خواندنی های تاریخی| ماجرای سفیر ژاپن در بوشهر و مرد مار فروش بوشهری

بوشهری ها | یوشیدا ماساهارو از نخستین فرستادگان ژاپن به دربار ایران درسالهای 1880 و 1881 میلادی بود.

بوشهری ها / یوشیدا ماساهارو از نخستین فرستادگان ژاپن به دربار ایران درسالهای 1880 و 1881 میلادی بود.  یوشیدا بعد از ورود به بندر بوشهر در تجارتخانه مردی هلندی اقامت کرد.
روزی که در ایوان بالاخانه و روی صندلی به خواب رفته بود، مردی آمد و او را بیدار کرد. یوشیدا بیدار شد و مردی از اهل محل را دید با کیسه ای بر دوش و دو مار سفید کوچک در دست که روبروی او ایستاده است. مرد، مارها را به سوی آقای سفیر گرفت و گفت: شما را به خدا بیایید و این دو تا مار را از من بخرید. یوشیدا، عصبانی از اینکه از خواب نیمروز برخاسته با تکان دادن عصای خیزرانی اش از جا پرید. مرد مارفروش هم هراسان شد و در حالی که از پله ها پایین می رفت، کیسه اش هم از دستش رها شد و مارها در عمارت پراکنده شدند.
سفیر، نگهبان ها را خبر کرد و مرد مارفروش هم جرات نزدیک شدن به سفیر را نداشت، اما یوشیدا با نشان دادن چند سکه نقره به او، اعتمادش را جلب کرد و مرد مارفروش شروع به جمع کردن مارها نمود.  مرد وقتی همه مارها را جمع کرد دوباره رو به یوشیدا کرد و گفت: خواهش می کنم این مار سفید را از من قبول کنید. هر چقدر سفیر ژاپن امتناع می کرد، مرد مارگیر اصرار می‌نمود. بالاخره یوشیدا پولی را به آن مرد داد و مرد مارگیر در حالیکه زیر لب نام خدا و پیغمبر را می‌گفت و آقای سفیر را دعا کرد، از آن جا رفت. یوشیدا می نویسد: مردم اینجا[بوشهر] بر این عقیده اند که خارجیها به حیوانها و گیاهان کمیاب علاقه دارند. بنابراین گهگاه می آمدند تا از این چیزها به ما بفروشند. آقای هوتس بازرگان هلندی از یکی از اهالی، یک قلاده شیر خریده و آن را در قفس بزرگی انداخته بود و نگه می‌داشت.

(منبع: خاطرات یوشیدا ماساهارو) | روزنامه پیام عسلویه 

کلیدواژه

سفیر ژاپن

بوشهر

یوشیداماساهارو

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش