بوشهری ها /اسماء بوستانی: اگر این روزها سر و کارتان به محلههای مختلف برازجان افتاده باشد، بوی قیر داغ و رد غلطکهای راهسازی، برایتان غریبه نیست. خیابانهایی که تا همین چند ماه پیش پر از چاله و وصله و تَرَک بود، حالا سطحی یکدستتر پیدا کردهاند و ماشینها کمتر مجبورند برای دور زدن دستاندازها از خط خودشان بیرون بزنند. بسیاری از شهروندان حاشیه این معابر میگویند مدتها بود چنین حجم از آسفالتکاری یکجا در برازجان ندیده بودند.
طبق آماری که شهرداری برازجان از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون منتشر کرده، دو پروژه اصلی در حوزه روکش و بهسازی معابر به سرانجام رسیده است. در قالب طرح «آسفالت گذرهای سطح شهر»، حدود ۱۸۸ هزار و ۱۵۰ مترمربع از معابر اصلی روکش شده است. این بخش بیشتر معابر شریانی و خیابانهای پرتردد را در بر میگیرد. خیابانهایی که بار اصلی ترافیک روزانه شهر را به دوش میکشند و هر ترک و فرسایش روی آنها، مستقیماً خود را در ترافیک، استهلاک خودروها و حتی بالا رفتن احتمال تصادف نشان میدهد.
تو
پروژه دوم، «زیرسازی و آسفالت کوچههای سطح شهر» است. جایی که سالها در اولویتهای بعدی مانده بود و در برخی از موارد، معمولاً عنوان «محلات کمبرخوردار» و «در دید رسانه نبودن برای بیلانسازی» بهانهای شده بود برای نادیده انگاشتن اجزای قدیمی شهر برازجان. در این طرح، نزدیک به ۲۶۵ هزار و ۱۴۴ مترمربع از کوچهها و معابر فرعی زیرسازی و آسفالت شده است. برای خیلی از خانوادههایی که در این کوچهها زندگی میکنند، این تغییر تنها در بهبود شرایط ظاهری خلاصه نمیشود. آسفالت کوچهها یعنی گلولای کمتر در زمستان، کاهش گرد و غبار در تابستان، و امنیت بیشتر برای بچههایی که در این معابر بازی میکنند یا هر روز با سرویس مدرسه رفتوآمد دارند.
مجموع این دو طرح، عدد قابل توجهی را نشان میدهد؛ چیزی حدود ۴۵۳ هزار مترمربع آسفالتکاری در کمتر از یک سال. اگر این مساحت را کنار هم بگذاریم، به اندازه چندین زمین فوتبال، از سطح خیابانهای شهر نوسازی شده است. رقمی که برای شهری با وسعت و جمعیت برازجان، معنای ملموسی از اراده و برنامهریزی شهری دارد. رانندگانی که هر روز بین محلههای مختلف در رفتوآمدند، شاید ندانند این اعداد دقیقاً چقدر است، اما هرکدامشان میتوانند چند خیابان و کوچه را نام ببرند که «بالاخره بعد از سالها آسفالت شدند و خودشان و ماشینشان نفس راحتی کشیدند».
اما شهر فقط از پشت شیشه ماشین دیده نمیشود.بخشی از شهروندان، پیاده میروند؛ سالْمند، کودک، مادر با کالسکه، دانشآموزی که تا سر کوچه پیاده میرود. برای همین، موازی با آسفالتکاری سوارهروها، ۲۵ هزار مترمربع پیادهروسازی هم در محلاتی از جمله بلوار فنیحرفهای، بلوار معلم، علیآباد (خیابان شهید رجایی) و فاز یک شهرک امام(ره) (خیابان ایثار) در دست اجراست. این رقم، جدای از پیادهروسازیهای سالهای گذشته است و نشان میدهد که نگاه به معابر، دیگر محدود به مسیر خودروها نیست.
