اصلاح طلبان و اصولگرایان از پوست اندازی در جناح سیاسی خود می گویند (1)

اصولگرایی منافاتی با اصلاح ندارد

بوشهری ها | اصولگرایی به معنی یک تفکر عقیدتی سیاسی است که به دنبال حفظ اصول و ارزش‌های سیاسی ست که نظام بر مبنای آن پایه گذاری شده است.

بوشهری ها /"اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا" اگر نگویم این شعار یکی از شاخص ترین شعارهای ست که در سپهر سیاسی ایران مطرح شد اما می توانیم با جدیت بگویم یکی از پر رنگ ترین شعارهای ست از بطن جامعه ی به شدت سر خورده و نا امید بیرون آمد. مساله ی که باید بزرگان و تئوریسین های هر دو جریان سیاسی را به فکر و واکاویی وا می داشت و این پرسش را مطرح می کردند که به چه دلیل مردمی که به عنوان هوادار یک جریان سیاسی در یک برهه زمانی به گروهی  رأی دادند به یک باره این چنین دست از دو جناح شسته و نا امید شده اند و آنها نیز به جای چاره جویی و جستجوی سر منشاء این ناامیدی عمیق،  به نزاع های درون گروهی روی آورده و به صورت هم  چنگ انداختند .

چند وقتیست که هر دو جناح سیاسی کشور با اعتقاد به پوست اندازی جناح خود که پیشتر با عنوان "چپ" و " راست" شناخته می شد در صحنه سیاسی کشور حاضر شده اند . اکنون نزاع های سیاسی در قالب نو اصولگرایی، اعتدالیون و یا جوانان اصلاح طلب سر باز کرده است اکنون که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می‌شویم  بیشتر و بیشتر شاهد نزاع و جدال‌های سیاسی خواهیم بود. این اتفاق ما را بر آن داشت تا بار دیگر با نگاه دقیق تر چرایی و اهداف اصلاح طلبان و اصولگرایان را بررسی کنیم. آنچه که در ادامه متن می آید نظر دوستان و فعالان سیاسی هم استانی در خصوص دو جریان فکری اصلاح طلب و اصولگرا است. 

 

علیرضا تقوی نیا | فعال سیاسی اصولگرا |  

 

در پاسخ به این سوال که چه تعریفی از اصولگرایی دارید باید بگویم  اصولگرایی به معنی یک تفکر عقیدتی سیاسی است که به دنبال حفظ اصول و ارزش‌های سیاسی ست که نظام  بر مبنای آن پایه گذاری شده است. یک اصولگرا در جمهوری اسلامی ایران به دنبال تحقق آن اهدافی است که در ابتدای شکل گیری انقلاب همه ما به دنبال آن بودیم. باید توجه داشت که اصولگرایی با محافظه‌کاری تفاوت دارد. شخصیت محافظه کار به دنبال حفظ وضع موجود است در صورتی که ممکن است وضع موجودمان متناسب با اصول مان نباشد، متناسب با اصولی که برای آن قیام کرده ایم، نباشد بنابراین اصولگرایی را با محافظه کاری اشتباه نگیرید.

اصولگرایی به معانی بنیاد گرایی هم نیست. نمی خواهیم به گذشته برگردیم چرا که در هر دوره ای باید برای حفظ اصولی که برایش سیستم سیاسی تشکیل داده ایم و تلاش کرده ایم یک نظام سیاسی را پایه گذاری کنیم، تلاش کنیم. اما اینکه برخی تصور کنند اصولگرایی به معنی مخالفت با تحول خواهی است این درست نیست. زمانی که قرار است ما اصول اولیه انقلاب مان را زنده کنیم ممکن است بر اساس یک سری اتفاقات و ناملایمات،  آن اصول به فراموشی سپرده شده باشد. مثلا در بحث سلامت نظام اداری، یکی از دلیلی که مردم از حکومت پهلوی ناراضی بودند  یک سیستم فاسد اداری بود در حال حاضر هم می بینیم فساد های زیادی در سیستم اداری و جامعه وجود دارد. بنابراین یک اصولگرا اگر واقعا یک اصولگرا ست باید به دنبال اصلاح باشد. اصولگرایی هیچ گونه منافات و تضادی با اصلاح ندارد پس این یک تعریف دقیق از اصولگرایی است.

