بوشهری ها /همزمان با رد و بدل شدن پیامها به منظور تهیه پیش نویس تفاهمنامه فی مابین ایران و آمریکا و حدس و گمانهایی درباره جدیتر بودن این دور از مذاکرات، باز هم گاه و بیگاه خبر تجاوز محدود و نقض حریم و...آمریکا به برخی از شهرهای ایران به گوش می رسد. مسئله ای که به نظر میرسد آمریکا قصد دارد از آنها به عنوان وزنه ای در میز مذاکرات استفاده کند که البته هر بار با هوشیاری و دفاع خوب ایران مواجه شده است. شنیدن صدای پدافند در شهر «جم» علیه تجاوز اخیر هواگرد آمریکا نیز از جمله همین موارد تلقی می شود که البته خیلی زود از سوی سنتکام تکذیب شد. رویکردی که در حال تبدیل به یک الگوی آشنا در این روزها تبدیل شده است، اما قطعاً شنیدن صدای پدافند و انفجار همزمان با آن خبری دیگر از این رخداد می دهد.
تکرار تکذیب نقض آتش بس های مکرر سنتکام
روایتهای محلی از «جم» از شنیده شدن صدای پدافند علیه یک بالگرد آمریکایی در منقطقه را گزارش می دهد که حکایت از سطح بالای آمادهباش نیروهای نظامی در منطقه را می دهد، اما از سوی دیگر سنتکام باز هم با تکذیب و یا توجیهات نقض آتش بس هایی که در بندرعباس داده بود، از الگویی پرتکرار در این روزها تبعیت می کند و اعلام کرد که هیچ هواگرد آمریکایی در منطقه سرنگون نشده، در حالیکه برخی شاهدان از شنیدن صدای فعالیت پدافند سخن میگفتند و قطعاً تکرار این امر حکایت از وقوع واقعیتی است که دیگر از حالت مورد و یا اشتباه خارج می شود و تبدیل به سازوکار ثابت می شود؛ سازوکاری که هم برای کنترل پیامدهای سیاسی و رسانهای و هم برای کاهش هزینههای حقوقی و بینالمللی مفید است. اما کارشناسان اینکه چرا در میانه آتشبس چنین خبرهایی تکرار میشود، معتقدند؛ باید توجه داشت که آتشبس بهمعنای پایان قطعی خصومت نیست؛ بلکه اغلب به معنای مدیریت سطح درگیری است و کشورهای درگیر در این دورهها میکوشند بدون عبور از آستانهای که آتشبس را بهطور رسمی فرو بریزد تا پیامهای بازدارنده ارسال کنند و خطوط قرمز طرف مقابل را بسنجند و سطح آمادگی و واکنش او را ارزیابی کنند. در این چارچوب، پروازهای شناسایی، نزدیکشدن به حریمهای حساس، یا عملیاتهای محدود و کوتاهمدت میتواند بخشی از فشار کنترلشده باشد که هم هزینه جنگ تمامعیار را ندارد و هم دستاورد روانی و اطلاعاتی تولید میکند.
