مدرس با سابقه فنی و حرفه ای شتستان:

هر چقدر در زمینه آموزش و پرورش سرمایه گذاری شود راهروهای دادگاه ها خلوت تر می شود

بوشهری ها / اسماء بوستانی: امید زندوی مدرس آموزش رشته عمران، معماری و نرم افزار کامپیوتر در مرکز فنی و حرفه ای دشتستان است، او یکم اردیبهشت سال ۱۳۸۰ وارد مرکز فنی حرفه ای برای آموزش به جوانان شد و اکن

بوشهری ها / اسماء بوستانی: امید زندوی مدرس آموزش رشته عمران، معماری و نرم افزار کامپیوتر در مرکز فنی و حرفه ای دشتستان است، او یکم اردیبهشت سال ۱۳۸۰ وارد مرکز فنی حرفه ای برای آموزش به جوانان شد و اکنون قریب به ۲۰ سال است که با آموزش های ارزنده خود در این مرکز جوانان زیادی را شاغل کرده و تنها مدرسی است که در دشتستان موفق به گرفتن بورسیه دانشگاه سوئد در زمینه ساخت خانه های کم انرژی شد. پیام عسلویه گفتگویی با این مدرس موفق انجام داده که در ادامه می خوانید.

 
لطفا خود را معرفی کنید.
 
امید زندوی هستم، حدود ۲۰ سال سابقه آموزش در رشته عمران، معماری و نرم افزاری در فنی و حرفه ای دشتستان را دارم، بیش از هشت مقاله بین المللی دارم، مهندس ناظر ساختمان، مهندس ناظر بنیاد مسکن و مدرس مرکزتربیت مربی وپژوهش های فنی وحرفه ای کرج هستم در سال ۱۳۸۳ نیز متاهل شدم و مطالعه را زیاد دوست دارم.
 
فکر می کنید آموزش شما در زمینه اشتغال جوانان تا چه حد موثر بوده است؟
 
با افتخار این نکته را بیان می کنم که تمامی کارآموزانم در شاخه فنی و مهندسی ادامه تحصیل دادند و تعداد کثیری از آن ها در دفاتر فنی و حرفه ای و ادارات مشغول به کار هستند و این نکته برای من که آموزش دهنده هستم افتخار بزرگی است و از این بابت بسیار خرسندم.
 
هدف تان از آموزش دادن جوانان در این رشته چیست؟
 
هدف اصلی ما این است که یک سری مهندس را در رشته انرژی و صرفه جویی مصرف انرژی در ساختمان وخانه های کم انرژی باتوجه به مصرف بالای انرژی درایران وتوافق نامه پاریس درخصوص گرمایش زمین که ۴۰ درصد گرمایش ازساختمانها صورت می گیرد تربیت کنیم و پس از برگزاری دوره های آموزشی متعدد و آزمون های مختلف و پرورش مهندسینی در این زمینه بتوانیم خانه های کم انرژی را در بین مردم جا بیاندازیم و از انرژی به صورت بهینه استفاده کنیم.
 
چطور شد که شما به رشته عمران و ساختمان روی آوردی؟
 
در سن ده سالگی ساکن اصفهان بودم، پدرم تابستان من را نزد یک مهندس عمران فرستاد و وسایل نقشه کشی را برای آموزش من مهیا کرد؛ از مهندس خواست که نقشه کشی را به من بیاموزد. پسر همسایه مان هم ترغیب شد  و با من در دوره آموزشی شرکت کرد و اکنون دریک شرکت بزرگ ساختمانی مشغول هستند و با همدیگر هفته ای سه روز آموزش نقشه کشی می دیدیم؛ مهندس با حوصله و با اخلاقی بود، توانست مسیر زندگیم را تغییر دهد. من نیز از همین نقطه شروع کردم تا اکنون که مسیر زندگی من شده ساختمان.
 
چطور شد که جزو چهار نفری شدید که از دانشگاه سوئد در زمینه خانه های کم انرژی انتخاب شدند؟
 
در سایت موسسه آموزش عالی انرژی استکهلم واطلاع رسانی سازمان اعلام شد که چهار نفر بورسیه دانشگاه سوئد می خواهند، رزومه و مدارکم را فرستادم، سه ماه طول کشید تا خبر موفقیتم را به من دادند من یاد گرفتن را بسیار دوست دارم و یاد دادن رابیشتر.دلیل موفق بودنم در این راستا را یک درصد استعدادم و ۹۹ درصد تلاش و پشتکارم می دانم که باعث شد من در پذیرش دانشگاه سوئد موفق شوم.
 