البته که آسفالت کردن و روکش معابر، کاری نیست که یکبار انجام شود و خیال همه برای همیشه راحت باشد. آسفالت مثل هر مصالح دیگری عمر مفید دارد. بار ترافیک سنگین، تابش شدید آفتاب جنوب، نفوذ آب باران و فاضلاب، حفاریهای مکرر برای انشعابات آب و برق و گاز، همه اینها عمر مفید روکش را کوتاه میکند. اگر مرمت دورهای جدی گرفته نشود، چالههای کوچک ظرف چند ماه تبدیل به شکستگیهای عمیق میشوند، لبههای آسفالت میشکند، آب در ترکها جمع میشود و با هر بار عبور خودرو، سطح خیابان بیشتر متلاشی میشود. این چرخه فرسایش، هم هزینه نگهداری و مدیریت شهری را بالا میبرد، هم هزینه شهروندان را. کمکفنرهای خراب، جلوبندیهای بههمریخته، لاستیکهای آسیبدیده و در نهایت خطر انحراف و تصادف، ارمغان شوم آسفالتهای بیکیفیت است.
برای همین است که در مدیریت شهری امروز، «نگهداری پیشگیرانه» جای «تعمیر اضطراری» را گرفته است. شهرداری برازجان هم اگر بخواهد از این حجم آسفالتکاری نتیجه پایدار بگیرد، ناچار است به رویکرد دورهای فکر کند. یعنی به جای آنکه هر چند سال یکبار سراغ خیابانهای کاملاً خراب برود، برنامهای بچیند که هر سال بخشی از معابر، روکش نازک و زودهنگام شوند تا از تخریب عمیق جلوگیری شود. این کار در ظاهر خرج دارد، اما در عمل، هم برای بودجه شهرداری ارزانتر تمام میشود، هم برای جیب شهروندان.
از زاویه دیگر، آسفالت خوب تنها مسئله «راحتی رانندگی» نیست. بخشی از شأن و چهره شهر است. خیابانهای پُر وصله و پینه، سنگجدولهای لبپر و شکسته، چالههای پر از آب، همه اینها علاوه بر مشکلات عملی، پیامی ناخودآگاه به شهروند و مهمانان شهر میدهد؛ شهری که به خودش نمیرسد، ارزش سرمایهگذاری مادی و معنوی نیز ندارد.
برعکس، وقتی در محلهای که سالها خاکی بوده، ناگهان کوچهها زیرسازی و آسفالت میشود، حس «دیده شدن» و تعهد اخلاقی به شهر، برای ساکنان آن محله بهوجود میآید. انگار بخشی از شهر که سالها حاشیه بوده، حالا به متن برگشته است.
اقدامات اخیر شهرداری برازجان در حوزه آسفالتکاری را میتوان قدمی مهم در همین جهت دانست. قدمی که اگر با برنامهریزی منظم، نگهداری مستمر، و همراهی با پروژههای زیرساختی دیگر (مثل ساماندهی آبهای سطحی و شبکههای فرسوده) ادامه پیدا کند، میتواند در چند سال آینده چهره ترافیکی شهر را دگرگون کند. در غیر این صورت، خطر بازتولید همان چرخه قدیمی وجود دارد. اینکه چند سال بعد دوباره همان خیابانها، زیر چرخ ماشینها و بیتوجهی به نگهداری، به وضعیت قبلی برگردند و فرسایش سرمایههای شهر و شهروندان را در پی داشته باشد.
در نهایت، آسفالتهای نوِ امسال اگر قرار است فقط یک مزیت داشته باشد، شاید همین باشد که باب گفتوگوی تازهای را میان شهر و مدیریت شهری باز کند. گفتوگویی درباره اینکه خیابان فقط جایی برای عبور و مرور روزانه نیست، بخشی از کیفیت زندگی و زیست اجتماعی است. برازجان، با این حجم از آسفالتکاری در سال ۱۴۰۴، یک فرصت دارد؛ از این اتفاق نه فقط بهعنوان یک «پروژه عمرانی»، که بهعنوان نقطه شروع نگاهی تازه به نگهداری و عدالت در توزیع اعتبارات در شهر استفاده کند.