در تعریف مانیفیست اصولگرایی باید متذکر شوم اصولگرایی به دنبال آن ارزش هایی است که ابتدای تشکیل این حکومت و نهضت شکل گرفت. در عرصه سیاست داخلی انقلاب ما به دنبال تحقق عدالت اجتماعی بود به عبارتی توزیع عادلانه ثروت و تشکیل یک نظام سیاسی که هم سعادت دنیا و آخرت را محقق کند. خوب حالا باید ببینیم که چقدر با آن شرایط و آرمان های که می خواستیم فاصله داریم؟ به کدام رسیدیم به کدام نرسیدیم. اول انقلاب شعار ما حاکمیت اسلام بود که احکام اسلامی جاری شود اما اکنون می بینیم بسیاری از احکام اسلامی در حال حاضر اجرا نمی شود به عنوان مثال در عرصه بانک داری. بانک داری ما طبق اذعان قاطبه علما یک بانک داری ربوی و مخالف شرع اسلام  است و البته که مثال های دیگری هم می‌توان زد. درعرصه سیاست داخلی علاوه بر عدالت اجتماعی حاکمیت اسلام ما به دنبال نظام کاملا متکی به مردم در چارچوب شرع بوده ،به عبارتی این نظام اگر اتکا به مردم نداشته باشد مردم سالار نباشد با اهدافی که برای آن انقلاب کرده متفاوت است. مبارزه با ظلم، مبارزه با فساد، مبارزه با تبعیض، باند گرایی و رانت خواری اینها از اهداف انقلاب بود. اکنون نیز من به عنوان یک نواصولگرا معتقدم اصولگرایان باید به دنبال قانون باشند. حاکمیت قانون  را هم بدون در نظر گرفتن مصالح اجرا کنند؛ برای مثال اگر دوست خودش در ماجرای املاک نجومی تخلفی انجام داده باید همان قدر فریاد بزند که در مقابل اینکه جناح مقابلش حقوق نجومی گرفته است. باید ما یک رویکرد عادلانه داشته باشیم. اصلی ترین مانیفست اصولگرایی عدل و عدالت است. در سیاست خارجی هم یک اصولگرا بر اساس آنچه که انقلاب کرده به دنبال بسط و سیطره عدالت در سراسر جهان است هر جا که یک روند نا عادلانه وجود داشته باشد یک اصولگرا تلاش می کند آن روند را تغییر دهد اگر جایی ظلم شده و یا سرزمینی غصب شده دولت اصولگرا فکر اصولگرا به دنبال حل مشکل و مقابله با ظالم است. در عرصه سیاست خارجی یکی دیگر از مسائلی که یک اصولگرا دنبال می کند تحقق منافع ملی است. البته معتقدم منافع ملی با مصالح انقلاب اسلامی در تناقض نیست

اصلی ترین پارادایم فکری حاکم بر اذهان اصولگرایان عدالت است. با همه این اوصاف یک ایرادی که اصولگرایان دارند خصوصا نسل قدیم در روش های دنبال کردن تحقق اصول شان بوده است به عنوان مثال مساله حجاب؛ من خودم طرفدار حجاب هستم و معتقدم حجاب یک امر لازم برای سلامت اخلاقی جامعه است اما باید نگاه کنیم که راهکاری که دنبال می کنیم برای بهبود وضعیت حجاب اسلامی شیوه مناسبی بوده؟ آیا با گشت ارشاد توانستیم حجاب را نهادینه کنیم آیا با روش های سلبی توانستیم بخش وسیعی از جامعه را به پوشش مد نظرمان تشویق کنیم؟ آیا نمی شود با روش های ایجابی کاری کرد که اصول و اهدافی که داریم تحقق پیدا کند؟ و... به نظر من مشکل اصولگرایان این است که می خواهند با شیوه های که شاید ٥٠ سال پیش جواب می داد اهدافشان را محقق کنند در صورتی آن شیوه های قدیمی الان جواب نمی دهد. باید ببینیم شهید بهشتی، امام موسی صدر چه می کردند؟ امام موسی صدر نسبت به دخترانی که حتی در موسسه خودش کار می کردند و حجاب مناسبی نداشتند برخورد تند می کرد؟ برخورد قهری می کرد؟خیر. آیا شهید بهشتی با کسانی که مثل خودش فکر نمی کردند برخورد سلبی می کرد؟ خیر من این را مثال زدم چراکه معتقمعتقدم جریان اصولگرا در مساله حجاب موفق نبوده و به طور کلی اصولگرایان در زمینه های ایجابی  برای تحقق اهدافشان موفق عمل نکرده اند که شاید به خاطر شکاف نسلی باشد. باید تاکید کنم اصولگرایان نیت شان خوب است، شیوه دست یابی به هدف شان شیوه درستی نیست.

اما در پاسخ به این سوال چه انتظاری باید از این جریان سیاسی و اصولگرا داشت راهکار و شیوه برخی از اصولگرایان سنتی را قبول ندارم؛ اما از نیروهای جوان اصولگرا چه انتظاری باید داشت؟ ابتدا اینکه تلاش کنند مردم را امیدوار نگهدارند؛ چرا که اگر مردم را نداشته باشیم چیزی نداریم،  باید تلاش کنند اعتماد مردم را برگردانند. باید یاد بگیریم به قواعد بازی سیاسی عمل کنیم. حکومت قانون داشته باشیم. قانون اجرا شود وضع ما فرق می کند. اصول و اهدافشان را با شیوه های جدید عرضه کنند انتظاری که باید داشته باشیم باید از این فرصت استفاده کنند با اصلاح شیوه خودشان پیش بروند، باید جامعه را بشناسند، متناسب با فضای جامعه عمل کنند تصمیماتی بگیرند که شاید سخت باشد و به مذاق پیرمردهای جریان اصولگرا خوش نیاید. در زمینه سیاست خارجی باید سیاستی معقول و مستقل بدون نگاه به قدرت های بزرگ ببیند.

در داخل هم دنبال تحقق عدالت اجتماعی باشند و حکومت قانون ،تحقق آزادی بیان باشد. یکی از مشکلاتی که مطرح کند چرا ما دنبال تحقق حکومت قانون نباشیم؟ متاسفانه اصولگرایان در این زمینه ضعف داشتند باید کار را از دست طرف مقابل در بیاورند. البته ما الان آزادی بیان داریم نه اینکه نداریم ؛ما باید اجازه بدهیم نیروهای جوان اصولگرا پرچمدار شعار آزادی بیان باشند نه  اینکه میدان به حریف بدهیم..

..............

کلیدواژه

عایرضا تقوی نیا

اصولگرایان

اصلاح طلبان

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش