مقاله ای منتشر نشده از جهانشیر یاراحمدی
بوشهری ها / احمد آرام زاده 1330 هجری شمسی است؛ محله کوتی بندر بوشهر.
پدرش زنده یاد محمد علی آرام از خوشنامان اداره ی فرهنگ(آموزش و پرورش) بود و نیز از فوتبالیستهای قابل بوشهر.
احمد آرام را تا همین دو دهه پیش در زادگاهش صرفاً به عنوان یک هنرمند تئاتری میشناختند؛ وقتی در سال 1380 زادگاهش را ترک کرد، دور تئاتر را خط کشید و داستانها و رمانهایش را منتشر کرد و در دهه 80 به عنوان یکی از نویسندگان برجسته ی کشور خود را مطرح کرد. آرام در 6 دهه از روزگار گذراندهاش در حوزههای مختلف ادبی و هنری کارهای درخوری از خود بهجا گذاشته که در این مبحث این حوزهها را واکاوی خواهیم کرد تا کارنامهی این نویسنده را با هم تورقی کرده باشیم.
نقاشی، طراحی و گرافیک
احمد آرام از همان ایام جوانی دستی در نقاشی، طراحی و گرافیک داشته است. آرام علاقهمندی خودش به هنر نقاشی و یادگیری فنون نقاشی و آشنایی با گرافیک را مدیون دوستی است که خلیل توکلی نام دارد.
از همان آغاز کار، آرام به «طنز سیاه» علاقهمند شد و با آشنایی با آثار گورمه لن، براد هلند، اشر و دیگران این استعداد را در خود تقویت کرد.
نخستین حضور رسمی آرام در عرصه نقاشی و گرافیک با برگزاری نمایشگاهی در نگارخانه دریسی شیراز در سال 1356 ه.ش رخ داد. نمایشگاهی که به مدت یک ماه برقرار بود. این نمایشگاه به همت جمشید کریمی برگزار شد.
اولین حضور رسمی آرام در نمایشگاه دستهجمعی نقاشان فارس در سال 1357 هجری شمسی رخ داد. نمایشگاهی که در نگارخانه وصال شیراز برگزار شد.
استعداد احمد آرام در نقاشی و گرافیک و ارزش آثار وی را وقتی درمییابیم که بدانیم:
1. مسعود مهرابی مدیرمسئول مجله فیلم نقد مفصلی بر آثار گرافیکی وی نوشته که جالب توجه است. لازم به یادآوری است که آرام از سال 1360 با مجله ی فیلم در زمینه کاریکاتورهای سینمایی همکاری کرده است.
2. زنده یاد احمد شاملو تعدادی از آثار گرافیکی آرام را در «کتاب جمعه» کار کرد. احمد شاملو پس از دیدن آثار آرام و انتخاب برخی از آنها برای کتاب جمعه با واسطه جمشید کریمی از آرام دعوت کرد تا از نزدیک او را ببیند ولی این دیدار هرگز اتفاق نیفتاد.
3. برخی از طرحهای گرافیکی آرام در حوزه ی بهداشت در مجلات بینالمللی منتشر شده است. نمونه آن پوستر شیر مادر است که در نشریات نیویورک چاپ شد و برخی دیگر در کشورهای عربی حوزه خلیجفارس به صورت بیلبورد در معرض دید عموم قرار گرفته است.
روزنامهنگاری
فعالیتهای روزنامهنگاری احمد آرام در دو بخش قابل بررسی است:
الف) دبیر سرویس هنری آیینه جنوب
ب) نویسندگی برای نشریات مختلف
الف) آرام در سالهای میانی دهه ی 70 دبیر سرویس هنری هفتهنامه آیینه جنوب بود. تورق آرشیو این نشریه نشان میدهد که در آن روزگار این صفحه ی هنری،صفحه ای درخور و شایسته بود. نگارش نقدهای سینمایی و تئاتری، معرفی فیلمهای ایرانی و خارجی و مهمتر از همه مکث بر جوانان پراستعداد استان در این صفحه نمود ویژهای داشت. آرام در این صفحه هنرمندان جوان با استعداد را که گاهی در جشنوارههای ادبی و هنری خود را نشان میدادند معرفی می کرد و با آنان به گفتگو مینشست. تعداد زیادی از آن جوانان امروز از سرآمدان هنر استان هستند.
ب) بخش دیگری از فعالیتهای مطبوعاتی احمد آرام نگارش مقالات ادبی و هنری برای نشریات مختلف است. در این مبحث وی ضمن نگارش چند مقاله ی مهم پژوهشی در حوزه فرهنگ، هنر و آیینهای بوشهر، نقدهایی نیز بر آثار تئاتری برجسته که در دهه ی 70 در بوشهر اجرا میشدند نوشته است. در دهه ی هشتاد نیز مقالات متعددی از وی که بیشتر در حوزه ادبیات بوده در نشریات سراسری منتشر شده است.(درباره قصه نویسی جنوب ، بررسی آثار چوبک و ... از آن جمله اند.)
بازیگری
اگر چه احمد آرام را امروزه به عنوان یک نویسنده می شناسیم اما در کارنامه ی هنری اش بازی های متعددی دیده می شود. بازی در نمایش های مختلف و نیز در چند مجموعه ی تلویزیونی.
بای در نمایش های کهزاد (1347) نوشته و کار منوچهر آتشی، ، داش اکل(1348)،نظارت عالیه(1350) کوهولین به کارگردانی اسماعیل بیگی (1352)، ما را مس کنید (1352)، محپلنگ از ایرج صغیری (1356)، قلب الاسد (1371) و....
و نیز بازی در سریال دلیران تنگستان، فیلم کوتاه پیاده هفت، سریال سرزمین من و نقابداران، ماهیگیران کوچک.
نقطه ی عطف فعالیت های هنری آرام و به ویژه بازیگری در سال 1351 رخ داد. آرام در این سال در کارگاه نمایش وابسته به تلویزیون ملی ایران حضور یافت و زیر نظر «آشور بانی پال بابلا» از کارگردانان بنام آن روزگار و در کنار بازیگرانی همچون شهره آغداشلو، میترا قمصری، اسماعیل پوررضا، رضا قاسمی بازیگری آموخت و در نمایش «چرخ و فلک» نوشته «آرتور شنیتسلر» و کارگردانی «آشور بانی پال بابلا» بازی کرد.
آرام در دهه ی 80 با برگزاری کارگاه های بازیگری در بوشهر و شیراز تجربیات خود را به نسل جوان منتقل کرده است.
تهیه کننده برنامهی رادیویی
در سالهای نخست دهة 70، احمد آرام به رادیو بوشهر رفت و برنامهای تهیه کرد که «رنگینکمان» نام داشت. آرام در این برنامه هم نویسنده بود هم تهیهکننده و هم یکی از گویندگان برنامه. برنامه ی رنگینکمان ضمن اطلاعرسانی اتفاقات و حوادث فرهنگی هنری استان با هنرمندان نخبه کشور نیز ارتباط تلفنی مستقیم برقرار کرده و هر بار بخشی از برنامه ی گفتگوی تلفنی بود با یکی از بزرگان. رنگینکمان برای سالهای نخست دهه ی 70 در رادیو بوشهر برنامهای نو بود.
نمایشنامهنویسی
احمد آرام در سالهای آغازین دهه 40 با تشویقهای منوچهر نجابتT دبیر آن روزگار مدارس بوشهر به تئاتر علاقهمند شد و پنج دهه است که آن را رها نکرده است. او در این عرصه هم بازی کرده و کارگردانی و هم نمایشنامه نوشته است.
برخی از نمایشنامههای آرام عبارتند از:
سقوط (48)، ما نمی توانیم (49)، حکایت آن شب سرد طوفانی (49)، سخنران (49)، شب قادر و دیگران (53)، وهچیره (56)، نیمکت، دریا طوفانی شد، جلیقه نجات زیر صندلی شماست (1368)، شرح ماوقع یک بازی نویس (70)، قلب الاسد (71) خانه تلخ (72)، صداهای دور و در عین حال نزدیک از صفدر و صفورا، دوچرخه و سینما (73)، ماهزده (79)، خاکسپاری زن زنده (79)، کلهها در بارانداز (79)، مراسم ویژه برای صرف پیتزا (80)، تخممرغ فلزی (82)، اسم شب:ویرجیینا وولف (83)، دو برداشت از یک زندگی کوتاه (81)، پرورشدهنده سگ ماهی(راحیل دختر شملون) (83)، این یارو آنتیگونه (86) و روایت دیرهنگام یک گلوله به وقت عبور از مغز الخاندرو گونزالس(1402) که از میان اینها هفت نمایشنامه خانه ی تلخ، صفدر و صفورا و این یارو آنتیگونه، به خاکسپاری زن زنده، اسم شب:ویرجینا ولف، تخم مرغ فلزی روایت دیرهنگام یک گلوله...... به شکل کتاب منتشر شدهاند.
احمد آرام در نمایشنامهنویسی دو رویکرد را دنبال کرده است:
1. رویکرد بومی
2. رویکرد مدرن
آرام خودش معتقد است که خیلی میانه ی خوبی با نمایشنامههای بومی ندارد.
اما با این حال دو اثر بومی در کارنامهاش دیده میشود: وهچیره ـ قلب الاسد.
البته نوع نگاه آرام به مسائل بومی و اقلیمی با دیگران متفاوت است. او تلاش میکند تا با نگاهی نو سنتهای بومی را مورد توجه قرار دهد و به همین دلیل است که همین دو اثر بومی وی آثار قابل توجهی در ادبیات نمایش بوشهر به شمار میروند.
وهچیره از آثار شاخص قبل از انقلاب است و قلب الاسد نیز مهمترین جایزه نمایشنامهنویسی را در جشنواره تئاتر فجر در سال 1372 نصیب نویسندهاش کرده است.
بیشتر آثار آرام در حوزه نمایشنامهنویسی آثاری هستند که با دغدغههای مدرن و پیش مدرن نوشته شدهاند همه آثار مدرن آرام در یک کلیت چند پشتوانه مهم دارند:
الف) توجه به جریان سیال ذهن
ب) توجه به رئالیسم جادویی
ج) توجه به ادبیات گروتسک
مجموعه نمایشنامههای آرام نشان میدهد که:
- وی ریخت ها، ساختارها و فرمهای نمایشنامهنویسی را به خوبی میشناسد.
- با مقولهی نشانه شناسی آشناست و این آثار سرشار از نشانههای قابل فهماند و بر خلاف دیگران که نشانههای شخصی در آثارشان سود میجویند و بر ابهام کارهایشان میافزایند از نشانههای قابل درک استفاده می کند.
- آشنایی با گرافیک، رنگ، طراحی و موسیقی سبب شده تأثیرات غیرمستقیمشان را بر بالندگی متن بگذارند.
