یادداشت وارده | بابک فقیه

کودکان کار ، اسیر نشست ها و نشستن های مسئولان!

بوشهری ها | خبر و عکس هایی تاسف برانگیز و متاثر کننده توسط پایگاه خبری بوشهری ها انتشار یافت ، مبنی بر اینکه کودکی در یکی از کارواش های سطح شهر ، چند ماه اسیر بوده و مورد اذیت و آزار قرار گرفته است..

بوشهری ها / بابک فقیه | خبر و عکس هایی تاسف برانگیز و متاثر کننده توسط پایگاه خبری بوشهری ها انتشار یافت ، مبنی بر اینکه کودکی در یکی از کارواش های سطح شهر ، چند ماه اسیر بوده  و مورد اذیت و آزار قرار گرفته است. بطور اتفاقی یک مسافر اهل تهران که قصد شستشوی اتومبیل خود را داشته است ، با مراجعه  به کارواش صدای ناله های کودک اسیر را می شنود و به پلیس اطلاع می دهد و خلاصه اینکه کودک از چنگال آن شیطان صفتان رها  و به بیمارستان انتقال می یابد. 

خبر بسیار وحشتناک و متاثر کننده است. از واکنش ها در فضای مجازی مشخص است که افکار عمومی به شدت از این واقعه متاثر شده است. 
اما جدا از این واقعه ، ساعتی قبل از انتشار آن خبر تاسف برانگیز ، خبری دیگر انتشار یافته بود ، مبنی بر این که ، نشست و همایش مدیران کل امور اجتماعی استانداری های کشور  در تهران برگزار شده است و در آن جلسه ، از آقای برزگرزاده به عنوان مدیرکل اموراجتماعی استان بوشهر ، لابد بابت خدمات درخشانش!! تقدیر شده است! ( ضمن  آنکه  دقیق هم مشخص نیست چگونه  از ایشان تقدیر شده است! تعارف بوده است یا تقدیری رسمی و دولتی!؟ بگذریم ، مهم نیست!) 
البته موضوع اصلی و اساسی این مقاله ، صرفاً کودک اسیر شده در کارواش نیست !! جرم و جنایت در هر شرایطی ممکن است رخ دهد و همواره جنایت کاران و شیطان صفتانی  هستند که در گوشه ای ، این اعمال وحشیانه را انجام می دهند! به صفر رساندن این جنایات هم در این شرایط یقیناً از توان مدیرکل اجتماعی و معاون سیاسی و مدیرکل بهزیستی خارج است.  
اما من این دو خبر را در کنار هم آوردم ، تا که نظر مسئولان محترم و به خصوص جناب برزگر زاده و آقای پولادی ریشهری و جناب خورشیدی معاون سیاسی استانداری را به این نکته جلب نمایم ، که بخش زیادی از اینگونه حوادث در آینده ، به نوعی می تواند  نتیجه منطقی شیوه مدیریت شما باشد ! اگر تغییر و تحولی در نحوه مدیریت خود ایجاد نکنید.  وضعیتی که در خیابان ها و چهار راه های شهر مشاهده می کنیم به گونه ایست ، که اگر هفته ای یک بار هم وقایعی همچون اسارت کودک در کارواش رخ دهد ، جای تعجب ندارد! 
   
  
 واقعیت عینی حاضر در خیابان ها و چهار راه ها  ، بسیار دهشتناک تر از آن است که فقط قربانی آن یک کودک اسیر شده و آزار دیده را در بر گیرد!!
هر شهروند بوشهری که صبح از ساعت هشت تا دوازده شب ، در اکثر چهار راه های شهر پشت چراغ قرمز بماند ، می تواند این واقعیت تلخ را درک کند. چه کسی می تواند با اطمینان بگوید ، که این همه دختر و پسر خردسالی که پشت این چراغ های قرمز ، که یا مشغول تکدی گری هستند و یا در حال پاک کردن شیشه های اتومبیل و یا آدامس فروختن ، وضعیت بسیار بهتری از آن کودک اسیر در کارواش دارند!؟ کدام یک از شماها می توانید تضمین دهید که این کودکان مورد انواع و اقسام اذیت ها و آزار قرار نمی گیرند!؟ کدام یک از شما می توانید تضمین دهید ، که همین الان که مشغول خواندن این مطلبید، شیطان صفتی دیگر ، در حال دزدیدن یکی دیگر از آنها نیست!؟ 
اصلاً می توان ادعا کرد آنهایی که بر سر چهار راه های شهر سرگردانند ، اسیر نیستند!؟ 
آیا می شود ادعا کرد  که این سرگردانی ها ،  بی ارتباط است با اتفاق متاثرکننده اسارت در کارواش!؟ آیا می توانید مدعی شوید که بدون توجه به کودکان سرگردان در خیابان، از عوامل واقعه کودک اسیر در کارواش کاسته اید!؟ 
حضرات مسئول ، برای کاستن و کم کردن از وقایعی  مثل اسارت آن بچه در کارواش، نه گماشتن نمایشی ده ها مشاور که همگی روی هم یک کتاب در زمینه علوم اجتماعی نخوانده اند کارساز است و نه شرکت در نشست ها و نشستن ها و همایش های بی خاصیتی که دستاوردش فقط مشتی عکس و تصویر است با فیگورهای مختلف! نه تقدیر و تشکر رئیس بالا دست کار ساز است !  و نه به راه انداختن و رژه ی موردیِ یک  ماشین  امداد اجتماعی با چراغ گردون روشن در خیابان ها! 
برای کاستن از این دردهای اجتماعی ، ابتدا قبل از هر چیز نیاز  به عزمی جدی و صادقانه و بدون نمایش برای کار و تغییر است! مدیریتی جدی و اصولی می خواهد! دانش اجتماعی مربوطه می خواد! ( با تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی متفاوت است!!)   شجاعت و بی باکی می طلبد! و و و در نهایت بجای نشست ها و نشستن ها ، دویدن ها نیاز است! 
امیدوارم دستکم این اتفاق ناگوار کارواش ، در شما عزمی واقعی برای بهبود اوضاع شهر و کاستن از شمار کودکان کار  خیابانی ایجاد کرده باشد.

کلیدواژه

کودکان کار

کودک آزاری

کارواش بوشهر

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش