گفتگوی مهدی جهانبخشان با پرویز سرخوش از پیشکسوتان تئاتر بوشهر

" نیم قرن بعد از سقوط"

بوشهری ها | آنچه در پی می آید ماحصل این گفتگوست که از نظر شما می گذرد :

بوشهری ها / مهدی جهانبخشان | اگر بوشهر را تحریف شده ی "ریورد اردشیر "هم ندانیم وبه کلمه ی "ابوشهر" که می گویند پدر شهرهاست ،استناد کنیم در خصوص این بندر تاریخی – با ستانی مصداق دارد.

اولا اینکه بوشهر را در دوره ی عیلامیان بنا نهادند و آن‌را به ایزد بانویی به نام "کی یرریشهر" اهدا کردند که در آن زمان بنام " لیان " می خواندند یعنی وادی آفتاب تابان .

اولین ناوگان دریایی ایران ،توسط نادرشاه دراین شهر بنا نهاده شد وتا مدتها بوشهر را " نادریه" می گفتند.

بندر بوشهر،بندری مهم برای ساسانیان هم محسوب می شد که تجارت گسترده ای در آن صورت می گرفت و

اولین خط کشتیرانی ، نیمه‌مدرن ،از اروپا به بوشهر تردد داشت که این امر در دوره‌ی قاجار صورت گرفت ونیزکشتی جنگی پرسپولیس در دوره ی ناصرالدین‌شاه محافظ دو دریای خلیج فارس و دریای عمان بود .

شرکتهای بزرگ تجاری و نیز سفارتخانه های متعدد در بوشهر فعالیت اقتصادی  وسیاسی داشتند.

کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی در شهر بوشهربه اشتغال زایی مشغول بودند.

پدر داستان نویسی به سبک ناتورالیسم یعنی زنده یاد " صادق چوبک " در این شهر متولد شد وداستان نویسی مدرن را پیگیری کرد.

زنده یاد " منوچهر آتشی" در بوشهر بدنیا آمد و سبک شعری ناتورالیسم را در جنوب کشور شیوع داد.

مدرسه مهم و تاریخی سعادت ،سومین مدرسه مدرنی بود که در بوشهر به تربیت نسل نو پرداخت.

اگر در زمینه ی تئاتر هم بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم باید به تئاتر " سقوط" نوشته استاد " احمد آرام " وبه کارگردانی  استاد " پرویز سر خوش "باید اشاره کنیم .

" سقوط" در نیم قرن پیش ،بوشهر را تکان داد .

برای آشنایی بیشتر با تاریخ تئاتر و نمایشنامه سقوط به سراغ استاد پرویز سرخوش دبیر دبیرستانهای بوشهر در دهه چهل و پنجاه به شیراز رفتم وبا او دیدار و به گفتگو نشستم . آنچه در پی می آید ماحصل این گفتگوست که از نظر شما می گذرد :

 

جناب سرخوش  چرا در سال چهل ونه ،تئاتر سقوط را اجرا کردید ؟

- علت اجرای سقوط که با همکاری احمد آرام شروع کردم در زمانی بود که انقلابهای مسلحانه در جهان رونق زیادی داشت ،مخصوصا یک چهره بزرگ انقلابی به نام " ارنستو چه گوارا" که در آمریکای لاتین مبدع این مبارزات بود و به دست سرمایه داری به قتل رسیده بود و شهرتش در جهان پیچیده بود . به همین ما این نمایش  را اجرا کردیم که در آن بطور مخفیانه زندگی چه گوارا را نشان دهیم . در تئاتر فوق بازیگری را سمبل آزادی کرده بودیم که بر پیکرش تصویر یک دار بود و ایستاده واشک می ریخت .

برای اسیر نشان دادن چه گوارا و گرفتاری اش به فکر افتادم از تور استفاده کنم تور ماهیگیری ودر آن کار می بینید بازیگری که نقش چه گوارا را بازی می کند ،اسیر می شود .وقتی جنازه چه گوارا را روی دست می گیرند و می برند نفر اول و دوم حاملین جنازه به خورشید اشاره می کنند که سقوط کرده است .