آرام (ضمن دریافت جوایز متعدد در جشنوارههای استانی و منطقهای) مهمترین جوایز ادبیات نمایشی را برای بوشهر در عرصهی ملی به ارمغان آورده است:
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای قلب الاسد در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر (72)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای خانه تلخ در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر (73)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای تخممرغ فلزی در مسابقه ادبیات نمایشی ایران (82)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای صفدر و صفورا در دومین جشنواره سراسری دانشجویان کشور (73)
- جایزه دریافت نمایشنامه دوم برای خانه تلخ در اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور (72)
کارگردانی
آرام از دهه 40 تا امروز علاوه بر بازیگری و نمایشنامهنویسی کارگردانی را نیز تجربه کرده است. او در پنج دهه ی گذشته اگرچه آثار اندکی را کارگردانی کرده اما همه آثار وی آثاری قابل توجه بودهاند. مهمتر آنکه او در همه آثارش از دغدغههای مدرنش کوتاه نیامده است و خط سیر اندیشهاش را میتوان در مجموعهی این آثار دید:
- کارگردانی نمایش «فاندو و لیز» اثر فرناندو آرابال (1352)
- کارگردانی نمایش «جلیقه ی نجات زیر صندلی شماست» (1368)، حضور در جشنواره ی استانی
- کارگردانی نمایش «قلب الاسد» (1371)، حضور در جشنواره ی استانی، منطقهای، بینالمللی فجر و اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «خانه تلخ» (1372) حضور در جشنواره استانی، منطقهای، بینالمللی فجر و اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «صفدر و صفورا، دوچرخه و سینما» (1373)، حضور در دومین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «تخممرغ فلزی» (1383)، حضور در جشنواره استانی فارس، منطقهای بوشهر
کارگردانی نمایش «رؤیای پرندگان کوکی» (1393) (اجرای عموم)
کارگردانی نمایش «آخرین بار کی دیدمت گندم»(1395)(اجرای عموم)
کارگردانی نمایش «به خاکسپاری زن زنده»(1398)(به دلیل شرایط کرونایی به اجرا نرسید.)
داستاننویسی
آرام اگرچه اولین داستان کوتاه خود (انعکاس) را در سال 1349 در مجله ی فردوسی منتشر کرد ولی تا سال 1379 که از بوشهر هجرت کرد عمق تلاش و فعالیتش در این عرصه را کسی نمیدانست. او اگر چه گاهی داستانهای کوتاهش را در نشریات مختلف منتشر میکرد، اما در زادگاهش صرفاً به عنوان یک هنرمند تئاتری مطرح بود که مهمترین افتخارات تئاتری پس از انقلاب را برای بوشهر به ارمغان آورده است.
با انتشار مجموعه «غریبه در بخار نمک» داستاننویس دیگری از جنوب به شکل جدی در ادبیات ایران مطرح شد. «غریبه در بخار نمک» گل کرد و با دریافت جوایز متعدد ادبی و به ویژه جایزه ادبی یلدا، آرام علیرغم چهار دهه فعالیت مستمر در تئاتر به عنوان یک داستان نویس در کشور مطرح شد و از آن پس آثار دیگری از وی در دهه 80 منتشر شد که نام او را در ادبیات پررنگتر کرد. «کسی ما را به شام دعوت نمیکند»، «آنها چه کسانی بودند؟»، «به چشمهای هم خیره شده بودیم»، «بیدار نشدن در ساعت نمیدانم چند»،«خوکچه بادنما»، «سگی در خانه یک آنارشیست دست دوم» و رمانهای «مردهای که حالش خوب است»، «حلزونهای پسر»، «باغ استخوانهای نمور» و «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» آثار دیگر آرام بودند که علائق ویژه اش در روایتهای تودرتو و ادبیات وهمی و خواب و رؤیا را پیگیری کردند. آرام در آثارش جنوب را هنوز رها نکرده است؛ (شاید هم جنوب او را رها نمیکند) البته جنوبی که آرام می بیند متفاوت از آن چیزی است که در واقعیت میبینیم.
سایر فعالیتها:
آرام در دهه 80 در جشنوارههای مختلف ادبی و هنری در سطح کشور داوری کرده است. در نشستهای مختلف سخنرانی، کارگاههای آموزشی متعددی را هدایت کرده ، فیلمنامه نوشته، نقد بر آثار سینمایی و تئاتری نوشته و نیز مقالات متعدد در حوزه فرهنگ و هنر و در مورد آثار برجستة سینمای جهان در مکانهای مختلف سخنرانی و بحث کرده است.
احمد آرام حالا یکی از مفاخر ادبی هنری استان بوشهر است و یکی از داستاننویسان به نام ایران زمین.
او شامگاه بیست و هشتم مهرماه به عالم کلمات پیوست..
عکس