سهم نفت در سیاستهای تهاجمی آمریکا
بوشهری ها /صدیقه بهزادپور | همزمان با تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس و افزایش حضور نظامی ایالات متحده، بازار جهانی نفت بار دیگر به یکی از حساسترین و پرنوسانترین دورههای خود وارد شده است. تحرکات نظامی آمریکا که با گفتمان تهاجمی دونالد ترامپ و نمایش قدرت سخت همراه شده، نهتنها معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده، بلکه بهطور مستقیم بر قیمت نفت و انتظارات بازیگران اقتصادی اثر گذاشته است و در این راستا، نفت، بهعنوان کالایی استراتژیک و سیاسی، بار دیگر نشان داده که تا چه اندازه به تحولات دیپلماتیک، شایعات مذاکرات و حتی سیگنالهای رسانهای واکنش سریع و گاه هیجانی دارد.
«نفت» عامل قشون کشیهای ترامپ
به گزارش «رویداد پارس»، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نفت و ابزارهای اقتصادی، در قشون کشیهای اخیر آمریکا به ونزوئلا، ایران و طمع برای گرینلند و ... از جمله دلایل اصلی اقدامات اخیر ترامپ به شمار می آید. از سوی دیگر رقابت آمریکا در عرصه اقتصادی با چین و تلاش برای اِعمال فشار هم یکی از محرکهای اصلی سیاست خارجی آمریکا به شمار می آید تا با فشار بر چین از طریق کنترل یا بیثباتسازی منابع انرژی، همزمان با اعمال تعرفه ها و جنگ تجاری، شرایط را بیش از پیش برای چین دشوار والبته برای خود تسهیل سازد. اما بسیاری از کارشناسان با توجه به آنچه که در منطقه محسوس است، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و تهدیدهای مستقیم یا غیرمستقیم علیه ایران و واکنش جدی مسئولان بلندپایه ایرانی به آنها، معادلات بازار نفت را از حالت قابل پیشبینی خارج کرده است. بازار جهانی نفت ذاتاً به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس است، اما در شرایطی که احتمال درگیری نظامی، انسداد مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز یا تشدید تحریمها مطرح میشود، واکنشها میتواند شدیدتر و نوسانات عمیقتر باشد. در چنین فضایی، نهتنها عرضه واقعی نفت، بلکه انتظارات روانی معاملهگران و صندوقهای سرمایهگذاری نقش تعیینکنندهای پیدا میکند، قطعاً نوسانات قیمت نفت در روزهای اخیر نمونه روشنی از همین شرایط به شمار می آید، چراکه همزمان با اظهارنظرهای آمریکا و ایران در خصوص شرایط موجود و احتمال انجام یا کنسل شدن مذاکرات و انتشار اخبار متناقض درباره احتمال حمله یا تشدید تنش، قیمت نفت چندین بار مسیر صعودی و نزولی را تجربه کرد و با هر خبر یا گمانهزنی درباره آینده روابط تهران و واشینگتن، بلافاصله در تابلوی قیمتها منعکس شد به اعتقاد همگان، این وضعیت نشان میدهد که بازار نفت بیش از آنکه به واقعیتهای جاری واکنش نشان دهد، به سناریوهای احتمالی آینده ومذاکرات چشم دوخته است.
سهم مذاکرات در بازار نفت
این گزارش حاکی است؛ نقش مذاکرات میان ایران و آمریکا در این میان بسیار پررنگ بوده و با انتشار خبر آغاز مذاکرات غیرمستقیم در عمان، سیگنالی کاهشی به بازار نفت ارسال کرد. کاهش بهای نفت خام وست تگزاس اینترمدیت به حدود ۶۲.۹۰ دلار در هر بشکه و افت قیمت نفت برنت به ۶۸.۳۵ دلار، بازتاب امیدواری معاملهگران به کاهش تنش و دور شدن سایه درگیری نظامی از منطقه بوده است تا جایی که شواهد حاکی از این است که، بازار نفت، حتی بیش از تحولات نظامی، به مسیر دیپلماسی حساس است و احتمال توافق یا کاهش تنش را عاملی برای افزایش عرضه بالقوه و ثبات نسبی تلقی میکند. تا جایی که، گزارشهایی درباره احتمال لغو مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شد که بلافاصله قیمت نفت را در بازارهای جهانی حدود سه درصد افزایش داد. این تغییر جهت سریع، بیانگر شکنندگی انتظارات و فضای پرابهام حاکم بر بازار است. به بیان دیگر، بازار نفت در شرایط کنونی نه بر پایه دادههای قطعی، بلکه بر اساس اخبار تاییدنشده، تحلیلهای رسانهای و حتی جنگ روانی میان بازیگران سیاسی حرکت میکند. از طرفی، باید توجه داشت که آمریکا نیز در محاسبات خود با محدودیتها و تناقضهایی روبهروست. قطعاً تشدید تنش و نمایش قدرت نظامی میتواند به افزایش قیمت نفت منجر شود که این موضوع بهطور مستقیم به زیان اقتصاد جهانی و حتی مصرفکننده آمریکایی تمام میشود، از طرف دیگر، کاهش شدید قیمت نفت نیز میتواند به صنعت نفت شیل آمریکا آسیب بزند و توازن بازار داخلی انرژی این کشور را بر هم بزند. از این رو، سیاست آمریکا در قبال ایران و منطقه خلیج فارس همواره میان فشار حداکثری و کنترلشده نوسان داشته است.
دیپلماسی ایران در بازار انرژی
ایران نیز بهخوبی از نقش خود در بازار نفت و اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس آگاه است، البته هرچند که ایران طی سالهای اخیر به دلیل تحریمها صادرات رسمی نفت ایران را محدود کرده، اما تأثیر روانی نام ایران بر بازار نفت همچنان بالاست واز این رو هر گونه تنش یا توافق احتمالی با ایران، در بازار جهانی بهمعنای تغییر در عرضه بالقوه و مسیرهای انرژی تلقی میشود. تاجایی که حتی اخبار مربوط به مذاکرات غیررسمی یا اختلافنظر بر سر جزئیات گفتگوها، میتواند قیمتها را جابهجا کند که خود تصویری روشن از پیوند عمیق اقتصاد و سیاست در نظام بینالملل است که حکایت از این می کند که نفت دیگر صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه ابزاری برای اعمال فشار، ارسال پیام سیاسی و مدیریت رقابتهای قدرتهای بزرگ محسوب میشود. تشدید تنشهای نظامی، احتمال مذاکره، اختلاف بر سر جزئیات گفتگوها و حتی شایعات رسانهای، همگی در کنار هم بازاری را شکل دادهاند که بیش از هر زمان دیگری بیثبات و پیشبینیناپذیر است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد که آینده قیمت نفت بیش از آنکه به میزان تولید یا تقاضای واقعی وابسته باشد، به سرنوشت روابط ایران و آمریکا و نحوه مدیریت تنشها در خلیج فارس گره خورده است. هرگونه گشایش دیپلماتیک میتواند فضای روانی بازار را آرام کند و به کاهش قیمتها بینجامد، در حالی که تشدید تنش یا شکست مذاکرات، احتمال بازگشت شوکهای قیمتی را افزایش خواهد داد. از این رو، بازار جهانی نفت در مقطع کنونی، آیینهای تمامنما از بحرانها، رقابتها و تردیدهای سیاست بینالملل است؛ آیینهای که هر لرزش سیاسی، تصویری تازه و گاه نگرانکننده در آن منعکس میشود./
منبع : روزنامه رویداد پارس
عکس