فرشید لاری منفرد

نگاهی به تاریخچه سیاسی خاندان آل نصور در کرانه های شمالی خلیج فارس

یکی از ظرفیت های مهم در خلیج فارس حضور خاندان های مختلف می باشد که هرکدام سهمی مهم در تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این حوزه داشته اند

بوشهری ها / فرشید لاری منفرد |  یکی از ظرفیت های مهم در خلیج فارس حضور خاندان های مختلف می باشد که هرکدام سهمی مهم در تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این حوزه داشته اند. بر همین اساس پژوهش بر روی این خاندان ها و اشاره به نقش آن ها، می تواند منجر به شناخت بیشتر و روشن نمودن ابهامات تاریخی در این حوزه شود.

لازم به ذکر است تاکنون تحقیقات مفصلی درباره تاریخ طوایف و خاندان های جنوبی ایران صورت گرفته است که در این میان خاندان آل نصور با توجه به نقشی که در تحولات سیاسی خلیج فارس داشته اند، آنچنان که باید و شاید در قالب یک پژوهش جامع و مستقل مورد توجه قرار نگرفته است. تنها اثر تفصیلی در این زمینه می توان به کتاب «خلیج فارس؛ عرب های هوله کرانه شیبکوه ایران» ترجمه «الناز بلوری فرد» اشاره کرد. که در فصل سوم این کتاب به تاریخ این خاندان توجه شده است. هرچند به سبب تشابهات اسمی میان مشایخ خاندان آل- نصور، تاریخ پر فراز و نشیب و درگیری های مستمری که میان این خاندان و سایر خاندان های جنوبی ایران وجود داشته است پرداختن به تمامی ابعاد و تاریخ تحولات سیاسی مربوط به آن دوره در این مقال مقدور نمی باشد. بر همین اساس این نوشتار درصدد است، صرفا به معرفی و ارائه اطلاعات مختصر و فشرده ای از تاریخچه سیاسی این خاندان در کرانه های شمالی خلیج فارس بپردازد.

با توجه به شواهد و قراین تاریخی به نظر می رسد، از قرن دوازده هجری طوایف و قبایل بسیاری از نواحی مختلف سرزمین نجد؛ بحرین، عربستان و عمان به نواحی جنوبی ایران وارد شدند و در مناطق مختلف بوشهر سکنی گزیدند. از جمله این طوایف: خاندان آل نصور را می توان ذکر نمود.

نسب و خاستگاه آل نصور

«آل نصوری یا منصوری جزئی از جبور هستند که نسب آنها به قبیله ی بنی خالد باز می گردد. ساکن احساء بودند و هنگام مهاجرت به ایران خالد بن مهناجبری رئیس و رهبر آنان بود. که مرکز اصلی آنان در بندر طاهری ملو (ام الؤلؤ)، بندر عنیات کنگان قرای گاوبندی(پارسیان) بود. ( هارون، 2008: 18) جد اعلای آنها شیخ محمد آل نصور است. به زور این بلوک [کنگان] را تصاحب نمود و خرابیها را آباد فرمود و بعد از وفات او پسرش شیخ حاتم خان به حکومت این بلوک برقرار گردید و بعد از وفات او، پسرش، شیخ جباره خان، ضابط گردید و بعد از وفات او پسرش شیخ حسن کنگانی به حکومت رسید و ناحیه گاوبندی از نواحی لارستان را ضمیمه بلوک کنگان نمود.( فسائی، 1367: 2/1463)

از جمله وقایع مهم دوره شیخ حسن خان می توان به برخورد و درگیری های مستمر وی با مشایخ آل حرم در عسلویه اشاره کرد که دلیل اصلی آن به کینه و دشمنی دیرینه میان این دو خاندان باز می گشت. در خصوص نسب آل حرم آمده است:« آل حرم طایفه ای از عربند که در زمان قدیم از بر عمان به سواحل دریای فارس آمده در حوالی بندر بیدخون از توابع مالکی توقف نمودند و بندر عسلو را آباد کردند. ( فسائی، 1367: 2/1616) نسب آنها به قبیله ی (راضیه) در جزیره ی عرب می رسد. و دلیل نامگذاری آنها بدین نام این است که از ساکنان حرم مکه بودند و هجرت آنها به ایران به سبب اختلافی بود که بین آنها و قبیله ی ثقیف رخ داد.(العصیمی، 1997: 60)

 دشمنی شیخ حسن خان آل نصور سرانجام به قتل وی توسط شیخ ابراهیم خان آل حرم حاکم بندر عسلویه منجر می شود. پس از قتل شیخ حسن برادر کوچکتر وی به نام شیخ مذکورخان به عنوان جانشین وی انتخاب می شود که او نیز با حمله به عسلویه و ویرانی آنجا و قتل شیخ ابراهیم آل حرم، پسران عموی وی و همچنین تمامی مردهای خاندان آل حرم انتقام خون برادر خود را می گیرد.

بعد از شیخ مذکور، فرزندان و نوادگان وی سال های زیادی درکنگان، طاهری، عسلویه و گاوبندی به حکمرانی پرداختند. که از جمله اتفاقات این دوره درگیری و لشکرکشی مستمر این خاندان بر علیه سایر خوانین نظیر خان دشتی و همچنین دیگر شیوخ ساحلی خلیج فارس بوده است.

در اواسط سده 19.م، اکثر اعضای قبیله آل نصور در طاهری، کنگان و گاوبندی زندگی می کردند. تا اوایل 1800.م، کنگان جایگاه اصلی حاکمیت رؤسای آل نصور بود. لازم به ذکر است که بعضی اوقات وسعت قلمرو آل نصور از این هم بزرگتر بوده است. در سال 1756م، آل نصور کنترل طاهری، کنگان و شیالو (نام دیگر شیلو)را در دست داشتند و به گواه تاریخ شفاهی گاوبندی نیز این ناحیه در اختیار آنها بوده است. حوالی سال 1844.م،گاوبندی که از منطقه لارستان بوده به دست شیخ های آل نصور می افتد، البته معلوم نیست که آیا پیش از این هم متعلق به آنها بوده یا خیر، ولی پس از غارت کنگان در سال 1858.م، شیخ مذکور که در تبعید بود برای مدت کوتاهی شیخ منطقه ابوشعیب شد. تا دهه 1870.م، شیخ مذکورابن جباره فرماندار بنک، کنگان، تنبک، عینات، اختر، طاهری (که در دست برادرش شیخ حاتم بود)، بارک، نخل تقی، عسلویه، بیدخان، نخل هَشل، رأس عسفان، بندرکالت، شیو، بساتین، مُقام، نخیلو و رأس زالی و جزایر شیخ شعیب و هندورابی بوده است.

با مرگ شیخ مذکور در سال 1882.م، آل نصور تنها برگاوبندی تسلط داشتند، ولی کنگان و طاهری نیز همچنان تحت نفوذ آنها باقی ماند. از سال 1888.م، کنگان بخشی از بندرهای خلیج فارس به شمار می رفت. ، ولی آل- نصور در سال های 1902.م و 1903.م، دوباره کنترل کنگان را به دست گرفتند، اما در نهایت در سال 1904.م، از آنجا اخراج شدند. حتی درگاوبندی هم کنترل مناطقی که پیش از این در آنها ساکن بودند را از دست دادند، در سال 1906.م، گروهی پیدا شدند که ادعای مالکیت آن زمین ها را داشتند و آنها را از چنگ آل نصور درآوردند. از سال 1940م،آل نصور هم مانند دیگر شیخ های منطقه توان خود را درگاوبندی از دست دادند و این منطقه نیز بخشی از دیگر تقسیمات دولتی شد که از طرف دولت مرکزی تهران اداره می شد.(ویلم فلور، 1398: 203-201)

سقوط خاندان آل نصور

درگیری و خونریزی مستمر میان خاندان آل نصور با خاندان آل حرم، توطئه و دسیسه چینی و قتل و غارت میان قدرت‌های محلی، افزایش اخذ مالیات از مردم عادی، مقاومت در برابر لشکرکشی‌های دولت مرکزی از مهم ترین دلایل زوال قدرت آل نصور در کنگان محسوب می‌شود. سرانجام با روی کارآمدن سلسله پهلوی و تلاش های رضاشاه برای از بین بردن ناآرامی در مناطق مرزی ایران به منظور تثبیت قدرت مرکزی، به تدریج زمینه های تضعیف قدرت مشایخ عرب جنوبی ایران به طور عام و خاندان آل نصور به طور خاص فراهم گردید. به نحوی که در فاصله سال های 1934- 1925 بارها مشایخ عرب در این نواحی دستگیر و در تهران زندانی شدند.

ویلم فلور در کتاب «خلیج فارس؛ عرب های هوله کرانه شیبکوه ایران» به بررسی چگونگی سقوط قدرت این خاندان در کرانه های شمالی خلیج فارس پرداخته است. وی می نویسد:« پس از کناره گیری رضا شاه از قدرت و تبعید او در سال 1941.م، شیخ"حارب نصوری" به همراه "مبارک رئیسی"، صد مرد مسلح را همراه خود بردند و با استفاده از موقعیت به وجود آمده و هرج و مرج حاکم، به بندر" لنگه" حمله کردند. آنها با قایق تا "بستانو" و از آنجا هم با پای پیاده تا "خورمُلو" رفتند. آنها فکر می کردند که سربازان دولتی بدون فرمانده هستند وآمادگی این حمله را ندارند، ولی وقتی به بندر رسیدند با مقاومت شدیدی روبرو شدند و دست خالی برگشتند. حتی پس از این واقعه هم دست "نصوری"ها از دولت کوتاه نشد و به عنوان فرماندار محلی انتخاب شدند. برای نمونه، شیخ "یاسر"، دومین عموزاده شیخ"جباره ابن حاتم" به عنوان بخشدار"طاهری" و برادرش شیخ"سلیمان" نصوری هم در سال 1945.م، به عنوان بخشدار "کنگان" انتخاب شد. در سال 1951م، وقتی گاوبندی تبدیل به بخش شد، شیخ"یاسر ابن مذکور" به عنوان بخشدار آن انتخاب شد. گویا پس از شیخ"یاسر"، دیگر هیچ یک از اعضای خاندان"آل نصور" کنترل  سرزمین آبا و اجدادیشان را در دست نداشته اند.»(ویلم فلور، 1398: 192-191)

عمارت طاهری

بندر سیراف یا همان طاهری سال های متمادی محل حکمرانی خاندان آل نصور بوده است. در اوایل قرن دوازدهم با ورود خاندان نصوری به بندر سیراف این بندر به بندر طاهری مشهور گردید و تا سال 1387 خورشیدی به همین نام باقی ماند تا اینکه در این سال به بندر سیراف تغییر نام داد.(کریمی، 1393: 284) یکی از قلعه های مشهور خاندان آل نصور در کرانه شمالی خلیج فارس در این بندر واقع شده است. این قلعه به "سلطان قلعه های ساحلی" جنوب ایران مشهور است. ساخت این قلعه در اوایل حکمرانی خاندان نصوری در بندر سیراف توسط شیخ جبار دوم نصوری آغاز شد و در زمان شیخ حاتم دوم نصوری به پایان رسید.

