یادداشتی از حسن محدث زاده

آموزش و پرورش در پسا کرونا

بوشهری ها | وقتی که در سرزمین چشم بادامی ها، کرونا شهر ووهان را به بند محاصره کشید، کمتر کسی فکر می کرد که کرونا طی چند ماه از صرفاً یک بیماری به یک ....

بوشهری ها / حسن محدث زاده |  وقتی که در سرزمین چشم بادامی ها، کرونا شهر ووهان را به بند محاصره کشید، کمتر کسی فکر می کرد که کرونا طی چند ماه از صرفاً یک بیماری به یک معضلی جهانی تبدیل شود که بتواند دنیا و تحولات را به دوره پیشا و پسا تولد و حکمرانی خود تبدیل کند.

دولتمردان و مردم بیش از دویست کشور دنیا برای در امان ماندن از این دشمن نامرئی خطرناک، به جبر به تغییر در مدل‌های حکمرانی و زیست اجتماعی و انفرادی روی آورده تا از این دوره موقت مبهم و مجهول عبور کنند.

وزارت آموزش و پرورش در نخستین روزهای تایید ورود کرونا به ایران، تصمیم به تعطیلی مدارس به عنوان یکی از مهمترین اماکن با پتانسیل بالای انتقال ویروس، گرفت. هر چند فصل آموزشی به اتمام نرسیده بود، اما حفظ سلامتی دانش آموران، معلمان، خانواده ها و جامعه در اولویت قرار داشت.
آموزش و پرورش در دوره کرونا با چالشی جدی روبرو شده است. چالشی که حتی در دوره جنگ هشت ساله نیز تجربه نکرده بود زیرا که در دهه 60 بخشی از کشور درگیر جنگ بود اما در جنگ کرونا مدارس سراسر کشور سر در لاک تعطیلی فرو برده است. در این شرایط متولیان دستگاه تعلیم و تربیت یا باید به انتظار اتمام دوره کرونا می‌نشستند تا فرمان بازگشایی دوباره مدارس را صادر کنند یا اینکه طرحی نو دراندازند تا چراغ آموزش همچنان برافروخته باشد.
با شروع قرنطینه خانگی و استمرار تعطیلی ها، آموزگاران بی آنکه به انتظار بخشنامه و دستور بنشینند، آستین همت را بالا زده  و از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، خود را به خانه های دانش آموزان رساندند. نقد وارد بر این حرکت خودجوش قابل تحسین، فقدان ساختار و سیستم رصد و ارزیابی داده های تولیدی و عملکرد معلم و دانش آموز از سوی متولیان بود. به همین دلیل آموزش و پرورش به اجبار به سمت ایجاد یک شبکه اجتماعی اختصاصی به نام شبکه آموزشی دانش آموزان و با تابلو و عنوان شبکه شاد حرکت کرد.
با تدقیق و بررسی عملکرد شبکه شاد در دوره کوتاه فعالیت نشان می دهد که غالب مخاطبان این شبکه اعم از معلم، دانش آموز و اولیا از کارکرد و چابکی این نرم افزار آموزشی رضایت نداشته و ناشاد از شاد هستند.
به زعم نگارنده اگر چه شاد در نخستین ماه عمر خود قرار دارد و نوزادی کم توان است که قدرت حمل پیام های میلیون ها مخاطب در دوره ی کرونا را ندارد اما می تواند نقطه عطف و امیدی برای دوره‌ی پسا کرونا در دستگاه تعلیم و تربیت رسمی باشد.
اگر چه آموزش و پرورش از بد حادثه به شبکه اجتماعی پناه آورده، اما این پناهگیری سبب می شود که بخش جدیدی در این دستگاه عریض و طویل گشوده شود که حتی در دوره پساکرونا نیز تعطیل نشود. بدیهی است در این دوره کوتاه با مشکلات و سختی هایی همچون نبود شبکه اینترنت در برخی از نقاط دور دست، فقدان دستگاه تلفن همراه هوشمند، تبلت یا لپ تاپ در برخی منازل برای استفاده دانش آموزان، هزینه خرید بسته های اینترنتی، مخالفت کسری از معلمان و اولیا با روش تدریس مجازی، کیفیت نازل محتواهای تولیدی و... همراه باشد.
اما در دوره پساکرونا، متولیان آموزشی لاجرم باید تمرکز و بودجه بیشتری را به تقویت زیرساخت‌های فناوری مدارس و ادارات خود اختصاص دهند. در همین راستا، دست اندرکاران دستگاه تعلیم و تربیت مجبور می شوند با همراهی دولت و ارائه تسهیلات ویژه، دانش آموزان را به تبلت و سیم کارت های تلفن همراه دانش آموزی با بسته ویژه اینترنتی همراه با محدودیت های متناسب با ارزش های جامعه و حاکمیت مجهز کنند. پس از گذر از کرونا، دوره های آموزشی تولید محتوا در فضای مجازی در دستور کار قرار می گیرد و محتواها رشد کیفی چشمگیری را تجربه خواهد کرد.
از سویی با افرایش نفوذ محتواهای اینترنتی در مدارس، زمان شروع و پایان سال تحصیلی، زمان شروع و پایان فعالیت در یک روز، زمان هر ساعت درسی و حتی تعداد دانش آموزان یک کلاس منعطف می شود و مدارس در ایام سال تحصیلی با تعطیلی متاثر از شرایط جوی، تعطیل نخواهند شد و آموزش ادامه پیدا می کند.
از منظری دیگر واقعیت آن است که نسل تکنولوژی پرور فعلی با در اختیار داشتن منابع متعدد اطلاعاتی در بستر نت، معلم را تنها مرجع فراگیری دانش تلقی نمی کند و به همین دلیل برای آنکه بین معلم و شاگرد فترت دانشی و ارتباطی به وجود نیاید، آموزش و پرورش لاجرم باید دروازه آموزش های اینترنتی را بر روی مدارس می گشود. اگر چه این اتفاق باید سالها قبل اتفاق می افتاد، اما کرونا به داد آموزش در ایران رسید تا روزمرگی و رکود ترک برداشته و متولیان و آموزگاران برای آموزش به دنیایی متوسل شوند که زیست در آن به علاقه مندی و نقطه قوت دانش آموزان تبدیل شده است.
در واقع کرونا فرصتی را فراهم آورده است تا آموزش و پرورش رسمی ایران از تارهای تنیده شده در خود رهایی یافته و در اندیشه راهی جدید برای آموزش فرزندان این آب و خاک بیفتد. بی تردید در سالهای آتی آموزش مجازی سهم بیشتری در سبد آموزش مدارس ایران خواهد داشت و تلفیق آموزش حضوری- مجازی که لازمه نسل نکتولوژی زده فعلی است،  می تواند آینده ای پرنور را برای ایران اسلامیمان رقم بزند.
خلاصه آن چه که آمد، نه یک آرزو و خیالبافی بلکه ضرورت دوره پساکرونا است. دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

افراشته 2

کلیدواژه

حسن محدث زاده

کرونا

آموزش و پرورش

ارسال نظرات

captcha
بانک سپه
افراشته نظرسنجی
طلوع دانش