وقتی خبر موفقیتت را شنیدی چه حسی داشتی؟
 
خوشحال شدم که می توانم قدمی بیشتر برای آموزش برتر جوانان ایران خصوصا همشهریان وجوانان شهرم بردارم و بلافاصله به فکر موفقیت های بعدی ام افتادم. می خواهم از آبروی فنی و حرفه ای دفاع کنم زیرا تنها نماینده ای هستم که از فنی و حرفه ای دشتستان مقام آوردم.
 
مطالعه را دوست دارید؟
 
بسیار
هیچ چیز مانند مطالعه به من آرامش نمی دهد، در هر شهری که وارد می شوم اول به سراغ کتابفروشی آن شهر میروم، دنبال علوم جدید هستم، علوم فنی و مهندسی روز به روز در حال توسعه است و من دنبال به روز بودن هستم.
 
اگر در این خصوص صحبتی با مسوولین دارید بفرمایید.
 
مسوولین باید بدانند که هر چقدر در زمینه آموزش و پرورش سرمایه گذاری شود راهروهای دادگاه ها خلوت تر خواهد شد، زندان ها خلوت تر می شود، ناهنجاری ها کاسته می شود؛ جوانان نیز می توانند از نیرو و پتانسیل بلقوه ای که دارند به نحو احسن استفاده کنند.
هر چه دولت در زمینه آموزش برای جوانان هزینه کند صد در صد نتایج مفید و موثری خواهد دید.
 
یکی از خاطرات شیرین خود در زمان آموزشتان را برای ما بگویید.
 
سال ها قبل پسر جوانی را برای ثبت نام به مرکز فنی و حرفه ای آوردند، بعد از تکمیل مدارک از پدرش ضمانت خواستند اما پدرش می گفت پسرم را تضمین نمیکنم، آن گونه که پدرش می گفت خانواده از دست پسرش شاکی و ناراحت بودند، خودم ضامن آن پسر شدم اما با ترس و دلهره.
 
در کلاس های آموزشی من شرکت کرد، همیشه حواسم به او بود، شیطنت های زیادی می کرد اما همه جوره با او کنار می آمدم چون به استعدادش یقین داشتم  او استعدا عجیبی داشت. بعد از گذشت دو ماه از آموزش دوره شش ماهه من خانواده آن پسر با من تماس گرفتند و بابت تغییر رفتار فرزندشان از من تشکر کردند.
 
تمام تلاشم این بود که با اخلاق خودم رامش کنم، از قبل تحصیل را رها کرده بود اما با صحبت هایم تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و در حین آموزش به تحصیلش ادامه داد؛ در کنکور قبول شد و لیسانس گرفت و ادامه داد.
 
یک روز به دفاعی کارشناسی ارشد دعوت شدم، وارد شدم و با دیدن همان کارآموزم احساس غرور و شادی عجیبی کردم، همان کارآموز شیطانم بود، اکنون او انسان شریفی در جامعه است، یکی از خاطرات شیرین زمان آموزشم همین ضامن شدن این پسر بود که توانستم مسیر زندگی اش را تغییر دهم و اکنون شاهد پیشرفتش در جامعه باشم.
 
 
و یک خاطره تلخ....
 
تلخ ترین خاطره یک آموزش دهنده نبود و یا کمبود امکانات برای آموزش به کارآموزان است. ما باید نیروی بومی تربیت کنیم اما تجهیزات لازم را به اندازه کافی نداریم. متاسفانه تجهیزات در استان بوشهر یا نمی رسد و یا دیر می رسد.
 
حرف آخر....
بسیار خرسندم که لیاقت آموزش به جوانان مرز و بومم نصیبم شده است. تشکر از مجموعه روزنامه پیام عسلویه که روزنامه ای مردمی است. امیدوارم مردم ایران خصوصا جوانان دشتستان در مراحل علمی و شغلی موفق باشند.
افراشته 2

کلیدواژه

دشتستان

فنی و حرفه ای

امید زندوی

ارسال نظرات

captcha
بانک سپه
افراشته نظرسنجی
طلوع دانش