بوشهری ها /*صدیقه بهزادپور – شمارش معکوس برای فعالسازی مکانیسم ماشه از مدتها پیش آغاز شده و طی این مدت واکنشهای مختلفی نسبت به این امر صورت گرفته است و بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و بینالمللی داشته است. این امر که بناست تحت عنوان اجرای خودکار تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران انجام شود، از نظر برخی از ناظران بینالمللی بیش از آنکه یک ابزار اجرایی تازه باشد، یک نمایش سیاسی و روانی است؛ اما در عین حال به اعتقاد گروهی نیز این امر شرایط را در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... برای کشور دشوار خواهد کرد، به ویژه اینکه ایران در حال حاضر با علاوه بر تبعات احتمالی مکانیسم ماشه، با جنگ مجدد بااسرائیل و تنشهای احتمالی آن، تشدید تحریم های آمریکا، نرخ فزاینده تورم و دلار صد تومانی و طلا حدود هشت هزار تومانی روبروست.
همزمان با شروع زمزمه تهدید فعالسازی مکانیسم ماشه، دو واکنش کاملاً متفاوت در جامعه نسبت به این امر شکل گرفت. گروهی از تحلیلگران بر این باور هستند که؛ تقریباً تمامی ابزارهای تحریمی که میتوانست علیه ایران اعمال شود، پیشتر توسط آمریکا و متحدانش اجرا شده است و مکانیسم ماشه چیزی افزونتر از آنکه پیشتر صورت گرفته است، نخواهد بود و ایران نیز در سالهای اِعمال تحریمها، توانسته با اتخاذ راهکارهای اقتصادی و دیپلماتیک، بخش زیادی از فشارها را مدیریت کند و حتی برخی اثرات تحریمها را خنثی کند. به اعتقاد این افراد؛ فعالسازی مکانیزم ماشه، در عمل چیزی بیش از «چکاندن ماشه خالی» نیست. از این رو، این اقدام عمدتاً پیام سیاسی دارد و هدف آن نشان دادن همصدایی اروپا با سیاستهای آمریکا و اسرائیل خواهد بود و نه اعمال تحریمهای تازه یا سنگینتر از آنچه که تاکنون صورت گرفته است.
ظرفیت محدود تحریمها علیه ایران
این گروه از تحلیلگران بر این باورند که ظرفیت اروپا برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران تقریباً به پایان رسیده است. تحریمهای بانکی، نفتی، مالی و حتی برخی محدودیتهای تجاری که پیشتر اعمال شده، بخش عمدهای از فشارهایی است که جامعه بینالمللی میتوانسته بر ایران وارد کند، لذا به اعتقاد این افراد، فعالسازی ماشه بیش از آنکه تغییر ملموسی در واقعیت اقتصادی ایران ایجاد کند، یک حرکت نمادین و تبلیغاتی محسوب میشود. در بررسی واکنش این کارشناسان و برخی از مسئولان؛ این نکته را میتوان از واکنشهای اولیه نهادهای بینالمللی و تحلیلهای رسانهای دریافت که اروپا عملاً ابزار تازهای برای فشار بیشتر در دست ندارد و این اقدام صرفاً به عنوان نشانه همراهی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل مطرح میشود. حتی در صورت اجرایی شدن، تحریمهای جدید عمدتاً تکرار تحریمهای قبلی خواهند بود و که قبلاً با تدابیر مختلف توانسته اثر آنها را مدیریت کند.
روزنامه نگار*
نقش دیپلماسی ایران در مدیریت بحران
اما گروهی از صاحبنظران نیز معتقدند؛ فعال شدن مکانیسم ماشه شرایط را برای کشور در شرایط کنونی دشوارتر از زمان قبل خواهد کرد. محدودتر شدن صادرات نفت، در حالی که ایران مدعی کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است، کشور را از نظر اقتصادی- امنیتی و ... در شرایط دشواری قرار خواهد داد، چرا که شواهد و قرائن همچنان حاکی از این است که درآمدهای نفتی همچنان در بودجه سالانه کشور سهم عمده ای را به خود اختصاص داده و رصد دقیق کشتیهای ایران برای صادرات نفت احتمالی حتی اگر کشورهایی مانند چین، با وجود اِعمال سیاستهای سختگیرانه همچنان خریدار نفت ما باشند، امکان انجام این کار را بسیار کاهش خواهد داد یا حذف می کند. علاوه بر این حتی امکان صادرات و واردات محصولات مختلف رانیز با توجه به بازگشت تحریم های سازمان الملل بر ایران، سخت تر خواهد کرد. از این رو به زعم این افراد معقولانه است که با توجه به محدودیت واقعی تحریمهای تازه، تمرکز اصلی ایران بر دیپلماسی هوشمندانه و مدیریت معادلات بینالمللی باشد تا تهران با اتخاذ سیاستهای متوازن بتواند فشارهای سیاسی و روانی اروپا را مهار کند و از تبدیل این تهدید نمادین به یک بحران واقعی جلوگیری نماید.
راهکار چیست؟
کارشناسان معتقدند که ایران در شرایط فعلی میتواند با تمرکز بر چند محور اصلی اقدامات لازم را به عمل آورد؛ حفظ خطوط ارتباطی با کشورهای اروپایی و نبستن باب مذاکره برای جلوگیری از تشدید اختلافات، برقراری توزان با استفاده از توافق ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک، تأکید بر اجرای توافقهای موجود و همکاریهای بینالمللی با رایزنی های گسترده، به ویژه در حوزه هستهای با پرهیز از فشارهای خارج از چارچوب، مدیریت فضای رسانهای و دیپلماسی عمومی برای نشان دادن اینکه تهدید ماشه در عمل محدود و بدون اثر است، قطعاً به ایران امکان را میدهد تا نه تنها از فشارهای سیاسی عبور کند بلکه معادلات منطقهای و بینالمللی را به نفع خود تغییر دهد.
فرصت مدیریت هوشمندانه
براین اساس، حتی با تاکید برخی از افراد بر اینکه؛ فعالسازی مکانیزم ماشه علیه ایران تهدیدی علیه ایران نیست، می تواند یک فرصت دیپلماتیک و روانی برای تهران محسوب شود. ایران میتواند با استفاده از ظرفیتهای داخلی، تجربههای پیشین و دیپلماسی هدفمند، نه تنها آثار این اقدام را کاهش دهد بلکه وضعیت را به نفع خود مدیریت کند. به باور این افراد؛ آینده تحولات منطقه و روابط بینالمللی ایران بیش از آنکه به فعالسازی ماشه وابسته باشد، به حسن مدیریت بحران و توانایی دیپلماتیک ایران بستگی دارد. تهران در این شرایط میتواند با هوشمندی و صبر استراتژیک، فشارها را به حداقل برساند و معادلات را در عرصه بینالمللی به نفع خود تغییر دهد و فرصتی برای تغییر آنچه که باعث تغییرات و اِعمال سیاستگذاریهای سخت علیه ایران شده است بیابد.
عکس