کل داستان دو یا سه برگ بود که ما با اجرا آن را گسترده وبه اندازه یک ساعت بسط دادیم .آقای آرام هم نویسنده وهم بازیگر تئاتر بود که دیالوگ ها را با هم طوری تنظیم کرده بودیم که مرگ چه گوارا مشخص نباشد چون ساواک خیلی کنترل می کرد .باید خیلی دقیق نمایشنامه را پی می گرفتید تا متوجه بشوید داستان مرگ چه گوارا است .مرحوم " جواد تلیان" نقش سرمایه دار را به عهده داشت و به جای گفتن چه گوارا ما در طول داستان نام گارسیا لورکا را می بردیم که منع نبود وبرای نیروی امنیتی خیلی شناخته نبود .گارسیا لورکا از شاعران انقلابی آمریکای لاتین بود . تئاتر سقوط یک شروع داشت ویک پایان
 

شما می فرمایید که داستانی در دست ما نبود پس چطور شروع وخاتمه داشت ؟

  •  

-بیشتر بخاطر زمینه های سیاسی جامعه بود ووقایع کلی جهان را درنظرمی‌گرفتیم و بطور سمبولیک پیاده می کردیم .

 

- اگر بخواهیم برای تئاتر سقوط ژانری معرفی کنیم این نمایشنامه در چه نوع ژانر تئاتر می گنجید ؟

-بیشتر در ژانر مدرن بود .میزانسنها وترکیبات صحنه را به شکلی در آوردیم که حالت مدرن داشته باشد و از لباس بخصوصی هم استفاده کردیم ولی نقش مجسمه آزادی را بدون لباس در صحنه تعبیه کرده بودیم .مجسمه آزادی مرتب اشک می ریخت .سرمایه دار هم که نمود آمریکا بود کلاه سیلندر بر سرش بود که در صحنه مشاهده می شد .چند نفر هم که روشنفکر را تشییع می کردند به عنوان نماد  طبقات در صحنه نشان می دادیم .

 

- از لحاظ اجرا چه طور بود و استقبال مردم برای این تئاتر در چه حدی بود ؟

-استقبال بی نظیر بود چه از طرف دانش آموزان و اولیا وچه از طرف مردم عادی ،اجرایمان را هم مجانی کرده بودیم .

برای این کار چند ماه تمرین کردید ؟

 

-بمدت سه ماه تمرین کردیم ودر حین تمرین،نمایشنامه شکل می گرفت . خیلی دلم می خواهد همین نمایشنامه را با کمک احمد آرام دوباره اجرا کنیم .یادم نمی رود که آقای دکتر حمیدی بالای سِن آمد و گفت : با اجرای سقوط  تئاتر در بوشهر متولد شد .آقای عبدالحسین ظریفی که جزء معلمین انقلابی بود بشدت از تئاتر سقوط استقبال کرد و در پایان اجرا همه ما را در بغل گرفت وتبریک گفت .

- آیا ساواک هم با شما برخوردی داشت ؟

 

-بله . ساواک پس از اجرای صحنه ای برایمان بشدت مزاحمت ایجاد می کرد ،مرتب مرا می بردند و بازجویی می کردند .یکبار دو ساعت مرا در یک اتاق تاریک نگه داشتند و بعد از کلی معطلی یک نفر آمد و پشت میزی که دو صندلی داشت مرا نشاند و حرفها را ضبط می کرد و مرتب کشوی میز را باز وبسته می کرد و گزارشها را می دید و به بازجویی اش ادامه می داد .عمده ترین سوالی که از من پرسید این بود که : چرا کتاب اصول مقدماتی فلسفه نوشته ژرژ پلیستر را به بچه ها می دادی؟ من در صدد انکار بر آمدم ولی کتاب را از کشوی میز در آورد ونشانم داد وبعد لای کتاب را باز کرد ونوشته های حاشیه کتاب را که به خط خودم بود نشانم داد .در این شرایط نتوانستم چیزی بگویم ومرا تهدید کرد که اگر به این روش ادامه بدهی مجبوریم از شغل معلمی معلق ات کنیم و دستگیر و زندانی بشوی

 

- آیا بعد از سقوط اجرای دیگر ی هم در زمینه تئاتر داشتید ؟

-بله .رفتم سر وقت اجرای نمایشنامه های کلاسیک مثل کتاب " در اشتباه" که رضا نیکخواه که دانش آموزم بود با همین نمایشنامه به طرف بازیگری کشیده شد . آقای پوردرویش هم در تئاتر نقش برجسته ای داشت .تئاتر" در اشتباه" به گمانم نوشته آقای ابراهیمی بود . دریک صحنه از اجرای تئاتر نقش اول که فرماندار شهر بود  باید تیری  رابه سمت رضا نیکخواه شلیک می کرد ،برای این صحنه برای اولین بار از تروکاژ استفاده کردم وزیر لباس رضا نیکخواه یک بادکنک گذاشتم که پراز مرکورکُرم بود ورضا باید دستش را روی بادکنک فشار می داد تا پس از خوردن گلوله،سینه اش پر از خون شود . ضمنا من گریم را هم انجام می دادم .وسایل گریم بسیار ابتدایی بود ،گچ وروغن وپشم و چسب مواد گریموری ما بود .

 

- آیا نمایشنامه دیگری هم کار کردید ؟

-بله "اردشیر بابکان"،نمایشنامه "بهترین بابای دنیا "نوشته زنده یاد غلامحسین ساعدی و همکاری با آقای هاتفی برای تئاتر" پهلوان اکبر نمی میرد "نوشته بهرام بیضایی .آقای هانفی ویولن هم می زد و به تئاتر عاقه زیادی داشت .

-آیا کسان دیگری هم در زمینه هنر و ادب در بوشهر فعالیت داشتند؟

زنده یاد آقای فتا بود که مسئول هنری آموزش و پرورش بود .آقای آقایی که در زمینه شعر فعال بود.آقای توللی در زمینه نقاشی آموزشهای خوبی را به بچه ها می داد و آقای رزاقی در آموزش عکاسی آماتور نقش بسزایی داشت و خودم هم در رابطه با سینما و تئاتر کلاسهای فوق العاده می گذاشتم و ما مجموعا کسانی بودیم که دانش آموزان بوشهری را با هنر آشنا می کردیم  که اکثر رشد و متحول شدند. بچه ها به‌حدی علاقه مند بودند که پس از یک  ساعت  که کلاس پایان می پذیرفت ، خواهان ادامه آن می شدند.

نقد فیلم هم بصورت هفتگی می گذاشتیم که علاقه مندان زیادی داشت از جمله آ قای ناصر وجدان که در زمینه فیلم فعالیت داشت و نیز همسرش خانم شش بلوکی که در در زمینه عکاسی فعال بود .

آقای بابا چاهی هم در زمینه هنر وادبیات با ما همکاری می کرد . دانش آموزی هم بنام منیرو روانی پور داشتیم که علاقه زیادی به ادبیات داشت  وبا خواهرم دوست بود و شوق وذوق زیادی از خود نشان می داد .این دانش آموز در حال حاضر از نویسندگان مطرح کشور است که به خارج از کشور مهاجرت کرده ودر آنجا نیز فعال است .وی در مصاحبه ای که در خارج از کشور با ایشان انجام شده بود گفتند: خانم صابر در رشد من خیلی موثر بود .متاسفانه خانم صابر همسر آقای حسن برازجانی اینک  در بستر بیماری است .

بله ،ما در پنجاه سال پیش تجربیات جدید داشتیم وهمه آنها را به بچه ها منتقل کردیم که باعث رشد و تحول در هنر وادبیات بوشهر شد .

البته همه اینها نباید  تنها به حساب من نوشته شود بلکه فعالیت ما گروهی بود. تا یادم نرفته یادی هم از اسکندر احمد نیا نمایم که در زمینه شعر بسیار فعال بود و گویا همچنان فعالیت اش را ادامه می دهد.

تقدیری هم بکنم از عبدالمجید زنگویی که خیلی برای ادبیات بوشهر زحمت می کشید .

امیدوارم شهر بوشهر ،این شهر پویا،همچنان به سوی تعالی در هنر وادبیات پیش برود .

..........................
 

از قلندرخونه تا مجلس سنمار

 

بخشی از یک مقاله نوشته ابراهیم مطیعی

حضور و اجرای تئاتر در بوشهر، به سال های حضور استعمار غرب در بنادر مختلف بوشهر برمی گردد، البته از تئاترهایی خارجی در خاطرات و سفرنامه های نوشته شده گردشگران غربی در بوشهر بادشده که ازجمله این نمایش ها «اتللو» و دیگر نمایش های شکسپیر است، که در سال های ۱۲۹۴-۱۲۸۴ه.ش در بوشهر به اجرا درآمده است. اما به درستی نمی توان این تئاترها را پیشینه تئاتر بوشهر نامید و فقط در حد اجرا و آمدن تئاتر به معنای مدرن، مورد یادآوری است. در سال های بعد با وجود مدرسه سعادت بوشهر که یکی از قدیمی ترین مدارس ایران به شمار می آید و حضور جوانان بوشهری در این مدرسه و تمایل و شوق آنها زمینه انجام تئاتر و تجربه در این مقوله هنری نیز در حد توان آنها به دور از تئاتری به معنای واقعی تئاتر یا ساختارها و تعریف های مدرن و معمول به وجود آمد اما سال های بعد در میانه دهه ۵۰ شمسی، جوان بوشهری تحصیل کرده دانشگاه فردوسی مشهد، تئاتر را به عنوان آنچه جهان مدرن معرفی کرده بود در بوشهر به وجود آورد. او که با توجه به تحصیل و تجربه و با خلاقیت و شناخت اصول هنر تئاتر با هوش و ذوق داشته های آیینی و فرهنگی بوشهر را آگاهانه و با شایستگی مورد استفاده قرار داد و تئاتر یگانه، «قلندرخونه» را به روی صحنه برد، این تئاتر با نویسندگی و کارگردانی ایرج صغیری با به وجود آوردن شیوه و سبکی نو در تئاتر آیینی و ملی ایران، تئاتر بوشهر را به ایران و جهان معرفی کرد و همگان و بزرگان تئاتر جهان را به تحسین این اثر سترگ واداشت که در پی آن، این نمایش به ۱۶ فستیوال بین المللی دعوت شد (که به دلایلی از حضور این تئاتر در این فستیوال ها ممانعت به عمل آمد). با وجود قلندرخونه و بعد از آن مه پلنگ، تئاتر بوشهر در سراسر ایران خود را به عنوان تئاتری با شاخصه های بزرگ آیینی و فرهنگی متعلق به خود و پیشرو معرفی کرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع تئاتر بین المللی فجر و در کنار آن تئاتر فجر استانی بود که جوانان با استعداد بوشهر به پشتوانه عصر جدید تئاتر بوشهر که با حضور ایرج صغیری در معرفی و شناخت و ایجاد تئاتر مستقل در کشور شکل گرفته بود، به شرکت فعالانه در این جشنواره پرداختند و همواره در این جشنواره به موفقیت هایی نیز نائل آمدند.

(معاصر خرمشهر به کارگردانی مجید زارع، سال ۱۳۶۱ ه.ش)، (علوچاه به کارگردانی مجید زارع سال ۱۳۶۴)، (در سوگ سوخته لنج به کارگردانی مجید زارع سال ۱۳۶۴)، (در انتظار واگشتن یونس، به کارگردانی علی غلامی سال ۱۳۶۴)، (نخل سوخته به کارگردانی علی غلامی۱۳۶۴)، (آماره، به کارگردانی فرهاد یزدان فر سال ۱۳۶۴)، (تفنگ برنوبه، کارگردانی علی غلامی۱۳۶۶)، (بکرک، ضیاء امیری ۱۳۶۷)، (گرگور کهنه، علی غلامی سال ۱۳۶۷)، (عنکبوت، زینب عوض پور سال ۱۳۷۱)، (قلب الاسد، احمد آرا ۱۳۷۲)، (خانه تلخ، احمد آرا ۱۳۷۳)، (ستاره های خاموش برج زحل به کارگردانی محمد ابراهیم زاده ۱۳۷۵)، (آژدهاک حیدر مظفری سال ۱۳۷۷)، (سوز ماهی رضا بهنامی سال ۱۳۷۸)، (پخش زنده تارزان، رامتین بالف سال ۱۳۸۱)، (موش و گربه، حیدر مظفری سال ۱۳۸۲) و در بخش خیابانی نیز تئاتر استان بوشهر با نمایش های (آشغالدونی، مهدی دهقان سال ۱۳۷۹)، (رستم چکید، مهدی دهقان سال۱۳۸۰)، (دمام، نیما نعمتی زاده سال۱۳۸۱)، (وای چقدر گلم، محمدرضا دیناوند سال ۱۳۸۶)، (در بدرها، رضا امیری سال۱۳۸۲) و (خار تو پامه، محمدرضا دیناوند سال ۱۳۸۳) به موفقیت هایی دست یافته است.

افراشته 2

کلیدواژه

مهدی جهانبخشان

احمد آرام

پرویز سرخوش

ارسال نظرات

captcha
افراشته نظرسنجی
طلوع دانش