به دنبال امتیاز با نقض آتش بس
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند؛ این رخدادها همچنین میتواند با منطق چانهزنی در سایه قدرت، قابل توضیح باشد، چراکه قرار است تفاهمنامهای شکل بگیرد، هر طرف تلاش میکند دست بالا را به میز مذاکره ببرد، نه فقط با متن و بندهای حقوقی، بلکه با نمایش توان میدانی در صدد خرید امتیاز در حین مذاکرات است و در چنین شرایطی، طرفی که بتواند تهدید معتبر را بدون ورود به جنگ گسترده منتقل کند، ممکن است امید داشته باشد در مرحله امتیازگیری، طرف مقابل را محتاطتر یا منعطفتر کند. به گفته صاحبنظران، حملات محدود یا نمایش تحرکات نظامی میتواند کارکرد سیگنالدهی داشته باشد که هم برای طرف مقابل، هم برای متحدان منطقهای، و هم برای افکار عمومی داخلی قابل استناد است. اما به گفته این افراد؛ اهمیت تکذیبها در این میان کمتر از خودِ رخدادها نیست. تکذیب رسمی میتواند چند هدف را همزمان دنبال کند و آن جلوگیری از تشدید بحران، حفظ امکان انکارپذیری، کاهش فشار افکار عمومی و رسانهها، و نیز مدیریت پیام به متحدان و نهادهای بینالمللی است. قطعاً اگر یک عملیات محدود به صورت رسمی پذیرفته شود، ممکن است طرف مقابل ناگزیر به پاسخ علنی و متقابل شود و زنجیرهای از واکنشها شکل بگیرد، اما تکذیب، این زنجیره را کند میکند و اجازه میدهد تنش در سطحی قابل کنترل باقی بماند. از طرفی تکذیبهای مکرر، وقتی با گزارشهای میدانی یا شنیدهها در تعارض قرار گیرد، میتواند به فرسایش اعتماد و افزایش ابهام منجر شود؛ ابهامی که خود بخشی از جنگ روانی است.
پیام روشن فعالیت پدافندها
به گفته کارشناسان؛ در طرف ایرانی نیز، فعالیت پدافند، حتی اگر در نهایت به درگیری قطعی یا اصابت منجر نشود، یک پیام روشن دارد و آن آمادگی برای پاسخ و مراقبت از آسمان کشور در دورهای که دشمن ممکن است به «تست» سامانهها فکر کند. بسیاری از عملیاتهای اطلاعاتی- نظامی دقیقاً برای همین طراحی میشوند تا سنجش زمان واکنش، الگوی رهگیری، نوع سامانههای فعال، میزان هماهنگی شبکه فرماندهی و کنترل و حتی نحوه پوشش رسانهای را محک بزنند و از این نظر، هر رخداد کوچک میتواند قطعهای از پازل بزرگتر باشد که هدفش شناخت نقاط قوت و ضعف و سپس تنظیم محاسبات راهبردی است. با این وجود، خطر اصلی در این وضعیت، خطای محاسباتی است، یعنی هرچه تعداد رخدادهای کوچک بیشتر شود، احتمال اینکه یکی از آنها از کنترل خارج شود یا به تلفات و خسارت منجر شود، افزایش مییابد. در این صورت آتشبس بهجای اینکه سکویی برای مذاکره باشد، به میدان مین تبدیل میشود که یک حادثه میتواند کل روند تفاهم را متوقف یا وارونه کند. به همین دلیل، در کنار مذاکرات سیاسی، سازوکارهای فنی کاهش تنش از خطوط تماس اضطراری تا قواعد رفتاری در آسمان و دریا اهمیت دوچندان پیدا میکند.
موازنه قدرت در پساجنگ
به اعتقاد صاحبنظران، این حملات پراکنده بیش از آنکه فقط خبرهای جدا از هم باشد، نشانه همزمانی دو روند است که در راستای تلاش برای تثبیت یک چارچوب سیاسی در دوران پس از جنگ، و تلاش برای تثبیت موازنه بازدارندگی در میدان صورت می گیرد و تا زمانی که این دو روند به یکدیگر گره خوردهاند، احتمال تکرار خبرهای متناقض، تکذیبهای سریع، و رخدادهای محدود باقی میماند. در نهایت این امر بدیهی است که، آتشبس اگر با سازوکارهای راستیآزمایی، مدیریت بحران و کاهش سوءبرداشت همراه نشود، میتواند به دورهای از تنش کمدامنه اما پرریسک تبدیل شود که در آن، هر پرواز ناشناس یا هر صدای پدافند، نه فقط یک خبر محلی، بلکه بخشی از بازی بزرگترِ فشار، امتیازگیری و سنجش آمادگی تلقی خواهد شد و در این میان آنچه که این روزها شاهد بوده ایم ، امادگی مطلوب ایران و پاسخهای به جا و مقتدرانه به تهاجمات پراکنده دشمن بوده ایم که قطعاً در میز مذاکره برای ما دستاوردهای خوبی به همراه خواهد داشت.
عکس