فرهنگ / شناسه خبر: 185900 / تاریخ انتشار : 1405/5/6 00:50
|

مطبوعات محلی بوشهر در تنگنای بقا

گرانی کاغذ و چاپ، کاهش سهم آگهی‌ها و بی‌توجهی مدیران، نشریات مکتوب استان بوشهر را به مرز فرسودگی و خاموشی رسانده است

بوشهری ها /نشریات مکتوب استان بوشهر این روزها در یکی از سخت‌ترین دوره‌های حیات خود به سر می‌برند؛ دوره‌ای که در آن، افزایش مداوم هزینه‌های کاغذ و چاپ، کاهش منابع درآمدی، نامشخص بودن حمایت‌های نهادی و بی‌توجهی برخی مسئولان استانی، ادامه انتشار را برای بسیاری از روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های محلی دشوار کرده است. رسانه‌هایی که سال‌ها نقش ثبت تاریخ، انعکاس مطالبات مردم و حفظ هویت فرهنگی منطقه را برعهده داشته‌اند، اکنون خود به یکی از مهم‌ترین قربانیان بی‌تدبیری فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده‌اند.

در فضای رسانه‌ای امروز، شاید بسیاری تصور کنند که با گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال، اهمیت مطبوعات مکتوب کاهش یافته است؛ اما واقعیت این است که روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های محلی همچنان یکی از اصلی‌ترین ارکان حافظه تاریخی، تحلیل اجتماعی و روایت مستند از یک جغرافیا به شمار می‌آیند. در استانی چون بوشهر، که برخوردار از پیشینه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قابل توجهی است، مطبوعات محلی صرفاً چند صفحه چاپی نیستند؛ آن‌ها بخشی از سند هویت این سرزمین‌اند.

با این حال، همین رسانه‌های مکتوب امروز در شرایطی فعالیت می‌کنند که می‌توان آن را وضعیت هشدار توصیف کرد. افزایش سرسام‌آور قیمت کاغذ، رشد پیوسته هزینه‌های چاپ، بالا رفتن هزینه‌های صفحه‌آرایی، زینک، لیتوگرافی و توزیع، در کنار کاهش شدید توان اقتصادی نشریات، فضایی را به وجود آورده که ادامه کار برای بسیاری از فعالان این حوزه به کاری فرساینده و کم‌رمق تبدیل شده است.

در چنین وضعیتی، طبیعی بود که متولیان فرهنگی، مدیران اجرایی و نهادهای مسئول، با حساسیت بیشتری به میدان بیایند و برای جلوگیری از تضعیف بیشتر این بخش چاره‌اندیشی کنند. اما آنچه در عمل دیده می‌شود، نه یک برنامه روشن حمایتی، بلکه نوعی سکوت، تعلل و در برخی موارد، بی‌اطلاعی از عمق بحران است. مسئله فقط این نیست که حمایت مالی کافی وجود ندارد؛ مسئله مهم‌تر آن است که هنوز در بخشی از نظام تصمیم‌گیری، رسانه مکتوب به عنوان یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی به رسمیت شناخته نشده است.

گرانی کاغذ؛ آغاز زنجیره بحران

اگر بخواهیم از ملموس‌ترین و فوری‌ترین مشکل مطبوعات محلی سخن بگوییم، باید از کاغذ آغاز کنیم. کاغذ برای نشریه، صرفاً یک کالای مصرفی نیست؛ ستون فقرات تولید است. هر افزایش قیمت در این حوزه، مستقیم و بی‌واسطه خود را در بهای تمام‌شده هر شماره نشان می‌دهد. برای نشریات محلی که پشتوانه مالی گسترده ندارند ، این افزایش‌ها می‌تواند به معنای حذف تدریجی از چرخه انتشار باشد.

در کنار کاغذ، هزینه چاپ نیز به یکی از موانع جدی ادامه فعالیت تبدیل شده است. چاپخانه‌ها نیز به دلیل رشد هزینه‌های مواد اولیه، خدمات خود را با نرخ‌های بالاتری ارائه می‌کنند و این امر فشار مضاعفی بر رسانه‌های مکتوب وارد کرده است. نتیجه روشن است؛ برخی نشریات فاصله انتشار خود را بیشتر کرده‌اند، برخی شمارگان را کاهش داده‌اند و برخی دیگر عملاً به انتشار نامنظم یا توقف ناخواسته رسیده‌اند.

رسانه‌هایی که دیده می‌شوند، اما جدی گرفته نمی‌شوند

بخش قابل توجهی از بحران مطبوعات محلی، ریشه در مسائل مالی دارد؛ اما همه ماجرا به اقتصاد ختم نمی‌شود. یکی از مشکلات اساسی، نوع نگاه به رسانه‌های مکتوب در سطح مدیریت استانی است. در سخنرانی‌ها و مناسبت‌ها، از رسانه به عنوان رکن توسعه، فرهنگ و آگاهی یاد می‌شود، اما هنگام تصمیم‌گیری، اولویت‌بندی و تخصیص منابع، نشریات محلی اغلب در حاشیه قرار می‌گیرند.