 

قلعه شیخ جبار نصوری-بوشهر – سرزمین سوغاتی Soqatland

 

غلامرضا معصومی در کتاب «سیراف» که به معرفی و بررسی تاریخ سیراف پرداخته است درباره این قلعه می گوید:« این قلعه مشرف به دریا سمت غرب بندر طاهری بنا شده است. این قلعه را پدر بزرگ آقای شیخ ناصر نصوری (یکی از مالکین این بندر) بنا کرده است و مربوط به اوائل دوره قاجاریه است. این قلعه هم مانند بناهای دیگر عهد دوره قاجاریه دو حیاط اندرونی و بیرونی دارد و یک شاه نشین بالای همه اتاقها قرار گرفته است. ایوان این قلعه گچ بری های زیبایی دارد. این گچ بری ها به وسیله استاد علی اصغر شیرازی و به امر شیخ جبار جد شیخ ناصر نصوری در حدود هفتاد سال پیش انجام گرفته است.(معصومی، 1374: 322-321) این قلعه بعد از فوت شیخ ناصر نصوری در سال 1365 ش خالی از سکنه شده بود که در سال 1378 توسط سازمان میراث فرهنگی خریداری و ثبت آثار ملی شده است.(زاهد، 1391: 1)

نتیجه گیری

در دوران حکومت صفویه طوایف و قبایل بسیاری از نواحی مختلف سرزمین نجد وارد سرزمین های جنوب ایران شدند و در سرزمین های جنوبی یعنی مناطق مختلف بوشهر سکنی گزیدند. از جمله این طوایف آل نصور بود.آنها با ورود به کنگان و بندر طاهری با سایر قدرت های محلی و همجوار مواجه شدند. برهمین اساس برای حفظ سیادت و برتری خود چاره ای جز درگیری و منازعات مستمر با سایر قدرت های یاد شده نداشتند.

کینه و دشمنی  خاندان "آل نصور" با "آل حرم" در طول تاریخ حکمرانی این دو خاندان بر کرانه های شمالی خلیج فارس هموراه پابرجای بود و تنها نیاز به جرقه ای داشت تا شعله ور شود. تلاش هر دو خاندان برای تسلط بر نخل تقی و عسلویه نیز به اختلافات دیرینه آن ها دامن می زد. بدیهی ست درگیری و منازعات مستمر میان خاندان آل مذکور با سایر قدرت های محای مثل "خوانین دشتی"، "تنگستان"، "بنی تمیم" و "آل حرم" صرفا به جهت حفظ سیاست و برتری خود در کرانه های شمالی خلیج فارس و تقویت نفوذ سیاسی و اقتصادی در این نواحی بود.

عـدم فرمـانبرداری از فرامین حکومت مرکـزی ایـران، ظلـم و سـتم بـر ساکنان بومی منطقه، افزایش خودسرانه مالیات، در پــیش گــرفتن یــک سیاست تهـاجمی نظـامی، قتل و غارت، توطئه و دسیسه چینی قدرت های محلی برعلیه یکدیگر از مهم ترین خصائص دوره حکمرانی خاندان آل نصور در در کرانـه هـای شـمالی خلیج فارس است.

 

منابع و ماخذ

  1. العصیمی، محمد دخیل(1997م)، عرب فارس، ط9 ،السعودیة: مطابع الشاطیء الحدیثة بالدمام.
  2. حسینی فسائی، حسن.(1367) فارسنامه ناصری، تهران: انتشارات امیرکبیر.
  3. زاهد، امید.(1391) دیداری از شهر باستانی سیراف، وب سایت اتحاد خبر.
  4. فلور، ویلیم.(1398) خلیج فارس؛ عرب های هوله کرانه شیبکوه ایران، بی جا: سازمان نظام مهندسی معدن ایران.
  5. کریمی، نصرالله.(1393) خلیج فارس و کرانه های شمالی، قم: حماسه قلم.
  6. معصومی، غلامرضا.(1374) سیراف، تهران: نشر قطره.
  7. هارون، جلال خالد( 2008م)، تاریخ القبائل العربیة فی السواحل الفارسیة، مکتبه علوم النسب.
  8.  

  9. : روزنامه پیام عسلویه 

کلیدواژه

خلیج فارس

آل نصور

فرشید لاری منفرد

عسلویه

کنگان

ارسال نظرات

captcha
روز پتروشیمی
بانک سپه
طلوع دانش