوههای غرقابی به نوین عنوان کرد.
در سوی دیگر، «علی محمدی»، مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر، رویکرد متفاوتی دارد. وی با تأکید بر اینکه تعیین نیاز آبی بر عهده جهاد کشاورزی است، معتقد است: «بسیاری از چالشهای فعلی ناشی از شیوه سنتی آبیاری غرقابی و فرسودگی شبکههای توزیع است.» وی افزود که حتی در اراضی پایاب سد رئیسعلی دلواری، علیرغم عدم آبگیری کامل، سهمیه تخصیص یافته و مشکلات ناشی از گستردگی شبکه (۱۰ هزار هکتار در آبپخش) و کمبود اعتبارات برای بهسازی کانالهاست. محمدی تأکید داشت که «افت کیفیت محصول لزوماً تابعی از عامل آب نیست و مدیریت زراعی نیز نقش بسزایی دارد.»
فرجام؛ مرگ ایستاده در انتظار شریان حیات
خورشید دشتستان به خطالرأس آسمان رسیده و تیغ گرما بر پیشانی باغداران نشسته است. شکاف عمیق میان دادههای آماری جلسات و واقعیت عریان نخلستانها پرنشدنی است. نخل، داراییِ هویتی و تنها نبض معیشت دشتستان است. اگر طرحهای نوین آبیاری شتاب نگیرند، شریانهای سد دالکی به داد ریشههای تشنه نرسند و چتر حمایتی از نهادهها و بازار خرما گسترده نشود، درختان صبور جنوب همچنان «ایستاده جان خواهند داد»؛ و با خشکیدن هر نخل، ستونی از اصالت و پایداری این کهندیار فرو خواهد ریخت.
| لینک مطلب: | http://booshehriha.ir/News/186407.html |