این بی‌توجهی، تنها در نبود کمک‌های مستقیم خلاصه نمی‌شود. گاه حتی در فرایندهای مشورتی، در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و در تعریف نقش‌آفرینان توسعه اجتماعی نیز از رسانه‌های محلی غفلت می‌شود. این در حالی است که همین نشریات، سال‌ها بار تحلیل، مطالبه‌گری، نقد منصفانه، اطلاع‌رسانی محلی و همراهی با مردم در بحران‌ها و رخدادهای مختلف را بر دوش کشیده‌اند.

واقعیت آن است که نمی‌توان از فرهنگ عمومی سخن گفت، اما نسبت به ابزارهای شکل‌دهنده و ثبت‌کننده آن بی‌اعتنا ماند. رسانه مکتوب، اگرچه شاید از حیث سرعت با فضای مجازی قابل مقایسه نباشد، اما از نظر ماندگاری، سندیت، مسئولیت حرفه‌ای و اثرگذاری عمیق، جایگاهی دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

سهم ناچیز مطبوعات از بازاری که در استان وجود دارد

یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی مطبوعات محلی، آگهی‌های ادارات، شهرداری‌ها، نهادهای عمومی و شرکت‌هاست. در استانی مانند بوشهر که حجم قابل توجهی از آگهی‌های اداری، خدماتی و اقتصادی در آن جریان دارد، انتظار طبیعی این است که رسانه‌های مکتوب محلی از سهمی عادلانه و متناسب بهره‌مند باشند. اما آنچه فعالان این حوزه می‌گویند، چیز دیگری است.

بی‌توجهی برخی ادارات و شهرداری‌ها در سپردن آگهی به رسانه‌های محلی، عملاً یکی از اصلی‌ترین مجاری تنفس اقتصادی این نشریات را محدود کرده است. در شرایطی که استان از ظرفیت بالای آگهی برخوردار است، سهم مطبوعات مکتوب محلی همچنان اندک و نامتناسب با نیاز و جایگاه آن‌هاست. این نابرابری، فقط یک مسئله صنفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ضعف در درک نقش رسانه بومی در چرخه اطلاع‌رسانی رسمی و عمومی است.

وقتی آگهی‌ها به‌جای آنکه در خدمت تقویت رسانه‌های محلی قرار گیرند، از این چرخه فاصله می‌گیرند، نتیجه آن چیزی جز تضعیف تدریجی نشریاتی نیست که می‌توانستند با همین پشتوانه، به انتشار منظم، ارتقای کیفیت و حفظ نیروی انسانی خود ادامه دهند.

تهدیدی فراتر از یک بحران اقتصادی

پیامدهای تضعیف مطبوعات محلی، تنها متوجه صاحبان امتیاز یا مدیران مسئول نیست. هر بار که یک نشریه ضعیف‌تر می‌شود، نامنظم منتشر می‌شود یا از چرخه رسانه‌ای حذف می‌شود، در واقع بخشی از حافظه مکتوب استان، بخشی از امکان گفت‌وگوی عمومی و بخشی از ظرفیت نظارت مدنی نیز آسیب می‌بیند.

رسانه‌های مکتوب محلی، به‌ویژه در مناطق و استان‌ها، نقش ثبت‌کننده تحولات اجتماعی و سیاسی را بر عهده دارند. آن‌ها اسناد امروز برای فردای تاریخ‌اند. اگر این رسانه‌ها به دلیل فشار اقتصادی و بی‌توجهی مدیریتی از میان بروند، آنچه از دست می‌رود فقط چند عنوان نشریه نیست، بلکه بخشی از روایت بومی و مستند یک منطقه از میان خواهد رفت.

از سوی دیگر، تضعیف این رسانه‌ها به معنای فرسایش سرمایه انسانی حوزه رسانه نیز هست. روزنامه‌نگاران، دبیران، نویسندگان، عکاسان و فعالانی که سال‌ها در این عرصه تجربه اندوخته‌اند، در غیاب حداقل ثبات اقتصادی، یا ناچار به کناره‌گیری می‌شوند یا به حوزه‌های دیگر کوچ می‌کنند. این اتفاق در بلندمدت، زیست‌بوم رسانه‌ای استان را فقیرتر و کم‌رمق‌تر خواهد کرد.

