اصلاح طلبان و اصولگرایان از پوست اندازی در جناح سیاسی خود می گویند (6)

اصلاح طلبان اگر نیاز ها را شناسایی نکنند جامعه از آنان عبور می کند

بوشهری ها | درفرهنگ سیاسی،واژه ای به نام اصولگرایی وجود ندارد،ولی درعوض با کلمه بنیادگرایی که همان اصولگرایی است،زیاد برمی خوریم،که می توان آنرا به معنای اصولگرایی به کار رفته امروز دانست.

بوشهری ها "اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا" اگر نگویم این شعار یکی از شاخص ترین شعارهای ست که در سپهر سیاسی ایران مطرح شد اما می توانیم با جدیت بگویم یکی از پر رنگ ترین شعارهای ست از بطن جامعه ی به شدت سر خورده و نا امید بیرون آمد. مساله ی که باید بزرگان و تئوریسین های هر دو جریان سیاسی را به فکر و واکاویی وا می داشت و این پرسش را مطرح می کردند که به چه دلیل مردمی که به عنوان هوادار یک جریان سیاسی در یک برهه زمانی به گروهی  رأی دادند به یک باره این چنین دست از دو جناح شسته و نا امید شده اند و آنها نیز به جای چاره جویی و جستجوی سر منشاء این ناامیدی عمیق،  به نزاع های درون گروهی روی آورده و به صورت هم  چنگ انداختند .

چند وقتیست که هر دو جناح سیاسی کشور با اعتقاد به پوست اندازی جناح خود که پیشتر با عنوان "چپ" و " راست" شناخته می شد در صحنه سیاسی کشور حاضر شده اند . اکنون نزاع های سیاسی در قالب نو اصولگرایی، اعتدالیون و یا جوانان اصلاح طلب سر باز کرده است اکنون که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می‌شویم  بیشتر و بیشتر شاهد نزاع و جدال‌های سیاسی خواهیم بود. این اتفاق ما را بر آن داشت تا بار دیگر با نگاه دقیق تر چرایی و اهداف اصلاح طلبان و اصولگرایان را بررسی کنیم. آنچه که در ادامه متن می آید نظر دوستان و فعالان سیاسی هم استانی در خصوص دو جریان فکری اصلاح طلب و اصولگرا است. 

 

علیرضا حاجب | فعال سیاسی اصلاح‌ طلب |  

 

بطور کلی اصلاح طلبی تفکری است که در آن مجموعه متنوعی از ابزارها ، شیوه ها ، روش ها بکار گرفته می شود تا از این طریق به اهدافی از قبیل رشد و پویایی جامعه مدنی ، انتقال مسالمت آمیز قدرت از طریق روش های بدون خشونت ، اصلاح روندها و ترمیم نقایص موجود در سطح حاکمیت و جامعه دست یابد و هدف آن این ست که از این طریق جامعه را به سوی فردایی بهتر و سعادتمند و نیل به اهداف دموکراتیک متقاعد سازد . اصلاح طلبی در نقطه مقابل افراط و تفریط، محافظه کاری و تندروی ، واپس گرایی و براندازی تعریف می شود. و هر فرد و جریانی که قائل به استفاده از این ابزار در‌ تعریف مناسبات بین قدرت و مردم است در شمول دایره اصلاح طلبی قرار می گیرد .

۲ ) از آنجا که اصلاح طلبی در ذات خود پدیده ای گفتمان ساز و اندیشه ورز است وجود نقشه راهی که تعریفی مدرن و مدون و همگام با نیازها و خواست آحاد جامعه و نه فقط طبقه الیت آن ارائه دهد لازم و ضروری بنظر می رسد چیزی تا کنون متاسفانه از طرف این جناح سیاسی مشاهده نگردیده و مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته است . اصلاحات و اصلح طلبی اگر خواهان عقب نیفتادن از تحولات جامعه است باید نیازها و خواسته های جامعه را شناسائی و به نحو مقتضی به آن پاسخ دهد وگرنه جامعه از آنان عبور خواهد کرد. چیزی که نشانه های آن در چند سال اخیر به عینه دیده می شود و اگر اصلاح طلبان نتوانند برای آن راهکاری ارائه نمایند بزودی از سوی همین جامعه طرد خواهند شد . پس ارائه مانیفستی که ضمن بیان آمال و آرزوها و مدینه فاضله اصلاح طلبان نقشه راهی مشخص ، واضح و همه کس فهم را برای رسیدن به آن اهداف تعریف نماید از سوی جریان‌های سیاسی اصلاح طلب ضرورتی انکار ناپذیر نشان می دهد چرا که جامعه مدت هاست که از شعار زدگی خسته شده و خواهان ارائه راهکارهای مشخص و مدون برای رسیدن به اهداف و شعارهایی است که سالهاست از سوی اصلاح طلبان سر داده می شود ولی تحقق چندانی در عرصه عمل پیدا نمی کند . و این وظیفه احزاب و شخصیت های این جناح را در طرح ریزی مانیفستی با داشتن چنین قابلیت هائی سنگین تر می کند .

۳ ) در شرایط کنونی که گسست بین جناح های سیاسی و عدم تشخیص اولویت های جامعه از سوی آنان اعتماد مردم به این گروه ها را به حداقل رسانده ، شایسته است گروه ها و جناح های سیاسی خصوصا جریان اصلاح طلب که جناحی برخواسته از دل جامعه بوده و بر کشیده شدن خود را مدیون خواست عمومی مردم برای تغییر می داند و خود را در مناسبات قدرت نماینده طبقه متوسط و شعارهای آنان می داند با در نظر گرفتن خواست تاریخی آنان هر چه سریعتر چارچوبی مشخص را تعریف نموده و پاسخی درخور به مطالبات آنان بدهد . بنظر می رسد اصلاح طلبان پیش و بیش از آنکه درصدد تغییر دولت و تغییر رویه های حکومت داری باشند باید تغییر را ابتدا از خود شروع نمایند و اگر نتوانند این بروز رسانی و همگام سازی که ضرورت آن کاملا روشن است را انجام دهند مطمئنا مورد بی اعتمادی و طرد از سوی جامعه قرار خواهند گرفت و جامعه روش های خود را برای رسیدن به اهدافش پیدا خواهد کرد . که این روش ها همیشه مطابق میل ما نخواهد بود . البته به نظر اینجانب ضرورت این تغییرات در جریان اصولگرایی نیز به همان میزان بلکه شدیدتر وجود دارد . اصلاح طلبی اگر نتواند گفتمان سازی خود را مطابق خواست و نیاز های جامعه پی ریزی نموده و پیش ببرد و اسیر کلیشه های رایج دهه های گذشته بماند و حرف جوانان دهه هفتاد و بزودی هشتاد که جوانان عصر دیجیتال شناخته می شوند را بفهمد قطعا از تحولات جامعه عقب خواهد افتاد و این بلای خانمان سوزی است که نه تنها اصلاح طلبان که کل مجموعه حاکمیت را تهدید خواهد کرد .

...........................
 

کلیدواژه

علیرضا حاجب

اصولگرایان

اصلاح طلبان

ارسال نظرات

captcha
انتخابات اتاق بازرگانی
تبلیغات برق
طلوع دانش