سایههای گرم تابستان بر سواحل خلیج فارس
بوشهری ها / شمسی فیصلی : گرما که از زمین و آسمان بوشهر میبارد، زندگی در ساعات روز انگار به خوابی اجباری فرو میرود. کوچهها خلوت میشوند و هرم آفتاب، پیادهروها را خالی از سکنه میکند. اما پشت پنجرههای بستهی خانهها، زیر باد خنک کولرهای گازی، دنیای دیگری در جریان است؛ دنیایی سرد و بیتحرک که در آن کودکان و نوجوانان بوشهری، ساعتها چشم به صفحههای کوچک تلفنهای همراه دوختهاند یا در هیاهوی بازیهای رایانهای غرق شدهاند.
تابستان با تمام طول و تفصیلش میآید و میرود، بدون آنکه برای این نسل، فرصتی واقعی جهت کشف خود، لمس خاک، فهم دریا یا یادگیری مهارتی تازه فراهم کند. سهم فرزندان پایتخت انرژی ایران از تعطیلات سهماهه چیست؟ آیا قرار است سهم آنها تنها نظاره کردن شعلههای سرکش فلرهای عسلویه از دور و پناه بردن به خلوت تکراری اتاقهایشان باشد؟ یا میتوان از دل همین جغرافیا، بستری برای شکوفایی خلاقیت و پویایی اجتماعی آنها ساخت؟
فرار از انزوای دیجیتال؛ از دیوارهای سیمانی تا پهنه آبی دریا
واقعیت این است که رخوت تابستانی در شهرهای جنوبی، بیش از هر چیز به انزوای اجتماعی دامن میزند. در روزگاری که یادگیری به کلاسهای درس رسمی و کتابهای درسی محدود شده، اوقات فراغت باید پناهگاهی برای تجربه کردن باشد. گذران این دوران در رخوت و بیبرنامگی، نه تنها سرمایههای روانی جامعه آینده را فرسوده میکند، بلکه فرصت بینظیر جامعهپذیری را از آنها میگیرد.
بوشهر با وجود برخورداری از طولانیترین مرز آبی با خلیج فارس، هنوز نتوانسته است رابطهای پویا میان کودکانش و این پهنه آبیِ سرشار از زندگی تعریف کند. دریا در ذهن بسیاری از کودکان بوشهری، تنها پسزمینهای برای پیادهرویهای شبانه در ساحل یا قاب پنجره خودروهاست. در حالی که همین دریا میتواند بزرگترین و پویاترین کلاس درس آنها باشد.
تصور کنید کارگاههای تجربی و محیطزیستی که در آن کودکان، نه از روی کتابهای بیروح، بلکه با پای پیاده و در میان جنگلهای حرا، زندگی خرچنگها، ماهیها و صخرههای مرجانی را لمس کنند. آموزش «نگهبانان کوچک خلیج فارس» میتواند از همین تابستانها آغاز شود؛ جایی که کودکان یاد میگیرند چطور با بحرانهای زیستمحیطی مواجه شوند، چطور از آلودگی پلاستیکی سواحل جلوگیری کنند و چگونه صدای رسای زیستبوم خسته خود باشند.
هویت بومی؛ هنری که در پستوی فراموشی خاک میخورد
یکی دیگر از حلقههای مفقوده در برنامهریزی اوقات فراغت نوجوانان بوشهری، گسست فرهنگی و هویتی است. در دنیایی که بازیهای جهانی و رسانههای نوین، ذائقه نسل جدید را یکدست و شبیه به هم کردهاند، هنرهای بومی بوشهر میتوانند نقشی نجاتبخش ایفا کنند.
حصیربافی، گلیمبافی، فقط چند صنایعدستی تزیینی برای فروش در بازارهای سنتی نیستند؛ این هنرها زبان گویای تاریخ و جغرافیا و شیوه زیست مردمان این دیارند. برگزاری کارگاههای خلاقانه که در آن ساختار سنتی این هنرها با نیازها و طراحیهای مدرن امروزی پیوند بخورد، میتواند برای نوجوانان جذاب و هویتساز باشد. وقتی یک نوجوان بوشهری یاد میگیرد با دستان خود از برگهای درخت نخل، وسیلهای کاربردی بسازد، در واقع در حال بازتعریف پیوند خود با خاک و ریشههایش است. این تجربهای است که هیچ بازی رایانهای یا کلاس کنکور تجملاتی نمیتواند به او هدیه دهد.
کانونهای پرورش فکری؛ ظرفیتهایی که باید احیا شوند
نمیتوان از اوقات فراغت حرف زد و نامی از کانونهای پرورش فکری کودکان و نوجوانان نبرد. این نهادهای باسابقه که روزگاری کارخانه پرورش خلاقیت و تفکر انتقادی بودند، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در برنامهها و پویایی مجدد هستند.
نسل امروز بوشهر، صرفاً با نقاشی کشیدن با گواش و سفالگری ساده راضی نمیشود. آنها به فضاهایی برای گفتوگو، نقد و ابراز وجود نیاز دارند. کارگاههای «روزنامهنگاری نوجوان»، «تئاتر شورایی و مشارکتی» و «سواد رسانهای» از نان شب برای این نسل واجبتر است. نوجوان امروزی که در معرض بمباران اطلاعاتی فضای مجازی قرار دارد، باید یاد بگیرد که چطور بنویسد، چطور تحلیل کند و چطور اخبار جعلی را از واقعیت تشخیص دهد. کانونها و فرهنگسراهای محلی بوشهر باید به پاتوقهای امن فرهنگی تبدیل شوند که در آنها تفکر انتقادی و کار تیمی آموزش داده میشود.
ورزشهای ساحلی؛ فرصتی که در ساحل ماسهای گم شده است
بوشهر با داشتن سواحل ماسهای بینظیر، مستعدترین نقطه برای توسعه ورزشهای گروهی و انفرادی مرتبط با آب و ساحل است. اما چقدر از این ظرفیت برای کودکان و نوجوانان، به ویژه دختران این دیار، فعال شده است؟
آموزش قایقرانی، نجاتغریق، شنای ایمن و فوتبال و والیبال ساحلی در قالب آکادمیهای تابستانی محلی، میتواند شور و نشاط را به کالبد بیرمق این شهر در روزهای گرم تزریق کند. ورزش نه تنها سلامت جسمانی کودکان را تضمین میکند، بلکه به آنها ارزشهایی چون همدلی، صبر، شکستپذیری و تلاش گروهی را میآموزد. متولیان ورزش و جوانان استان باید پاسخ دهند که چرا سواحل بوشهر، به جای آنکه کانون پرجنبوجوش بازیها و مسابقات تابستانی محلات باشد، در رخوتی بیپایان به سر میبرد؟
در انتظار همافزایی؛ کودکان بوشهری را دریابید
پر کردن بهینه اوقات فراغت کودکان و نوجوانان بوشهری، یک مسئولیت چندجانبه است. نهادهای دولتی مانند شهرداریها، آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری و اداره کل ورزش و جوانان نمیتوانند بار این مسئولیت را به دوش یکدیگر بیندازند و با ارائه آمارهای کاغذی از برگزاری چند کلاس محدود، سر و ته قضیه را هم بیاورند.
بخش خصوصی، تشکلهای مردمنهاد زیستمحیطی و فرهنگی و از همه مهمتر رسانهها باید پای کار بیایند. سرمایهگذاری روی کارگاههای مهارتی، هنری و ورزشی برای کودکان این استان، هزینه کردن نیست؛ بلکه بیمه کردن آینده بوشهر در برابر آسیبهای اجتماعی، انزوا و بیهویتی است.
تابستان بوشهر با همه گرمایش میگذرد؛ اما این ما هستیم که انتخاب میکنیم فرزندانمان از این فصل داغ، با دستانی پر از تجربه، مهارت و دوستیهای تازه خارج شوند، یا با چشمانی خسته از نور صفحات نمایش و ذهنهایی پراکنده و منزوی. وقت آن است که درهای کلاسهای تجربی، کارگاههای هنری و آکادمیهای ساحلی را به روی آنها باز کنیم.
عکس