سکوت در برابر یک ضرورت فرهنگی

شاید مهم‌ترین پرسشی که امروز باید مطرح شود این است که چرا با وجود روشن بودن ابعاد بحران، واکنش مؤثری از سوی برخی نهادهای مسئول دیده نمی‌شود؟ آیا مطبوعات محلی هنوز به عنوان یک اولویت فرهنگی شناخته نشده‌اند؟ آیا نقش آن‌ها در توسعه اجتماعی و در بازتاب مسائل استان، کمتر از آن چیزی تلقی می‌شود که در واقع هست؟

پاسخ هرچه باشد، نتیجه موجود نگران‌کننده است. نشریات مکتوب در دشوارترین شرایط اقتصادی و اجرایی، تقریباً تنها مانده‌اند. آن‌ها کار می‌کنند، اشتغال ایجاد می‌کنند، مسئولیت اجتماعی می‌پذیرند، کنار مردم می‌مانند و بار بخشی از آگاهی عمومی را به دوش می‌کشند، اما در زمان تصمیم‌گیری، در زمان حمایت و در زمان تعریف اولویت‌های فرهنگی، یا دیده نمی‌شوند یا در حاشیه می‌مانند.

این وضعیت، با هر معیار فرهنگی و مدیریتی، قابل دفاع نیست. اگر رسانه در گفتار رسمی، مایه افتخار و نشانه پویایی فرهنگی است، در عمل نیز باید از حداقل پشتوانه لازم برخوردار باشد. در غیر این صورت، فاصله میان شعار و واقعیت، بیش از پیش آشکار خواهد شد.

راه برون‌رفت هنوز بسته نیست

با وجود همه دشواری‌ها، هنوز می‌توان از فرسودگی کامل این بخش جلوگیری کرد؛ به شرط آنکه اراده‌ای واقعی برای مداخله و اصلاح وجود داشته باشد. نخستین گام، پذیرش این واقعیت است که مطبوعات محلی، یک بخش حاشیه‌ای و کم‌اهمیت نیستند، بلکه از زیرساخت‌های فرهنگی و رسانه‌ای استان به شمار می‌آیند.

تدوین یک بسته حمایتی روشن و استانی برای مطبوعات محلی، می‌تواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. این حمایت می‌تواند در قالب یارانه هدفمند، تسهیلات کم‌بهره، تخفیف در چاپ یا تأمین بخشی از هزینه‌های فنی تعریف شود. در کنار آن، باید سازوکاری شفاف، منظم و عادلانه برای توزیع آگهی‌های دولتی و عمومی در نظر گرفته شود تا رسانه‌های مکتوب از یک منبع پایدار درآمدی برخوردار شوند.

همچنین لازم است رسانه‌های بومی در اولویت اطلاع‌رسانی ادارات و نهادهای استان قرار گیرند. این تصمیم، هم به پایداری اقتصادی نشریات کمک می‌کند و هم موجب تقویت ارتباط واقعی میان دستگاه‌های اجرایی و افکار عمومی محلی می‌شود. برگزاری نشست‌های منظم و نتیجه‌محور میان مسئولان و اصحاب رسانه نیز می‌تواند فاصله موجود را کاهش داده و زمینه تصمیم‌گیری دقیق‌تر را فراهم کند.

در کنار این‌ها، حمایت از حرکت مکمل نشریات به سمت نسخه‌های دیجیتال نیز ضروری است، اما این رویکرد نباید بهانه‌ای برای رها کردن نسخه مکتوب باشد. رسانه چاپی و رسانه دیجیتال، اگر درست دیده شوند، می‌توانند مکمل یکدیگر باشند، نه جایگزین اجباری هم.

جمع‌بندی

امروز مطبوعات محلی استان بوشهر در نقطه‌ای ایستاده‌اند که ادامه بی‌تفاوتی نسبت به آن‌ها، می‌تواند به خاموش شدن تدریجی بخشی از صدای رسمی، بومی و ماندگار این استان بینجامد. این فقط مسئله چند روزنامه و هفته‌نامه نیست؛ مسئله حفظ بخشی از هویت فرهنگی، حافظه تاریخی و امکان گفت‌وگوی مسئولانه در جامعه است.

باید صریح گفت که نمی‌توان از فرهنگ، آگاهی و توسعه سخن گفت، اما نسبت به وضعیت رسانه‌های مکتوب بی‌اعتنا ماند. مطبوعات محلی، اگر در آمار و سخنرانی‌ها مایه افتخارند، باید در عمل نیز مورد توجه قرار گیرند. حمایت از این رسانه‌ها، نه یک لطف اداری، بلکه یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی است؛ ضرورتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا شاید برای جبران آن دیر باشد./ روزنامه پیام عسلویه


 

کلیدواژه

مطبوعات محلی

گرانی کاغذ

وزارت ارشاد

ارسال نظرات

captcha
برگزاری جشنواره رویش مهر
کاریکاتور روز / علیرضا احمدی خرم
روزنامه پیام عسلویه
روزنامه رویداد پارس
پارس جنوبی