اصلاح طلبان و اصولگرایان از پوست اندازی در جناح سیاسی خود می گویند (3)

اصولگرایی یعنی اعتقاد به استکبارستیزی

بوشهری ها | مانیفست اصولگرایی اصطلاحی است که در فضای سیاسی انقلاب اسلامی از دهه‌ی هفتاد به بعد در مقابل جریان سیاسی اصلاح طلب وضع گردیده است.

بوشهری ها"اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا" اگر نگویم این شعار یکی از شاخص ترین شعارهای ست که در سپهر سیاسی ایران مطرح شد اما می توانیم با جدیت بگویم یکی از پر رنگ ترین شعارهای ست از بطن جامعه ی به شدت سر خورده و نا امید بیرون آمد. مساله ی که باید بزرگان و تئوریسین های هر دو جریان سیاسی را به فکر و واکاویی وا می داشت و این پرسش را مطرح می کردند که به چه دلیل مردمی که به عنوان هوادار یک جریان سیاسی در یک برهه زمانی به گروهی  رأی دادند به یک باره این چنین دست از دو جناح شسته و نا امید شده اند و آنها نیز به جای چاره جویی و جستجوی سر منشاء این ناامیدی عمیق،  به نزاع های درون گروهی روی آورده و به صورت هم  چنگ انداختند .

چند وقتیست که هر دو جناح سیاسی کشور با اعتقاد به پوست اندازی جناح خود که پیشتر با عنوان "چپ" و " راست" شناخته می شد در صحنه سیاسی کشور حاضر شده اند . اکنون نزاع های سیاسی در قالب نو اصولگرایی، اعتدالیون و یا جوانان اصلاح طلب سر باز کرده است اکنون که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می‌شویم  بیشتر و بیشتر شاهد نزاع و جدال‌های سیاسی خواهیم بود. این اتفاق ما را بر آن داشت تا بار دیگر با نگاه دقیق تر چرایی و اهداف اصلاح طلبان و اصولگرایان را بررسی کنیم. آنچه که در ادامه متن می آید نظر دوستان و فعالان سیاسی هم استانی در خصوص دو جریان فکری اصلاح طلب و اصولگرا است. 

 

نصرالله شفیعی | فعال سیاسی اصولگرا |  

 

 

 مانیفست اصولگرایی اصطلاحی است که در فضای سیاسی انقلاب اسلامی از دهه‌ی هفتاد به بعد در مقابل جریان سیاسی اصلاح طلب وضع گردیده است. در دهه‌ی 60 عده ای به جریان های سیاسی درون نظام چپ و راست می گفتند. این دو اصطلاح از همان آغاز مورد پذیرش طیف نیروهای انقلابی و معتقد به خط اصیل انقلاب و امام نبود ولی از دو جهت توانست در فضای سیاسی ایران برای خود جای پایی باز کند. یکی اینکه اصطلاح جامع دیگری وجود نداشت که دو جریان سیاسی درون نظام را تعریف کند. دوم کاربرد زیاد آن توسط طراحان آن یعنی همان نیروهای به اصطلاح چپ باعث گردید که این دو اصطلاح در مورد دو جریان به کار گرفته شود. ضعف اساسی این دو واژه در مورد جریان های سیاسی درون نظام حداقل در دو چیز بود یکی اینکه اصطلاح چپ و راست دو اصطلاح وارداتی از غرب بودند که به طیف های سیاسی فعال و حاکم برآنجا به خصوص در فرانسه می گفتند و دوم اینکه رفتار و مواضع سیاسی احزاب چپ و راست در غرب  سنخیت چندانی با رفتار سیاسی طیف های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی نداشت

پس از ارتحال امام خمینی و شکست بلوک شرق جناح به اصطلاح چپ آن موقع رفتار سیاسی شفاف تری از خود نشان داد و حتی با تغییر مواضع بر خلاف گذشته که گرایش های شبه کمونیستی در حوزه اقتصاد و رفتارهای ضد غربی و ضد آمریکایی داشتند موضعی کاملا غربگرایانه گرفتند و گرایش اقتصادی آن ها از نگاه دولت محوری به نگاه سرمایه داری سوق پیدا کرد. این نگاه آن قدر تشدید شد و به اصطلاح جناح چپ در آغوش سرمایه داری غرب غلتیدند که تعجب تحلیل گران رادیوهای بیگانه را نیز برانگیختند.

از این روی بود که جناح چپ پس از پیروزی در انتخابات سال 1376 اصطلاح دوم خردادی را برای خود برگزید و به مرور واژه ی اصلاح طلبی را در سپهر سیاسی ایران اسلامی انتخاب کرد و تا الان نیز با همین عنوان به فعالیت مشغول است. این در حالی بود که جناح به اصطلاح راست نیز به دنبال خلق واژه ی جدیدی بود تا از این طریق بتواند هویت سیاسی خود را در جامعه به خوبی ارائه کند. این گونه بود که با نام اصولگرایی وارد فعالیت و رقابت با جناح اصلاح طلبان شد

اما اگر بخواهیم تعریفی از اصولگرایی بدانگونه که در آغاز مطرح شد داشته باشیم باید این گونه تعریف کرد که اصولگرایی یعنی اینکه طرفداران این جریان که در واقع همان جریان اصیل انقلاب و خط امام و رهبری هستند در فعالیت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خود کاملا معتقد و مقید به اصول و مبانی اصلی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هستند

بنابراین اصولگرایی یعنی اعتقاد راسخ به خدا و آموزه های دینی بدون تأثیرپذیری از مکاتب شرق و غرب. اصولگرایی یعنی ایمان به مردم. ایمان به ما می توانیم . ایمان به استقلال، اعتقاد به آزادی و به طور کلی حرکت در چارچوب قانون اساسی، اصولگرایی یعنی اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه بدان معنا که فصل الخطاب همه ی مسائل در نهایت دیدگاه ها و  مواضع ولی فقیه است.

اصولگرایی یعنی اعتقاد به استکبارستیزی و عدم تسلیم در برابر زورمداران و نفی هرگونه رابطه با سمبل استکبار یعنی آمریکا. اصولگرایی حرکت در چارچوب انقلاب اسلامی و حفظ روحیات انقلابی و دوری جستن از اشرافی گرایی و تجمل پرستی. اصولگرایی یعنی عدالت خواهی و تلاش در جهت دستیابی به یکی از مهم ترین اهداف انقلاب اسلامی یعنی عدالت اجتماعی. اصولگرایی یعنی مردم دوستی و با مردم زیستن و همراه با مردم بودن. اصولگرایی را در یک معنا نباید در محدوده‌ی یک جریان سیاسی تعریف کرد. با توجه به تطبیق شعارها، اهداف و آرمان های اصولگرایی با اهداف آرمان ها و شعائر انقلاب اسلامی از یک نظر می توان اصولگرایی را همان انقلابی گری دانست. بنابراین از این منظر هرکس که در این چارچوب قرار بگیرد اصولگرا است خواه در این طیف فعالیت رسمی بکند یا خیر. به خاطر همین است که مقام معظم رهبری تعریفی که از اصولگرایی می کند آن را فراتر از یک جریان سیاسی خاص تعریف می کند. به عبارتی مقام معظم رهبری به اصولگرای اصلاح طلب اعتقاد دارد.

در مورد مانیفست اصولگرایی فکر کنم آنچه بیان شد کفایت کند

و اما وضعیت اصولگرایی در حال حاضر. یکی از ویژگی های فعالان سیاسی این است که در گذر زمان دچار تغییرات در مواضع می شوند. مثلا اگر اصلاح طلبان در گذر زمان در زمینه های زیادی دچار تغییر در نگاه ها و مواضع کلان سیاسی خود شدند. مثل نوع نگاه در عرصه ی اقتصاد، ملی گراها و نهضت آزادی, مبارزه با آمریکا و ایستادگی در برابر زیاده خواهی های این قدرت استعمارگر که با نحوی از مبارزه صد در صد با آمریکا به تسلیم یا کنار آمدن کامل در برابر آمریکا رسیدند؛ و خیلی مسائل دیگر.

در باره ی جریان اصولگرایی نیز می توان چنین شباهتی را مثال زد. در همین دهه ی اخیر هستند اصولگرایانی که به مرور از آن مواضع انقلابی و مردمی که داشتند به مرور عدول کردند و حتی با اصلاح طلبان همراهی کردند که در این موارد مصادیق متعدد می توان یافت. از این جمع عده ای همچنان خود را اصولگرا می دانند، عده ای مستقل و عده ای نیز در زمین اصلاح طلبان نقش بازی می کنند. این در حالی است که مواضع این افراد به شدت از سوی نیروهای اصولگرای معتقد و اصیل زیر سؤال است. شاید یکی از رموز اصلی این تجدید نظر طلبی تلاش برای ماندن در عرصه ی قدرت به هر قیمتی شدن است یا گرفتار زندگی تجمل گرایی و فرو رفتن در چرب و نرم دنیا یا حتی ضعف اعتقادی. همان آسیب هایی که جریان اصلاح طلبی را نیز به شکل وحشتناکی فراگرفت.

بر همین اساس اصولگرایان واقعی برای آنکه مرز خود را با این دسته از اصولگرایان مشخص کنند ترجیح می دهند به جای استفاده از واژه ی اصولگرایی از واژه هایی همچون انقلابی و ارزشی استفادی کنند. انقلابی بودن یعنی ایستادگی بر سر اصول و مبانی اولیه انقلاب و همان چیزی که مردم در خیابان ها شعار می دادند: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی. به هر حال شعارهای سیاسی بند به افراد و جریان های سیاسی است. واژه ها الزاماً بیانگر مواضع حقیقی افراد نیستند در هر جریان سیاسی افراد فرصت طلب و نان به نرخ روز وارد می شوند و قبل از آنکه به فکر منافع جمع باشند به فکر منافع خود هستند. گاه نیز یک جمع در پس یک واژه ی زیبا پنهان می شوند تا به اهداف سیاسی خود برسند. مثل همین واژه اصلاح طلبی که اگر با نگاه عمیق و قرآنی به آن بنگریم هیچ سنخیتی با عملکرد اصلاح طلبان در جامعه ی سیاسی ما ندارد. مثلاً اصاصلاح طلبی سید جمال الدین اسدآبادی کجا و اصلاح طلبی جامعه ی کنونی ما کجا. یکی می خواهد اسلام را محور حکومت و زندگی اجتماعی قرار دهد یعنی همه ی دغدغه هایش اسلام است یکی نیز به اسم اصلاح طلبی به دنبال سکولاریزه کردن دین است. یا به صراحت اعلام می کند که ما جمهوری اسلامی را در معنایی که قانون اساسی بیان کرده قبول نداریم

 خلاصه کلام امروز اصولگرایان واقعی نیروهای انقلابی هستند نیروهایی که در عمل بتوانند اثبات کنند

انتظاری که در شرایط کنونی از اصولگرایی وجود دارد این است که به آرمان های اولیه و اصلی خود وفادار باشند و مرزبندی خود را با تجدیدنظر طلبان حفظ کنند. درک درستی از شرایط موجود داشته باشند و با وحدت و انسجام و دوری جستن از رفتارهای شخصی و حزبی، یک پارچه در جهت احیای آرمان های انقلاب و منافع مردم که در دولت دوازدهم به شدت تضعیف گشته برآیند و با برنامه ریزی دقیق شرایط خدمت واقعی و خالصانه را به مردم فراهم کنند.

کلیدواژه

نصرالله شفیعی

اصلاح طلبان

اصولگرایان

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش