حسن محدث زاده

بومی تر؛ آری

بوشهری ها | صد البته که بهره مندی از منافع تاسیسات نفت و گاز در استان حق همه بوشهری ها است و کسی بر لزوم وجود این حق مسلم تردیدی ندارد اما بحث بر سر اولویت است.

بوشهری ها / دوست عزیز و صاحب قلم آقای محمد جعفری در یادداشتی مفصل در سایت وزین خلیج فارس، مشی نماینده حوزه جنوبی استان در ایجاد دوگانه بومی تر - بومی برای استخدام در شرکت های مستقر در محدوده پارس جنوبی را به نقد کشیده و علما و نخبگان را به واکنش در برابر این رفتار خانم نماینده فراخوانده است

نویسنده در این نوشتار، الحاح و اصرار خانم سکینه الماسی بربه کارگیری بومیان چهار شهرستان جنوبی در شرکت های حوزه انرژی را تهدیدی برای انسجام و پیوستگی اجتماعی و سیاسی استان بوشهر دانسته و این رویکرد را زاییده اختلافات مجمع قلیل و از هم پاشیده ی نمایندگان استان در مجلس می داند

این که شماره وزرا در جیب نمایندگان استان قرار دارد یا نه و یا این که مشی نسبت داده شده به  الماسی تا چه اندازه قرین صحت هست، خارج از این گفتار است اما در بحث کلی محق بودن بومی تر بر بومی با احترام کامل به همه کسانی که به بوشهر تعلق خاطر دارند، در پاسخ به دوست دغدغه مند هم استانی باید گفت آیا بین کسی که در عسلویه، نخل تقی وکنگان زندگی می کند و اگزوزهای غول پیکر برافراشته پتروشیمی ها و پالایشگاه ها، بیست و‌ چهار ساعته در روده های او نقاشی سیاه رنگی می کشند با آن که چند صد کیلومتر دورتر می زَید و این ناخوشایندی را درک نمی کند، نباید تفاوتی باشد؟ آیا بومیانی که دریای نیلی رنگ شان را که روزگاری نه چندان دور، معبری برای تجارت، صید، ارتزاق و سیاحت شان بود را با لکه های خاکستری و بدبو تعویض کرده اند، نباید ستاره دار دیده شوند؟ آنهایی که میراث پیشینیان خود را همچو روستای اختر در زیر چرخ ارابه صنعت به دست تاریخ سپرده اند، چرا باید هم تراز دیگری قرار گیرند که اشتراک آنها، سکونت در یک استان واحد باشد؟ 

صد البته که بهره مندی از منافع تاسیسات نفت و گاز در استان حق همه بوشهری ها است و کسی بر لزوم وجود این حق مسلم تردیدی ندارد اما بحث بر سر اولویت است. همچنانی که باید جوان خارگی برای استخدام در تاسیسات نفتی این جزیزه بر یک جمی پیشی داشته باشد و یک دیلمی برای تاسیسات بهرگان بر یک دیری؛ یک کنگانی نیز برای چرخیدن چرخ های زندگی خود در تاسیسات پارس جنوبی باید بر یک گناوه ای ودشتستانی مقدم باشد؛ هر چند که در عمل این چنین نیست

اگرهم بخواهیم همه مردم استان را به خاطر تقدیربی تقصیرزادگاه، با یک چشم ببینیم و برای آنها یک فرمول واحد به کار گیریم، پس چرا باید بین یک بوشهری و غیر بوشهری تفاوت قائل شویم؟ آیا می توان گفت چون که پارس جنوبی، مگا پروژه ای ملی است، پس نگاه بومی و غیربومی را از آن زدود و همه ایرانی ها را برای استخدام، یکسان دید؟ کاملاً واضح و مشخص است که این نگاه مردود و غیرقابل قبول است. وقتی که تن و روی یک استان به دلیل میزبانی از تاسیساتی صنعتی زخمی و رنج دیده شده و می شود، پ یک بوشهری که مالک اصلی این تن زخم خورده هست، به پاس کرامت، سخاوت و صبوری، می بایست متفاوت گزینش شود. به تبع این قاعده که فصل اشتراک باور و خواست همه ساکنان استان های نفتی و گازی است، در مناطق درونی یک استان نیز باید این چنین باشد.

از سویی دیگر به کارگیری افراد محلی در صنعت سبب تقویت رابطه و تعامل مردم- صنعت می شود. به طور مثال وزارت نفت پس از گذشت یک قرن از اکتشاف نفت و شهرک سازی، به این نتیجه رسیده که شهرک سازی و فنس کشی و جداسازی نیروهای نفتی از مردم محلی رفتاری اشتباه بوده است. چون که میان بافت اجتماعی بومی و کارکنان صنعت نفت، فترت و فاصله افتاده و به جای تعامل و برقراری یک ارتباطی دوسویه، تنش و ستیزی مخفی و حتی نفرتی خاموش و یا نیمه روشن از سوی طرفین وجود داشته و دارد. خوشبختانه وزیر کهنسال و آبدیده ی نفت، شهرک سازی را از برنامه های این وزارتخانه ثروت ساز، خارج کرده است. هر چند این اقدام خیلی دیر اما گسترش آسیب اجتماعی نشات گرفته از زندگی فنسی را متوقف و زندگی نفتی را در رگ های مناطق نفتی به جریان می اندازد.  

به طریق اولیٰ اگر کسر غالب کارکنان صنایع از مردم محلی باشد، این فترت و فاصله موجود و آسیب ناشی از آن به حداقل رسیده و همنشینی مسالمت آمیزتری در مناطق نفتی جریان خواهد داشت

 اشتغال حق همه فرزندان این آب و خاک است اما آنهایی که جفرافیا و اتمسفر محل زندگی شان، تحدید و تهدید می شود، می بایست در اولویت انتفاع و استخدام قرار گیرند؛ حتی اگر نمره شان کمی کمتر از دیگری باشد که از او دیر و دور است.

...........................

 

 

 

کلیدواژه

سکینه الماسی

بومی

عسلویه

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش