گزارشی تلخ از از کودک آزاری در کارواش بوشهر

روزگار سپری شده کودک سالخورده

بوشهری ها | وقتی که مددکار به کودک سیاه چرده و لاغر گفت : «پسرم! برای عمو نقاشی بکش»، پسرک از زیر چشم نگاهی کرد و بی¬رمق سری تکان داد، و با دست ناتوانش که حالا از شدت درد به رعشه افتاده بود

بوشهری ها / وقتی که مددکار به کودک سیاه چرده و لاغر گفت : «پسرم! برای عمو نقاشی بکش»، پسرک از زیر چشم نگاهی کرد و بی­ رمق سری تکان داد، و با دست ناتوانش که حالا از شدت درد به رعشه افتاده بود، قلم و کاغذ را از مددکار گرفت و شروع کرد به کشیدن. درد تا سرپنجه های لاغر «مبین» رسیده بود و یارای کشیدن نقاشی نداشت. مبین اما با هر مشقّتی نقاشی­ اش را کشید و بر صفحه کاغذ طرحی زد از کودکی که با طناب از سقف آویزان است. در حالی­که فردی دیگر او را به باد کتک گرفته بود. طرح مبین طرح ضعیفی بود. نقّاشی نبود، اما تصویری از روزگار سپری شده مبین بود که در انباری تاریک یک کارواشی در شهر بوشهر به یغما رفته بود. روزگاری با رؤیاهایی سلاخی شده. به‌راستی آن دست­های شقاوت از جان و تن مبین خردسالِ خانه خراب چه می خواستند. مبین به تاراج رفته. مبین تاریک.

عصر - خارجی

 بعداز ظهر یکی از روزهای خردادماه راننده ­ای غریب برای شستشوی خودرو خود به کارواش مراجعه می کند. کارواشی خلوت و آرام در مسیر میدان باغ زهرا به جاده برج. ناگاه صدای ضجه­ ای می شنود. ضجه کودکی که گویا از اعماق جانش بر می خیزد. آرام به انباری آن گوشه حیاط می رود. صدا انگار از آن انباری بر می­ خیزد. از پشت شیشه گرد گرفته، کودکی سیاه چرده را می بیند که دست و پایش بسته اند و لخت و عریان در وسط انباری افتاده و ناله می کند. راننده از صاحب کارواش دلیل حبس کودک را می پرسد، اما با جواب سربالای صاحب کارواش روبه­ رو می­شود. تصمیم می­گیرد آرام و بی­ صدا موضوع را به بهزیستی گزارش کند. ساعتی بعد راننده در مرکز اورژانس بهزیستی بوشهر حاضر می­شود و هر آنچه را که دیده است گزارش می­دهد.

مأموران اورژانس اجتماعی و مددکاران مرکز مداخله در بحران اجتماعی بهریستی با فوریت تمام، این کودک آزاری را به دادگستری گزارش می­دهند. ساعتی بعد مددکاران به همراه مأموران انتظامی به کارواش مراجعه کرده و با صحنه­ ای تلخ رو به ­رو می­ شوند که تاکنون کمتر به چشم دیده­ اند. کودکی محبوس با زخم­هایی بسیار بر بدن.

دست و پای مبین را بسته  بودند، آثار شکنجه در جای­ جای بدن کودک خود را نشان می داد. بخشی از سر مبین دچار ضربه شدید شده بود. کودک از ناحیه دست و پا و سر مورد ضرب و شتم  قرار گرفته بود. حتی بخش­ های ممنوعه این بچه نیز با آتش فندک سوزانده بودند. مبین بر اثر سوء تغذیه نای حرف زدن نداشت. طناب را از دست و پای کودک باز کردند. پوست بدن مبین بود که با طناب کنده می شد و می­ ریخت. بدن مبین به شکنجه‌گاهی تبدیل شده بود.
مبین سریع به مرکز اورژانس اجتماعی منتقل می­شود، و به دلیل شدت صدمات و جراحات از آنجا به بیمارستان خلیج فارس اعزام می­ شود.

کودک در کارواش چه می کرد؟

مبین کودک 5 ساله سیاه چرده­ ای است از مادری کرمانی و پدری بندرعباسی. در مورد پدر مبین دو روایت وجود دارد. می­ گویند در مسیر چغادک بوشهر بوشهر تصادف می­ کند و از صحنه می­ گریزد، و مبین و خواهر و مادر مبین را رها می­کند به امان خدا. مادر هم دخترش را بر­می­ دارد و می­رود کرمان، سرزمین پدری، و مبین را رها می کند در خیابان های بوشهر. روایتی دیگر می­ گوید پدر مبین به دلیل سرقت ماشین تحت تعقیب است و مدت­هاست که متواری است و کسی از او خبر ندارد. هر چه هست پدر نیست که سایه سر مبین باشد و مادر مبین نیز لابد از شدت رنج و زجر، مبین را رها کرده و رفته است.

اما مبین در این کارواش چه می­ کرد؟ مالک کارواش در بازجویی اولیه گفته است که برای رضای خدا مبین را جا و مکان و غذا داده است، و شکنجه نیز کار کارگرش بوده که معتاد بوده و حالا هم متواری است. کسی نیست از این مالک بپرسد آخر تو را چه به کار ثواب و رضای خدا.  مگر تو بهزیستی بوده­ا ی؟ در ثانی، در این همه مدت ناله­ ها و ضجه­ های مبین را نمی­شنیده­ ای؟ این صحنه­ ها که در کارواشت اتفاق افتاده شاهد نبوده­ ای؟

 تایید کودک آزاری توسط بهزیستی استان

به دنبال پیگیری این خبر توسط پایگاه خبری بوشهری­ها موجی از مطالبات پرونده کارواش به راه افتاد. کاربران شبکه مجازی با طرح این پرسش که چرا روند این پرونده سیاه با کندی روبروست، از مسئولان امر خواستار توضیح بیشتر شدند. آن­ها همچنین پرسیدند چرا باید پس از چند روز هنوز این کارواش که محبسی برای کودک­آزاری تبدیل شده بود، یک­دقیقه هم تعطیل نشده، و حتی یک­نفر هم در این ماجرا دستگیر نشده است؟ آن­ها همچنین از مسئولین خواستند که با دقت تمام زوایای پنهان این ماجرا را بررسی کرده، و نتیجه را به اطلاع افکار عمومی برسانند. به محض انتشار خبر، ابتدا مدیر کل امور اجتماعی استانداری به انتشار این خبر واکنش نشان داد و گفت که این پرونده با دقت تمام پیگیری خواهد کرد. همچنین روابط عمومی بهزیستی استان در اطلاعیه ای این کودک­آزاری را تأیید، و قول داد این پرونده را تا حصول نتیجه پیگیری نماید.

متن توضیح ارسالی بهزیستی استان به شرح زیر است:

«به اطلاع می رساند حسب گزارش صورت گرفته به مرکز اورژانس اجتماعی ۱۲۳ مبنی بر یک مورد کودک­آزاری در یک کارواش در شهر بوشهر، نیروهای اورژانس اجتماعی بهزیستی با اخذ مجوز قضایی و با همراهی نیروی انتظامی به آنجا مراجعه، که با کودکی مواجه شدند که متأسفانه مورد اذیت و آزار جسمی و روانی قرار گرفته بود. در این راستا، بلافاصله کودک به بهزیستی ارجاع و سریعاً در بیمارستان بستری گردید. در این زمینه، باپیگیری­های بهزیستی آزمایش­ها و معاینات لازم انجام، و روند درمان جسمی و روانی وی آغاز گردید.

همچنین در خصوص امور قضایی و رفتار مجرمانه حادث شده، پیگیری­های لازم اعم از حضوری و مکاتبه­ای با دادستان محترم، فرمانداری محترم بوشهر، دفتر حمایت از کودکان دادگستری، پلیس اگاهی و ... صورت گرفته است.

در همین راستا، ضمن تمهید شرایط مراقبتی، نگهداری، تحصیل و حمایت‌های روانی - اجتماعی، این اداره کل یک نماینده حقوقی و یک روانشناس را به­طور ویژه برای پیگیری این پرونده تعیین نموده است.

در پایان ضمن تشکر از حساسیت، دقت نظر و پیگیری صورت گرفته، امیدواریم شرایط به گونه­ای باشد که شاهد کمترین آسیب­ها و ناملایمات در جامعه به­ویژه نسبت به کودکان باشیم.»

پرونده کارواش سیاه و چند سوال اساسی

افکار عمومی اما در ماجرای پرونده کارواش سیاه با سؤالاتی روبرو شده که لازم است به آن­ها پاسخ قانع کننده­ای ارائه شود، چرا که با گذشت ده روز از پاسخ پزشک قانونی و تأیید کودک ­آزاری، ضرب و جرح و شکنجه مبین، این پرونده روند کندی طی می­کند.

معمولاً مسئولان امر در کشف این موارد و همچنین سایر بزه ­های اجتماعی از جمله کشف قاچاق، دستگیری معتادان، کشف مواد مخدر و غیره، افکار عمومی را در جریان قرار می ­دادند، اما این خبر و این اتفاق تلخ با گذشت دو هفته منتشر نشده است.

جریان ادامه کار این کارواش متخلف چیست؟ در این کارواش جرم اتفاق افتاده است. کودکی زندانی شده است. کودکی مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفته است. این اتفاق با حضور مددکار اجتماعی و مأمور انتظامی در این محل کشف شده است. چرا باید این کارواش همچنان در امنیت کامل به کار خود ادامه بدهد؟ اولین کسی که در این ماجرا باید مورد سؤال قرار بگیرد مالک این کارواش است و بس.

وضعیت مبین

مبین حالا بیش از دو هفته است که در بخش اطفال بیمارستان فاطمه زهرا (س) بستری است. پرستارانش می­ گویند: شب­ها کابوس می بیند. در خواب ناله می­کند و از خواب می ­پرد. دست و سرش دچار آسیب جدی شده است است. یکی از دست هایش دچار مشکل جدی است. در سرتاسر بدنش رد پای شکنجه آن هم بر اثر سوختگی هویداست. روز گذشته به دندان­پزشکی برده شده است. حالش نسبت به روزهای اول بهتر شده است. مبین سیاه چرده هنوز اما در کابوس آن کارواش سیاه به سر می­برد. اگر چه کسی تا کنون به ملاقاتش نیامده اما محیط بیمارستان برایش بهتر از بیرون است. بهتر از زیر آسمانی است که نه سایه پدر بر سر دارد و نه دامن پر مهر مادر.
آن بیرون هیچکس  منتظر مبین  نیست. او استخوان هایش درد می­کند و اعصاب کوچکش همچنان درد می­کند و سرش همچنان تیر می­کشد در تیرماه تابستان بیمارستان خلیج فارس.

منبع :پیام عسلویه

کلیدواژه

کودک آزاری

کارواش

بوشهر>شهرک.اقتصادی

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش